سرای تاریخ
سرای تاریخ |مرجعی کامل درباره تاریخ ایران و جهان
 موقعیت شما در سایت : سرای تاریخ » صفحه نخست » Page 20
خبرهای سایت

در تاریخ آمده است ، به رسم قدیم روزی شاه عباس کبیر در اصفهان به خدمت عالم زمانه ” شیخ بهائی” رسید. پس از سلام واحوالپرسی از شیخ پرسید: « در برخورد با افراد اجتماع  ” اصالت ذاتی” آنها بهتر است یا “تربیت خانوادگی” شان ؟   شیخ گفت : هر چه نظر حضرت اشرف باشد همان است، ولی به نظر من ” اصالت ” ارجح است.شاه برخلاف او گفت: شک نکنید که “تربیت” مهم تر است! بحث میان آن دو بالا گرفت و هیچیک نتوانستندیکدیگر را قانع کنند. بناچار، شاه برای اثبات حقانیت خود، او را به کاخ دعوت کرد تا حرفش رابه کرسی نشاند.فردای آن روز هنگام غروب، شیخ به کاخ رسید. بعد از تشریفات اولیه،وقت شام فرارسید. سفره ای بلند پهن کردند ولی چون چراغ وبرقی نبود، مهمانخانه سخت تاریک بود در این لحظه پادشاه دستی به کف زد و با اشاره او، چهارگربه شمع به دست حاضر شدند وآنجا را روشن کردند!درهنگام ِ شام ، شاه دستی پشت شیخ زد و گفت: دیدی گفتم “تربیت” از “اصالت” مهم تر است! مااین گربه های نا اهل را اهل و رام کردیم که این نتیجه ی اهمیت ” تربیت ” است.شیخ در عین اینکه هاج و واج مانده بود گفت من فقط به یک شرط حرف شما را می پذیرم و آن اینکه فردا هم گربه ها مثل امروز چنین کنند!! شاه که از حرف شیخ سخت تعجب کرده بود، گفت: این چه حرفیست؟ فردا مثل امروز وامروز هم مثل دیروز!!! کار آنها اکتسابی است که با تربیت و ممارست وتمرین زیاد انجام می شود.

ادامه مطلب
  •   دسته بندی : سایر مطالب
  •   بازدید :16003 بار
  •   تاریخ انتشار : 1396/04/27

واژه فِرعَون لقبی است که در دوره متأخر برای نام بردن از فرمانروایان سلسله‌های مصر باستان به‌کار می‌رود. هر چند، از نظر تاریخی، فرعون فقط در طی پادشاهی نوین مصر، به ویژه در میانه دودمان هجدهم مصر، پس از سلطنت حتچپسوت به عنوان یک لقب برای پادشاهان مورد استفاده قرار گرفت.فرعون مدیر ارشد، رئیس ارتش، و فرمانروای کل مصر تلقی می‌شده است. او همچنین پسر رع به شمار می‌آمده. واژه فرعون از ریشه قبطی «پِرآ» به معنای «خانهٔ بزرگ» است؛ اشاره‌ای به این واقعیت که فرعون‌ها خود را پناهگاه مردم می‌دانستند و برای خود کاخ‌های بزرگ پادشاهی داشتند. با آنکه در اصل این واژه اشاره به کاخ پادشاهی فرمانروا می‌کرد، تا هنگام توتمس سوم (۱۴۲۵–۱۴۷۹ پ. م) در پادشاهی نوین، دیگر به عنوان نامی برای شخص فرمانروا به کار گرفته می‌شد.

ادامه مطلب

روزی کوروش در حال نیایش با خدا گفت: خدایا به عنوان کسی که عمری پربار داشته و جز خدمت به بشر هیچ نکرده از تو خواهشی دارم. آیا میتوانم آن را مطرح کنم؟خدا گفت: البته!

