سرای تاریخ
سرای تاریخ |مرجعی کامل درباره تاریخ ایران و جهان
 موقعیت شما در سایت : سرای تاریخ » صفحه نخست » Page 20
خبرهای سایت
  •   دسته بندی : سایر مطالب
  •   بازدید :10110 بار
  •   تاریخ انتشار : 1396/04/23

تخت طاقدیس

تخت تاقدیس ازهفت گنج خسرو پرویز از عجایب بارگاه  اوست. شکل این تخت مانند طاق بود و جنسش از عاج و نرده‌هایش از نقره و طلا بود. بر سقف این تخت صورت  پادشاهان و مجالس بزم و شکار و ستاره‌ها حک شده بود. روی آن وسیله‌ای برای تعیین ساعات روز نصب شده بود وچهار یاقوت هم به مانند تناسب یکی از فصول سال دیده می‌شد.

تاج یاقوت نشان

تاج خسروانی بی شک یکی دیگر از عجایب در گاه اوست. تاج خسرو پرویز از مقداری طلا و مروارید ساخته شده بود. یاقوتهایی که در تاج به کار رفته بود در شب مثل روز می  در خشیدند. این تاج آن قدر سنگین بود که زنجیره‌هایی از طلا آن را از سقف آویزان کرده بود. تاج را بر این زنجیره‌های طلا بسته بودند تا هنگام نشستن شاه تاج به روی سرش قرار بگیرد و سنگینی وزن تاج را حس نکند.

ادامه مطلب
  •   دسته بندی : تاریخ معاصر
  •   بازدید :8340 بار
  •   تاریخ انتشار : 1396/04/23

کلمه آقا در اول نام آقامحمدخان، معنی تحقیرآمیزی ندارد

دکتر عباس هاشم‌زاده محمدیه، عضو هیئت علمی دانشگاه یزد برخی آقای آقامحمدخان را به شکل «آغا» می نویسند و با این کار شاید می‌خواهند بگویند که او بدین جهت به این لقب خوانده شده که توسط علیقلی ملقب به عادلشاه، برادرزاده و جانشین نادر شاه افشار به اصطلاح خواجه گردیده است. بعضی هم املای آقا را با همان «ق» می‌نویسند. به نظر می‌رسد که با توجه به واقعیات تاریخی، دسته دوم در کار خود واقع‌بینانه‌تر عمل می‌کنند. یعنی این که کلمه آقا در اول نام آقامحمدخان، حداقل معنی تحقیرآمیزی ندارد. چون اگر چنین معنی‌ای داشت، در دوره قاجار و حتی در دوره خود او شعرایی مثل حاجی سلیمان صباحی و فتحعلی کاشی، متخلص به صبا او را به این لقب نمی‌خواندند. دو بیت زیر که اولی از صباحی و دیگری از صبا است و هر یک در قصایدی از این دو شاعر هم عصر او  آمده‌اند، حاکی از این مطلب می‌باشند:

خدیو کی مکین جم نگین آقامحمدخان

که باشد چون جم و کی چاکری او را و مولایی

خسرو جمشید فر آقامحمدخان که او

حارث دین عرب شد، وارث ملک عجم

در ذکر دلیل آقا خوانده شدن او، مطلبی در تاریخ ایران، چاپ دانشگاه کمبریج آمده است که قابل توجه می‌باشد. طبق آنچه که در آن مأخذ آمده، آقامحمدخان در هنگام پنهانی زیستن پدرش در میان ترکمانان دشت قره قوم در ۷ محرم ۱۱۵۵/۱۴ مارس ۱۷۴۲ در خانه شخصی به نام سید مفید در استرآباد از مادری قویونلو (قوانلو) به دنیا آمد و به عنوان فرزند آن سید بزرگ شد. براساس این سخن می‌توان گفت که دلیل آمدن لقب آقا در آغاز نام سرسلسله قاجار همین بوده است. پیداست این به معنی نپذیرفتن حادثه‌ای که برای وی در سن حدود شش سالگی به دستور عادلشاه، از جانشینان نادر در مشهد، اتفاق افتاد نیست….

