نویسنده : رضا مهریزی | کارشناس ارشد ایرانشناسی
تعیین جایگاه یک ملت یا یک تمدن در تاریخ اهمیت فوق العاده ای در تشخص شاکله آن ملت و هویت یابی آن تمدن دارد . در این جستار کوتاه بدین مهم می پردازیم .
باید توجه داشت برخی فلاسفه ، از جمله هگل آلمانی، ایران هخامنشی را نخستین امپراطوری تاریخ که تاریخ با آن شروع می شود ، دانسته اند . بعضی نیز تمدن ایران هخامنشی را نخستین تمدن بزرگ ، تاثیر گذار و دامنه دار تاریخ می شمرند ؛ تمدن ایران هخامنشی زاده نكاح تمدن های خردتر قبل از خود است . روح این تمدن ” ایمان به ثنویت مینوی ” است و مظهر اسم جمالیِ ابتدایی و بدوی خداست و در واقع تمدنی تائب ، ذکر مدار ، اهل تفقه ارجاعی ، گذشته گرا ، مردینه محور ، معناگرا ، شفاهی ، نیایش اندیش ، عمودی ( ایشان و من ) ، عدالت طلب ، اهل باید و تکلیف ، صبور ، قانع ، حیامند ، محزون و نیز تمدنی از بالا به پایین ، تک صدایی ، بی تنوع و بی تکثر ، اهل محکمات ، نور مدار و خلاصه به دنبال ایجاد نمایی در اقلیم درون ذات است ( چه بسا مردم در این تمدن به علت محیط صعب زیست به ایجاد نمایی در اقلیم درون ذات دست می یازد ) . پس از تمدن ایران هخامنشی ، دومین تمدن بزرگ ، تاثیر گذار و دامنه دار تاریخ ، یعنی تمدن یونان و روم باستان پا به عرصه می نهد ؛ كه حاصل نكاح تمدن های پیش از خود است؛ روح تمدن یونان و روم باستان ” اعتقاد به كاسموس ناسوتی ” است كه در واقع مظهر اسم جلالیِ ابتدایی و بدوی خداست و در واقع تمدنی طاغی ، فکر مدار ، اهل تامل ابداعی ، آینده گرا ، مادینه محور ، ماده گرا ، کَتبی ، نمایش اندیش ، افقی ( من و تو ) ، آزادی طلب ، اهل هست و حقوق ، عجول ، حریص ، هرزه گر ، مسرور و نیز تمدنی از پایین به بالا ، چند صدایی ، متنوع و متکثر ، اهل متشابهات ، ظلمات مدار و خلاصه به دنبال ایجاد نمایی در اقلیم برون ذات است ( چه بسا مردم به علت محیط مساعد زیست به ایجاد نمایی در اقلیم برون ذات می پردازد ). سومین تمدن بزرگ ، تاثیر گذار و دامنه دار ، تمدن اسلام و ایران است كه فرزند نكاح تمدن های گذشته خود و با ترکیب دین اسلام است و روح آن ” ایمان به توحید قرآنی” است و در واقع مظهر اسم جمالیِ جلو رفته و پیش آمده خداست و تمدنی است تائب ، ذکر مدار ، اهل تفقه ارجاعی ، گذشته گرا ، مردینه محور ، معناگرا ، شفاهی ، نیایش اندیش ، عمودی ( ایشان و من ) ، عدالت طلب ، اهل باید و تکلیف ، صبور ، قانع ، حیامند ، محزون و تمدنی از بالا به پایین ، تک صدایی ، بی تنوع و بی تکثر ، اهل محکمات ، نور مدار و خلاصه به دنبال ایجاد نمایی در اقلیم درون ذات است ( چه بسا مردم به علت محیط صعب زیست به ایجاد نمایی در اقلیم درون ذات دست می یازد ) . پس از آن چهارمین تمدن بزرگ ، تاثیر گذار و دامنه دار ، تمدن مدرن غرب است كه مولود نكاح تمدن های پیش از خود با ترکیب مدرنیته است و روح آن ” اعتقاد به انسان به عنوان محور همه چیز یا همان اومانیسم ” است كه در واقع مظهر اسم جلالیِ جلو رفته و پیش آمده خداست و تمدنی است طاغی ، فکر مدار ، اهل تامل ابداعی ، آینده گرا ، مادینه محور ، ماده گرا ، کَتبی ، نمایش اندیش ، افقی ( من و تو ) ، آزادی طلب ، اهل هست و حقوق ، عجول ، حریص ، هرزه گر ، مسرور ، تمدنی از پایین به بالا ، چند صدایی ، متنوع و متکثر ، اهل متشابهات ، ظلمات مدار و خلاصه به دنبال ایجاد نمایی در اقلیم برون ذات است ( چه بسا مردم به علت محیط مساعد زیست به ایجاد نمایی در اقلیم برون ذات می پردازد ).

و سرانجام پس از این چهار تمدن که مظاهر اسمای جلالی و جمالی حق تعالی بوده اند ( باید توجه داشت فروزه ها و ویژگی هایی که برای دو نوع تمدن جمالی و جلالی بر شمردیم در مرحله ابتدایی ، به شکل بسیار کمرنگ وجود دارند ، اما در مظاهر پیش آمده این تفاوتها بسیار پر رنگ و پیشرفته و برآمده می شوند و بسیار قوی تر از مراحل ابتدایی و بدوی ظهور می یابند ) . در هر روی در پنجمین خوان، اگر خدا و خلقش اراده کنند ، واپسین تمدن كه افراخته ترین و افروخته ترین تمدن ها و میوه پیوند تمدن مدرن غرب و اسلام و ایران است ظهور می كند.این تمدن که مظهر اسم اعظم حق تعالی است ، جامع تمام فروزه های متفاوت و ویژگی های متضاد تمدن های گذشته است ؛ که از دل آن جامعه کامل و انسان کامل بیرون می آید. انشالله.
پس می بینیم همانطور که تاریخ با تمدن ایران آغاز شده است ، اگر حق تعالی اراده کند و خود مردم ایران نیز اراده کنند و بدین مهم ، همت گمارند و بدانند که آینده را باید با کار و کوشش بلیغ و فکر و اندیشه بدیع ساخت ، در تحقق پایان تاریخ نیز تمدن ایرانی در کنار مدرنیته و اسلام نقش بسزایی خواهد داشت . تا خدا و خلق چه خواهند . ان شاءالله که مردم ریشه دار و با اصالت ایران از عهده این رسالت مهم تاریخی برآیند.