از تو میخواهم یک روز، فقط یک روز به من فرصتی دهی تا ایران امروز رابررسی کنم . سوگند میخورم که پس از آن هرگز تمنایی از تو نداشته باشم.
چرا چنین چیزی را میخواهی؟ به جز این هرچه بخواهی برآورده میکنم، اما این را نخواه.
خواهش میکنم. آرزو دارم در سرزمین پهناورم گردش کنم و از نتیجه ی سالها نیکی و عدالت گستری لذت ببرم. اگر چنین کنی بسیار سپاسگذار خواهم بود واگر نه، باز هم تو را سپاس فراوان می گویم.
خداوند یکی از ملائک خود را برای همراهی با کوروش به زمین فرستاد و کوروش را با کالبدی، از پاسارگاد بیرون کشید. فرشته در کنار کوروش قرار گرفت.کوروش گفت: «عجب! اینجا چقدر مرطوب است!» و فرشته تاسف خورد.
ادامه مطلب

پادشاهی جایزه بزرگی برای هنرمندی گذاشت که بتواند به بهترین شکل ، آرامش را تصویر کند.نقاشان بسیاری آثار خود را به قصر فرستادند.آن تابلو ها ، تصاویری بودند از جنگل به هنگام غروب ، رودهای آرام ، کودکانی که در خاک می دویدند ، رنگین کمان در آسمان ، و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ.پادشاه تمام تابلو ها را بررسی کرد ، اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد.اولی ، تصویر دریاچه ی آرامی بود که کوههای عظیم و آسمان آبی را در خود منعکس کرده بود.در جای جایش می شد ابرهای کوچک و سفید را دید، و اگر دقیق نگاه می کردند، در گوشه ی چپ دریاچه، خانه ی کوچکی قرار داشت، پنجره اش باز بود، دود از دودکش آن بر می خواست، که نشان می داد شام گرم و نرمی آماده است.تصویر دوم هم کوهها را نمایش می داد.اما کوهها ناهموار بود ، قله ها تیز و دندانه ای بود.آسمان بالای کوهها بطور بیرحمانه ای تاریک بود، و ابرها آبستن آذرخش، تگرگ و باران سیل آسا بود.این تابلو هیچ با تابلو های دیگری که برای مسابقه فرستاده بودند، هماهنگی نداشت.اما وقتی آدم با دقت به تابلو نگاه می کرد، در بریدگی صخره ای شوم، جوجه پرنده ای را می دید.آنجا، در میان غرش وحشیانه ی طوفان ، جوجه گنجشکی ، آرام نشسته بود.پادشاه درباریان را جمع کرد و اعلام کرد که برنده ی جایزه ی بهترین تصویر آرامش، تابلو دوم است.بعد توضیح داد :آرامش آن چیزی نیست که در مکانی بی سر و صدا ، بی مشکل ، بی کار سخت یافت می شود ، چیزی است که می گذارد در میان شرایط سخت ، آرامش در قلب ما حفظ شود. این تنها معنای حقیقی آرامش است …

ادامه مطلب
  •   دسته بندی : سایر مطالب
  •   بازدید :9407 بار
  •   تاریخ انتشار : 1396/04/23

زپرتی:

واژه روسی Zeperti به معنی زندانی است و استفاده از آن یادگار زمان قزاق‌های روسی در ایران است. در آن دوران هرگاه سربازی به زندان می‌افتاد دیگران میگفتند یارو *زپرتی* شد و این واژه کم کم این معنی را به خود گرفت که کار و بار کسی خراب شده و اوضاعش به هم ریخته است.

هشلهف:

مردم برای بیان این نظر که واگفت (تلفظ) برخی از واژه‌ها یا عبارات از یک زبان بیگانه تا چه اندازه میتواند نازیبا و نچسب باشد، جمله انگلیسی “I shall have” به معنی من خواهم داشت را به مسخره هشلهف خوانده‌اند تا بگویند ببینید واگویی این عبارت چقدر نامطبوع است! و اکنون دیگر این واژه مسخره آمیز را برای هر واژه عبارت نچسب و نامفهوم دیگر نیز (چه فارسی و چه بیگانه) به کار میبرند.