ادامه مطلب
  •   دسته بندی : تاریخ معاصر
  •   بازدید :8723 بار
  •   تاریخ انتشار : 1396/04/23

در تاریخ ناگفته ایران، زنان زیادی هستند که جز نام، نشانه دیگری از آن‌ها نداریم. زنانی که به دنیا می‌آمدند تا پشت درهای بسته حرمسراها زندگی کنند و به عقد مردی درآیند و پشت همان درهای بسته بمیرند بدون اینکه کسی حتی نام آن‌ها را بداند اما همه این زن‌ها، این مرز تولد تا مرگ را بدون تأثیر‌گذاری در روند تاریخ طی نمی‌کردند.یکی از این زنان تاج‌الملوک ملقب به ام‌خاقان است؛ زنی که بی‌تردید وجودش در شکل‌گیری بخشی از تاریخ معاصر مؤثر بوده است. آنچه او را مشهور می‌کند، گزارش‌هایی است که در روزنامه‌های دوران مشروطه، نوشته و به او نسبت‌های غیراخلاقی داده شده است. شاید هیچ زنی به اندازه ام‌خاقان نباشد که به صراحت در روزنامه‌ها متهم به خیانت شده و این نسبت به جایی رسیده بود که محمدعلی شاه را فرزند مظفرالدین شاه ندانسته و او را فرزندی زنا‌زاده می‌دانند.با این همه، هیچ روایت مدونی از زندگی‌اش وجود ندارد و هر چه از او می‌دانیم به اعتبار وابستگان به اوست. می‌دانیم که او دختر امیرکبیر و عزت‌الدوله، خواهر ناصرالدین شاه، بوده و از سمت مادری، نوه مهدعلیا، یکی از قدرتمندترین زنان تاریخ معاصر، بوده است. مادرش، عزت‌الدوله هم زنی جسور بوده و بسیاری از کسانی که با او دیدار کردند، معتقد بودند زنی بی‌پروا با زبانی بسیار تند بوده که حتی شاه نیز از آن در امان نمانده بود.

ادامه مطلب
  •   دسته بندی : تاریخ معاصر
  •   بازدید :9867 بار
  •   تاریخ انتشار : 1396/04/23

حکومت شاه عباس بر ایران
زاده : ۱ رمضان ۹۷۸ هجری قمری؛ برابر با ۱۵۷۱ میلادی
 زادگاه : هرات
تاج گذاری : ۹۸۹ هجری قمری
مکان تاج گذاری : شهر هرات در ایالت خراسان (اکنون در افغانستان)
درگذشت : ۲۴ جمادی‌الاول سال ۱۰۳۸ هجری قمری؛ برابر با ۱۶۲۹ میلادی
مکان درگذشت : اشرف (بهشهر کنونی در استان مازندران)

جانشین : شاه صفی (سام میرزا پسر صفی میرزا)

آنچه پیترو دلاواله (جهانگردی ایتالیایی كه پنج سال در ایران به سر برده و با شاه عباس مصاحب بوده است.)

درباره این پادشاه می نویسد:

«…شاه عباس تنها بر ملت خود حكومت نمی كند. بلكه برای مردم ایران به منزله سرپرست و پدری مهربان است. نه تنها به رعایای خود زمین و احشام می بخشد؛ بلكه به هركه نیازمند باشد پول كافی می دهد …. غلامان و خدمتگزارن خود را از خزانه خویش زن می دهد و به آموختن هنری كه زندگانی ایشان را به كار آید تشویق می كند. به گمان من هیچ پدر خانواده ای به مهربانی این پادشاه كه چندین میلیون نفوس را اداره می كند ؛ در عالم نیست. البته رفتار ملاطفت آمیز او با رعایای عیسویش برای دین ما عیسویان مفید نیست؛ زیرا بسیاری از عیسویان فریفته مهربانی و نیك رفتاری ظاهری (!!) او می شوند و مذهب خود را به پول می فروشند…»

ادامه مطلب
  •   دسته بندی : تاریخ معاصر
  •   بازدید :7599 بار
  •   تاریخ انتشار : 1396/04/23