ادامه مطلب
  •   دسته بندی : سایر مطالب
  •   بازدید :10786 بار
  •   تاریخ انتشار : 1396/04/23

تخت طاقدیس

تخت تاقدیس ازهفت گنج خسرو پرویز از عجایب بارگاه  اوست. شکل این تخت مانند طاق بود و جنسش از عاج و نرده‌هایش از نقره و طلا بود. بر سقف این تخت صورت  پادشاهان و مجالس بزم و شکار و ستاره‌ها حک شده بود. روی آن وسیله‌ای برای تعیین ساعات روز نصب شده بود وچهار یاقوت هم به مانند تناسب یکی از فصول سال دیده می‌شد.

تاج یاقوت نشان

تاج خسروانی بی شک یکی دیگر از عجایب در گاه اوست. تاج خسرو پرویز از مقداری طلا و مروارید ساخته شده بود. یاقوتهایی که در تاج به کار رفته بود در شب مثل روز می  در خشیدند. این تاج آن قدر سنگین بود که زنجیره‌هایی از طلا آن را از سقف آویزان کرده بود. تاج را بر این زنجیره‌های طلا بسته بودند تا هنگام نشستن شاه تاج به روی سرش قرار بگیرد و سنگینی وزن تاج را حس نکند.

ادامه مطلب
  •   دسته بندی : تاریخ معاصر
  •   بازدید :8466 بار
  •   تاریخ انتشار : 1396/04/23

کلمه آقا در اول نام آقامحمدخان، معنی تحقیرآمیزی ندارد

دکتر عباس هاشم‌زاده محمدیه، عضو هیئت علمی دانشگاه یزد برخی آقای آقامحمدخان را به شکل «آغا» می نویسند و با این کار شاید می‌خواهند بگویند که او بدین جهت به این لقب خوانده شده که توسط علیقلی ملقب به عادلشاه، برادرزاده و جانشین نادر شاه افشار به اصطلاح خواجه گردیده است. بعضی هم املای آقا را با همان «ق» می‌نویسند. به نظر می‌رسد که با توجه به واقعیات تاریخی، دسته دوم در کار خود واقع‌بینانه‌تر عمل می‌کنند. یعنی این که کلمه آقا در اول نام آقامحمدخان، حداقل معنی تحقیرآمیزی ندارد. چون اگر چنین معنی‌ای داشت، در دوره قاجار و حتی در دوره خود او شعرایی مثل حاجی سلیمان صباحی و فتحعلی کاشی، متخلص به صبا او را به این لقب نمی‌خواندند. دو بیت زیر که اولی از صباحی و دیگری از صبا است و هر یک در قصایدی از این دو شاعر هم عصر او  آمده‌اند، حاکی از این مطلب می‌باشند:

خدیو کی مکین جم نگین آقامحمدخان

که باشد چون جم و کی چاکری او را و مولایی

خسرو جمشید فر آقامحمدخان که او

حارث دین عرب شد، وارث ملک عجم

در ذکر دلیل آقا خوانده شدن او، مطلبی در تاریخ ایران، چاپ دانشگاه کمبریج آمده است که قابل توجه می‌باشد. طبق آنچه که در آن مأخذ آمده، آقامحمدخان در هنگام پنهانی زیستن پدرش در میان ترکمانان دشت قره قوم در ۷ محرم ۱۱۵۵/۱۴ مارس ۱۷۴۲ در خانه شخصی به نام سید مفید در استرآباد از مادری قویونلو (قوانلو) به دنیا آمد و به عنوان فرزند آن سید بزرگ شد. براساس این سخن می‌توان گفت که دلیل آمدن لقب آقا در آغاز نام سرسلسله قاجار همین بوده است. پیداست این به معنی نپذیرفتن حادثه‌ای که برای وی در سن حدود شش سالگی به دستور عادلشاه، از جانشینان نادر در مشهد، اتفاق افتاد نیست….

ادامه مطلب
  •   دسته بندی : تاریخ معاصر
  •   بازدید :8983 بار
  •   تاریخ انتشار : 1396/04/23

در تاریخ ناگفته ایران، زنان زیادی هستند که جز نام، نشانه دیگری از آن‌ها نداریم. زنانی که به دنیا می‌آمدند تا پشت درهای بسته حرمسراها زندگی کنند و به عقد مردی درآیند و پشت همان درهای بسته بمیرند بدون اینکه کسی حتی نام آن‌ها را بداند اما همه این زن‌ها، این مرز تولد تا مرگ را بدون تأثیر‌گذاری در روند تاریخ طی نمی‌کردند.یکی از این زنان تاج‌الملوک ملقب به ام‌خاقان است؛ زنی که بی‌تردید وجودش در شکل‌گیری بخشی از تاریخ معاصر مؤثر بوده است. آنچه او را مشهور می‌کند، گزارش‌هایی است که در روزنامه‌های دوران مشروطه، نوشته و به او نسبت‌های غیراخلاقی داده شده است. شاید هیچ زنی به اندازه ام‌خاقان نباشد که به صراحت در روزنامه‌ها متهم به خیانت شده و این نسبت به جایی رسیده بود که محمدعلی شاه را فرزند مظفرالدین شاه ندانسته و او را فرزندی زنا‌زاده می‌دانند.با این همه، هیچ روایت مدونی از زندگی‌اش وجود ندارد و هر چه از او می‌دانیم به اعتبار وابستگان به اوست. می‌دانیم که او دختر امیرکبیر و عزت‌الدوله، خواهر ناصرالدین شاه، بوده و از سمت مادری، نوه مهدعلیا، یکی از قدرتمندترین زنان تاریخ معاصر، بوده است. مادرش، عزت‌الدوله هم زنی جسور بوده و بسیاری از کسانی که با او دیدار کردند، معتقد بودند زنی بی‌پروا با زبانی بسیار تند بوده که حتی شاه نیز از آن در امان نمانده بود.

ادامه مطلب
  •   دسته بندی : تاریخ معاصر
  •   بازدید :10279 بار
  •   تاریخ انتشار : 1396/04/23

حکومت شاه عباس بر ایران
زاده : ۱ رمضان ۹۷۸ هجری قمری؛ برابر با ۱۵۷۱ میلادی
 زادگاه : هرات
تاج گذاری : ۹۸۹ هجری قمری
مکان تاج گذاری : شهر هرات در ایالت خراسان (اکنون در افغانستان)
درگذشت : ۲۴ جمادی‌الاول سال ۱۰۳۸ هجری قمری؛ برابر با ۱۶۲۹ میلادی
مکان درگذشت : اشرف (بهشهر کنونی در استان مازندران)

جانشین : شاه صفی (سام میرزا پسر صفی میرزا)

آنچه پیترو دلاواله (جهانگردی ایتالیایی كه پنج سال در ایران به سر برده و با شاه عباس مصاحب بوده است.)

درباره این پادشاه می نویسد:

«…شاه عباس تنها بر ملت خود حكومت نمی كند. بلكه برای مردم ایران به منزله سرپرست و پدری مهربان است. نه تنها به رعایای خود زمین و احشام می بخشد؛ بلكه به هركه نیازمند باشد پول كافی می دهد …. غلامان و خدمتگزارن خود را از خزانه خویش زن می دهد و به آموختن هنری كه زندگانی ایشان را به كار آید تشویق می كند. به گمان من هیچ پدر خانواده ای به مهربانی این پادشاه كه چندین میلیون نفوس را اداره می كند ؛ در عالم نیست. البته رفتار ملاطفت آمیز او با رعایای عیسویش برای دین ما عیسویان مفید نیست؛ زیرا بسیاری از عیسویان فریفته مهربانی و نیك رفتاری ظاهری (!!) او می شوند و مذهب خود را به پول می فروشند…»

ادامه مطلب
  •   دسته بندی : تاریخ معاصر
  •   بازدید :7801 بار
  •   تاریخ انتشار : 1396/04/23