نظمیه چگونه متولد شد؟

زمانی که آغامحمدخان قاجار، تهران را دار الخلافه سرزمین ایران قرار داد قاسم خان دولو (قاجار) را با صد تفنگچی به کوتوالی (قلعه بانی) حکومت تهران گماشت.
در واقع قاسم خان دولو را نخستین رییس شهربانی تهران می دانند. در آن دوره انتظامات داخل تهران به عهده قراولخانه بود و قراولان عده ای از سربازان قشون بودند که زیرنظر مستقیم کلانتر انجام وظیفه می کردند. کلانتر از نظر موقعیت اجتماعی یک مقام کشوری محسوب می شد و به افرادی که زیر نظر کلانتر شهر یا کدخدایان محلات به کار اشتغال داشتند عناوین عسس (نگهبان)، شحنه (پاسبان شهر) و داروغه (حاکم نظامی) اطلاق می شد.آنچه امروزه پاسگاه یا کلانتری نامیده می شود در آن دوران با عنوان داروغه خانه مورد اشاره قرار می گرفت. میرشب، نیز یکی دیگر از مقامات کشوری بود که برای خود شأن و مقامی داشت به این ترتیب که وقتی کسی حق قانونی رفت و آمد در شهر را نداشت وظیفه میرشب حکم می کرد از طریق مامورانش افرادی را که بی دلیل در شهر تردد داشتند، دستگیر و بازجویی کنند.

ادامه مطلب
  •   دسته بندی : تاریخ معاصر
  •   بازدید :7213 بار
  •   تاریخ انتشار : 1396/04/21

زیرپا نهادن رسوم مذهبی

وقتی رضاخان به قدرت رسید، درصدد فریب مردم برآمد. او با پای پیاده همراه دسته جات عزاداری حرکت می کرد و در مجالس عزاداری و تکیه ها حاضر می شد و خود را مقیّد به اصول مذهب نشان می داد. اما بعد از پا گرفتن قدرتش، همه تلاش خود را در راه زیر پا نهادن رسوم مذهبی به کار بست. او در راه رسیدن به اهداف شوم و پلید خود، حتی حرم مطهر امام رضا علیه السلام را به خاک و خون کشید و واقعه مسجد گوهرشاد، نمونه بارز و علنی دشمنی او با اسلام بود.

تغییر لباس دستور استعمارگران

رضاخان به دستور استعمارگران غربی و به کمک جریان وابسته روشن فکر، تمام توان خود را در تغییر لباس ملی به کار گرفت و به عنوان لباس متحدالشکل، مردم را مجبور به تغییر لباس و کلاه نمود و از تمامی قدرت و ابزاری که در دست داشت،برای این مقصد استفاده کرد. او لباس روحانیت را ممنوع و منوط به اخذ اجازه نمود. سفر رضاخان به ترکیه، یکی از توطئه های روشن فکران وابسته بود تا رضاخان تحت تأثیر قرار گیرد و در تغییر ماهیت ملی و اسلامی ایران تلاش نماید.

ادامه مطلب

هنر گرفتن عطر از گلهای مختلف و جای دادن آن در شيشه های ظريف و کوچک برای اولين بار در بين زرتشتيان در ايران اختراع شد، زيرا عطر يک نقش مهم در تشريفات دينی زرتشتی داشت.در مورد اهميت عطر در ميان ايرانيان باستان در کتاب تورات بند دوازدهم سوره استر آمده است:”دخترانی که قرار بود نزد اخشورش ( خشايارشا ) پادشاه پارسيان فرستاده شوند دوازده روز در روغن مر و عطريات و اسباب تطهير آنان را می آراستند…اين خود ميرساند که تا چه اندازه عطريات ميان زنان دربار هخامنشی مورد استفاده بوده است…”در عهد ساسانيان در جلوی آتشکده ها دکانهای عطرفروشی وجود داشتند تا به مومنين زرتشتی عطر های خويش را بفروشند، بويهای خوش مانند راسن ، هوگون ، هوکرت و هدنپاک از عطرهای مراسم دينی زرتشتی ايران ساسانی بود.پس از يورش تازيان به ايران مسلمانان نيز اين سنت را به ارث بردند و در جلو مساجد و بزرگ شهرهای اسلامی دکانهای عطر فروشی قرار داشت که به مسلمانان ميفروختند..اين سنت حتی امروزه هم در کنار مساجد و شهر های مذهبی ايران وجود دارد…