نظمیه چگونه متولد شد؟

زمانی که آغامحمدخان قاجار، تهران را دار الخلافه سرزمین ایران قرار داد قاسم خان دولو (قاجار) را با صد تفنگچی به کوتوالی (قلعه بانی) حکومت تهران گماشت.
در واقع قاسم خان دولو را نخستین رییس شهربانی تهران می دانند. در آن دوره انتظامات داخل تهران به عهده قراولخانه بود و قراولان عده ای از سربازان قشون بودند که زیرنظر مستقیم کلانتر انجام وظیفه می کردند. کلانتر از نظر موقعیت اجتماعی یک مقام کشوری محسوب می شد و به افرادی که زیر نظر کلانتر شهر یا کدخدایان محلات به کار اشتغال داشتند عناوین عسس (نگهبان)، شحنه (پاسبان شهر) و داروغه (حاکم نظامی) اطلاق می شد.آنچه امروزه پاسگاه یا کلانتری نامیده می شود در آن دوران با عنوان داروغه خانه مورد اشاره قرار می گرفت. میرشب، نیز یکی دیگر از مقامات کشوری بود که برای خود شأن و مقامی داشت به این ترتیب که وقتی کسی حق قانونی رفت و آمد در شهر را نداشت وظیفه میرشب حکم می کرد از طریق مامورانش افرادی را که بی دلیل در شهر تردد داشتند، دستگیر و بازجویی کنند.

ادامه مطلب
  •   دسته بندی : تاریخ معاصر
  •   بازدید :7313 بار
  •   تاریخ انتشار : 1396/04/21

زیرپا نهادن رسوم مذهبی

وقتی رضاخان به قدرت رسید، درصدد فریب مردم برآمد. او با پای پیاده همراه دسته جات عزاداری حرکت می کرد و در مجالس عزاداری و تکیه ها حاضر می شد و خود را مقیّد به اصول مذهب نشان می داد. اما بعد از پا گرفتن قدرتش، همه تلاش خود را در راه زیر پا نهادن رسوم مذهبی به کار بست. او در راه رسیدن به اهداف شوم و پلید خود، حتی حرم مطهر امام رضا علیه السلام را به خاک و خون کشید و واقعه مسجد گوهرشاد، نمونه بارز و علنی دشمنی او با اسلام بود.

تغییر لباس دستور استعمارگران

رضاخان به دستور استعمارگران غربی و به کمک جریان وابسته روشن فکر، تمام توان خود را در تغییر لباس ملی به کار گرفت و به عنوان لباس متحدالشکل، مردم را مجبور به تغییر لباس و کلاه نمود و از تمامی قدرت و ابزاری که در دست داشت،برای این مقصد استفاده کرد. او لباس روحانیت را ممنوع و منوط به اخذ اجازه نمود. سفر رضاخان به ترکیه، یکی از توطئه های روشن فکران وابسته بود تا رضاخان تحت تأثیر قرار گیرد و در تغییر ماهیت ملی و اسلامی ایران تلاش نماید.

ادامه مطلب

هنر گرفتن عطر از گلهای مختلف و جای دادن آن در شيشه های ظريف و کوچک برای اولين بار در بين زرتشتيان در ايران اختراع شد، زيرا عطر يک نقش مهم در تشريفات دينی زرتشتی داشت.در مورد اهميت عطر در ميان ايرانيان باستان در کتاب تورات بند دوازدهم سوره استر آمده است:”دخترانی که قرار بود نزد اخشورش ( خشايارشا ) پادشاه پارسيان فرستاده شوند دوازده روز در روغن مر و عطريات و اسباب تطهير آنان را می آراستند…اين خود ميرساند که تا چه اندازه عطريات ميان زنان دربار هخامنشی مورد استفاده بوده است…”در عهد ساسانيان در جلوی آتشکده ها دکانهای عطرفروشی وجود داشتند تا به مومنين زرتشتی عطر های خويش را بفروشند، بويهای خوش مانند راسن ، هوگون ، هوکرت و هدنپاک از عطرهای مراسم دينی زرتشتی ايران ساسانی بود.پس از يورش تازيان به ايران مسلمانان نيز اين سنت را به ارث بردند و در جلو مساجد و بزرگ شهرهای اسلامی دکانهای عطر فروشی قرار داشت که به مسلمانان ميفروختند..اين سنت حتی امروزه هم در کنار مساجد و شهر های مذهبی ايران وجود دارد…

ادامه مطلب

«چغازنبیل» که نام باستانی این بنا است، واژه‌ای محلی و مرکب از دو واژه «چُغا» (در زبان لری به معنی «تپه») و زنبیل (به معنی «سبد») است که اشاره‌ای است به مکان معبد که تپه بوده و آن را به زنبیل واژگون تشبیه می‌کردند.این مکان نزد باستان‌شناسان به «دور-اونتش» معروف است که به معنای «دژِ اونتش» » است.سده‌های متمادی این بنا در زیر خاک به شکل زنبیلی واژگون مدفون بود تا اینکه به دست رومن گیرشمن فرانسوی در زمان پهلوی دوم از آن خاک برداری گردید.