ادامه مطلب

«چغازنبیل» که نام باستانی این بنا است، واژه‌ای محلی و مرکب از دو واژه «چُغا» (در زبان لری به معنی «تپه») و زنبیل (به معنی «سبد») است که اشاره‌ای است به مکان معبد که تپه بوده و آن را به زنبیل واژگون تشبیه می‌کردند.این مکان نزد باستان‌شناسان به «دور-اونتش» معروف است که به معنای «دژِ اونتش» » است.سده‌های متمادی این بنا در زیر خاک به شکل زنبیلی واژگون مدفون بود تا اینکه به دست رومن گیرشمن فرانسوی در زمان پهلوی دوم از آن خاک برداری گردید.

ادامه مطلب

اولین پزشک ایرانی

دکتر ابوالقاسم بختیار اولین پزشک ایرانی است که تا سن ٣٩سالگی تحصیلات ابتدایی داشت و خدمتکار یکی از خوانین بزرگ بختیاری بود او هر روز فرزندان خان را به مدرسه میبرد وهمان جا می ماند تا مدرسه تعطیل می شد و دوباره آنها را به منزل میبرد دبیرستانی که فرزندان خان در آن تحصیل می کردند یک کالج آمریکایی (دبیرستان البرز) بود که مدیریت آن برعهده دکتر جردن بود.دکتر جردن از پنجره دفتر کارش می دید که هر روز جوانی قوی هیکل چند دانش آموز را به مدرسه می آورد.یکروز که این جوان در شکستن و انبار کردن چوب به خدمتگذار مدرسه کمک کرد دکتر جردن از کار او خوشش آمد واو را به دفتر فرا خواند و از او پرسید که چرا ادامه تحصیل نمی دهد جوان (دکتر ابولقاسم بختیار) گفت که بعلت سن بالا و نداشتن هزینه تحصیل و همچنین با داشتن سه فرزند قادر به این کار نیست ؛دکتر جردن پذیرفت که خود شخصا آموزش او را در زمانی که باید منتظر بچه های خان باشد بر عهده بگیرد او بعلت استعداد بالا ظرف چند سال موفق به اخذ دیپلم شد

ادامه مطلب

فروردین:

۱- جشن نوروز ، جشن سال نو

۴- جشن نخستین چهارشنبه سال

۶- روز امید و روز شادباش

۱۰- جشن آبانگاه

۱۳- جشن سیزده بدر

۱۷- سروش روز،جشن سروشگان

۱۹- فروردین روز،جشن فروردنگان

ادامه مطلب
  •   دسته بندی : سایر مطالب
  •   بازدید :7089 بار
  •   تاریخ انتشار : 1396/04/03

چمران از قلب بیروت سوخته و خراب تا قله های بلند كوههای جبل عامل و در مرزهای فلسطین اشغال شده از خود قهرمانیهای بسیاری به یادگار گذاشته و همیشه در قلب محرومین و مستضعفین شیعه جای گرفته است .دكتر مصطفی چمران در سال ۱۳۱۱ در تهران ، خیابان پانزده خرداد متولد شد. وی تحصیلات خود را در مدرسه انتصاریه، نزدیك پامنار، آغاز كرد و در دارالفنون و البرز دوران متوسطه را گذراند؛ سپس در دانشكده فنی دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد و در سال ۱۳۳۶ در رشته الكترومكانیك فارغ التحصیل شد. چمران یك سال به تدریس در دانشكده فنی پرداخت. وی در همه دوران تحصیل شاگرد اول بود. در سال ۱۳۳۷ با استفاده از بورس تحصیلی شاگردان ممتاز به آمریكا اعزام شد و پس از تحقیقات علمی در جمع معروف ترین دانشمندان جهان در كالیفرنیا ومعتبرترین دانشگاه آمریكا – بركلی – با ممتاز ترین درجه علمی موفق به اخذ مدرك دكترای الكترونیك و فیزیك پلاسما گردید.

ادامه مطلب
  •   دسته بندی : سایر مطالب
  •   بازدید :8628 بار
  •   تاریخ انتشار : 1396/04/03

 عید سعید فطر

عید فطر روز اول ماه شوال و در پایان ماه رمضان است. عید فطر از مهم‌ترین جشن‌ها و اعیاد مسلمانان است. در کشورهای اسلامی، عید فطر از جمله اعیاد بسیار مهم محسوب می‌شود. در این روز، روزه حرام است و مسلمانان نماز عید برگزار می‌کنند. پرداخت زکات فطره در این روز بر مسلمانان واجب است.از آن‌جایی که شرط اعلام ماه شوال با رویت هلال ماه به وقوع می‌پیوندد. همواره در کشورهای مسلمان، بر حسب موقعیت مکانی آن کشور، رویت هلال ماه اول ماه شوال و روز عید فطر متغیر است به صورتی که ممکن است به طور مثال در عربستان سعودی روز دوشنبه روز عید اعلام شود اما در ایران روز سه شنبه روز عید فطر اعلام شود.

ادامه مطلب

چنگیز خان مغول چه شهرهایی را ویران کرد؟

چنگیز خان مغول چه شهرهایی را ویران کرد؟ – قسمت اول
حمله چنگیز خان به ایران که منجر به جنگ و خونریزی بسیار زیادی در شهرهای کشورمان را در پی داشت، در زمان پادشاهی محمدخوارزمشاه بود، این حمله وحشیانه مغول در آستانه ماه رجب سال ۶۱۶ ه.ق انجام پذیرفت.

۷-اشغال بلخ
چنگیز با فراغت از قتل و غارت مردمان ترمذ ،به ناحیه کنکرت در حدود سمان رفت در آنجا هم دست به قتل ارت زد؛ او به سراسر بدخشان لشکر فرستاد و بعضی را تسلیم و شمار زیادی را هم به زور تصاحب کرد؛ چنان که در آن نواحی اثری از مخالفت با رای ظالمانه خان مغول باقی نماند، پس پایان یافتن زمستان منطقه را ترک و به سمت بلخ لشکر کشید. (جوینی ، جهانگشای، ۱۳۸۵،ص۱۰۲).بلخ شهر مهمی در آن عصر بود که امروزه در شمال افغانستان واقع است اهمیت این شهر موقیعت مکانی آن است که محل تقاطع دو جاده مهم قرار داشت است. جغرافی دانان پیش از حمله مغول از رفاه و شکوفایی بلخ و شگفتی های آن بسیار یاد کردند. این شهر بزرگ ترین بلاد خراسان محسوب می شد. چنگیز وقتی به حوالی بلخ رسید، مردم که آوازه خون ریزی و خون خواری وی را شنیده بودند شهر را تسلیم وی کردند تا جان خود را نجات دهند؛ غافل از آنکه در زندگی و آدم کشی در خون چنگیز بود و هیچ چیز مانع انجام کار وی نمی شد وی در این شهر هم پس از اشغال همان کاری را انجام داد که با مردم شهرهای اشغال کرده قبل صورت داده بود.(ولایتی ، علی اکبر، ۱۳۹۲، صص خ ۲۳۲-۲۳۳).

ادامه مطلب

چنگیز خان مغول چه شهرهایی را ویران کرد؟

حمله چنگیز خان به ایران که منجر به جنگ و خونریزی بسیار زیادی در شهرهای کشورمان را در پی داشت، در زمان پادشاهی محمدخوارزمشاه بود، این حمله وحشیانه مغول در آستانه ماه رجب سال ۶۱۶ ه.ق انجام پذیرفت. سپاه ورزیده ای که دشت مغولستان را درنوردید و شمال چین را چون گردبادی در هم پیچیده در زیر رهبری سپاهی مردی که تسخیر جهان را در سر می پرورد و خود را خدای آسمان می‌دانست و اندیشه سروری به جهان را داشت همچون سیل به سوی ایران سرازیر شد.(دستغیب ، عبدالعلی ،۱۳۶۷، ص ۴۰۵)از بلاد متعلق به خوارزمشاه اول شهری که مورد حمله قرار گرفت اترار بود، به آن علت که این شهر در جوار بلاد ترک نشین و در سرحد شمال شرقی ممالک خوارزمشاه قرار داشت و دیگر غایرخان حاکم آن آتش خشم چنگیز را تحریک کرده بود و او را به کینه خواهی و لشکرکشی برانگیخته بود. (اقبال آشتیانی ،عباس ،۱۳۶۵،ص۲۶)

این مقاله نشان دهنده این است که چنگیزخان چه کشتارها و چه فجایعی را در مناطق شرقی ایران از جمله بخارا، سمرقند، بلخ، نیشابور… انجام داده است.