ادامه مطلب

اولین پزشک ایرانی

دکتر ابوالقاسم بختیار اولین پزشک ایرانی است که تا سن ٣٩سالگی تحصیلات ابتدایی داشت و خدمتکار یکی از خوانین بزرگ بختیاری بود او هر روز فرزندان خان را به مدرسه میبرد وهمان جا می ماند تا مدرسه تعطیل می شد و دوباره آنها را به منزل میبرد دبیرستانی که فرزندان خان در آن تحصیل می کردند یک کالج آمریکایی (دبیرستان البرز) بود که مدیریت آن برعهده دکتر جردن بود.دکتر جردن از پنجره دفتر کارش می دید که هر روز جوانی قوی هیکل چند دانش آموز را به مدرسه می آورد.یکروز که این جوان در شکستن و انبار کردن چوب به خدمتگذار مدرسه کمک کرد دکتر جردن از کار او خوشش آمد واو را به دفتر فرا خواند و از او پرسید که چرا ادامه تحصیل نمی دهد جوان (دکتر ابولقاسم بختیار) گفت که بعلت سن بالا و نداشتن هزینه تحصیل و همچنین با داشتن سه فرزند قادر به این کار نیست ؛دکتر جردن پذیرفت که خود شخصا آموزش او را در زمانی که باید منتظر بچه های خان باشد بر عهده بگیرد او بعلت استعداد بالا ظرف چند سال موفق به اخذ دیپلم شد

ادامه مطلب

فروردین:

۱- جشن نوروز ، جشن سال نو

۴- جشن نخستین چهارشنبه سال

۶- روز امید و روز شادباش

۱۰- جشن آبانگاه

۱۳- جشن سیزده بدر

۱۷- سروش روز،جشن سروشگان

۱۹- فروردین روز،جشن فروردنگان

ادامه مطلب
  •   دسته بندی : سایر مطالب
  •   بازدید :7191 بار
  •   تاریخ انتشار : 1396/04/03

چمران از قلب بیروت سوخته و خراب تا قله های بلند كوههای جبل عامل و در مرزهای فلسطین اشغال شده از خود قهرمانیهای بسیاری به یادگار گذاشته و همیشه در قلب محرومین و مستضعفین شیعه جای گرفته است .دكتر مصطفی چمران در سال ۱۳۱۱ در تهران ، خیابان پانزده خرداد متولد شد. وی تحصیلات خود را در مدرسه انتصاریه، نزدیك پامنار، آغاز كرد و در دارالفنون و البرز دوران متوسطه را گذراند؛ سپس در دانشكده فنی دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد و در سال ۱۳۳۶ در رشته الكترومكانیك فارغ التحصیل شد. چمران یك سال به تدریس در دانشكده فنی پرداخت. وی در همه دوران تحصیل شاگرد اول بود. در سال ۱۳۳۷ با استفاده از بورس تحصیلی شاگردان ممتاز به آمریكا اعزام شد و پس از تحقیقات علمی در جمع معروف ترین دانشمندان جهان در كالیفرنیا ومعتبرترین دانشگاه آمریكا – بركلی – با ممتاز ترین درجه علمی موفق به اخذ مدرك دكترای الكترونیك و فیزیك پلاسما گردید.

ادامه مطلب
تگ ها سرای تاریخ ، سایت تاریخی ، دانلود ، مقالات ، داستان های تاریخی ،تاریخ ، مطالب تاریخی ، زندگینامه ها ، سایت سرای تاریخ ، وب سایت سرای تاریخ ، تاریخ