ادامه مطلب

بر بالای تپه‌ای در شهر وینسبرگ آلمان، قلعه ای قدیمی‌و بلند وجود دارد که مشرف بر شهر است. اهالی وینسبرگ افسانه ای جالب در مورد این قلعه دارند که بازگویی آن مایه مباهات و افتخارشان استافسانه حاکی از آن است که در قرن ۱۵، لشکر دشمن این شهر را تصرف و قلعه را محاصره می‌کند. اهالی شهر از زن و مرد گرفته تا پیر و جوان، برای رهایی از چنگال مرگ به داخل قلعه پناه می‌برند.
فرمانده دشمن به قلعه پیام می‌فرستد که…قبل از حمله ویران کننده خود حاضر است به زنان و کودکان اجازه دهد تا صحیح و سالم از قلعه خارج شده و پی کار خود روند.پس از کمی‌مذاکره، فرمانده دشمن به خاطر رعایت آیین جوانمردی و بر اساس قول شرف، موافقت می‌کند که هر یک از زنان در بند، گرانبها ترین دارایی خود را نیز از قلعه خارج کند به شرطی که به تنهایی قادر به حمل آن باشد.نا گفته پیداست که قیافه حیرت زده و سرشار از شگفتی فرمانده دشمن به هنگامی‌که هر یک از زنان شوهر خود را کول گرفته و از قلعه خارج می‌شدند بسیار تماشایی بود …

ادامه مطلب

 خوردن خربزه بدون اجازه شاه قاجار بهانه ای برای تنبیه خاطیان شد. غافل از اینکه دست روزگار همین تهدید آقامحمدخان را بهانه ای برای قتل او قرار داد.
آقا محمدخان قاجار سرسلسله پادشاهان قجری است که زندگی‌اش با حوادث عجیب و جالبی گره خورده است، او که با بر انداختن سلسله زندیه به قدرت رسید، سرانجام در جریان لشگر کشی بیرون راندن سپاه روس ها از ایران کشته شد.عبدالله مستوفی در کتاب شرح زندگانی من که یکی از منابع مهم در مطالعه دوران قاجاریه محسوب می‌شود، دلیل به قتل رسدن او را این‌گونه شرح می‌دهد:
«در ایام محاصره شوشا، مقداری خربزه برای شاه آورده بودند که تحویل آبدار خود نموده و امر داده بود که هر وعده مثلا نصف یک دانه از آن‌ها را که یک ظرف می‌شود در سفره غذای او بگذارند. خربزه‌ها زودتر از حسابی که شاه داشته است تمام می‌شود.
شاه تاریخ روز آوردن خربزه‌ها و این‌که چند دانه آن به مصرف رسیده و چند دانه آن باید باقی باشد دقیقا تعیین می‌کند و از آبدار باقیمانده را مطالبه می‌نماید. آبدار هم نجات را در حقیقت‌گویی می‌پندارد و اعتراف می‌کند که با دو نفر از پیشخدمت‌ها آن‌ها را خورده‌اند.شاه برای همین جرم، امر به کشتن هر سه نفر می‌دهد. بعد از آن که به خاطر او می‌آورند که شب جمعه است، اعدام آن‌ها را به صبح شنبه محول می‌نماید و چون محکومین به تجربه می‌دانستند که حکم شاه استیناف‌پذیر نیست، شب شنبه سه نفری وارد اتاق خواب او شده کارش را می‌سازند و جواهرهای سلطنتی را برداشته فرار می‌کنند.»

 

ادامه مطلب
تگ ها سرای تاریخ ، سایت تاریخی ، دانلود ، مقالات ، داستان های تاریخی ،تاریخ ، مطالب تاریخی ، زندگینامه ها ، سایت سرای تاریخ ، وب سایت سرای تاریخ ، تاریخ