موقعیت شما در سایت : سرای تاریخ » صفحه نخست » Page 18
خبرهای سایت
  •   دسته بندی : سایر مطالب
  •   بازدید :6923 بار
  •   تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۲۶

بیست و ششمین روز از بهمن ماه امسال در تقویم برابر با چهاردهم فوریه، روزی است که به نام والنتاین نامیده شده. همان که در سال های گذشته با بیست و پنجم بهمن مقارن می شد ولی سال کبیسه امسال این تقارن را برهم زد.والنتاین اولین موردی نبود که با رشد همه گیر و خارق العاده خود در مدت زمانی نه طولانی، به امری آشنا در جامعه ایرانی ما بدل گشت و قطعا آخرین نیز نخواهد بود.این روزها بسیاری از مردم چه کودک و چه بزرگ، حتی اگر تلفظ صحیح والنتاین را ندانند ولی آشنایی حداقلی با آیین و رسوم این روز به خصوص دارند و گاهاً شمه ای از تاریخچه اش را شنیده اند. تاریخچه ای که عدم وضوح کامل آن در پس پرده افسانه هایی چند پنهان گشته است.

والنتاین که بود؟

امروزه کلیسای کاتولیک به این نتیجه رسیده است که حداقل سه قدیس با نام والنتاین وجود داشته اند که همگی به شهادت رسیده اند. از این رو چندین افسانه سعی در بازگویی خاستگاه این آئین دارند.سده سوم میلادی، روم باستان فرمانروایی به نام کلاودیوس دوم داشت که معتقد بود جنگجویانش باید مردانی مجرد باشند. براساس همین اعتقاد ازدواج برای سربازان امپراتوری روم ممنوع گشت. قاطعیت فرمانروای بی رحم، جرأت ازدواج را از تمام سربازان سلب کرد. اما در این بین کشیشی با نام والنتاین، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می‌ ساخت. هنگامی که این عقدهای پنهانی آشکار شدند، والنتاین دستگیر و به اعدام محکوم شد. در زندان به دختر نابینای یکی از زندانبانان دل بست و هنگامی که رهسپار مراسم اعدام بود، کارتی برای دختر نوشت که با این امضا را داشت: «از طرف والنتاین تو».

ادامه مطلب
خسروپرویز (پیروز) به بالـاترین قدرتی رسید که ایران پس از خشیارشا به خود دیده بود، و [بر اثر غرور حاصل از همان قدرت] زمینه سقوط امپراطوری خود را فراهم ساخت. وقتی فوکاس، ماوریکیوس را کشت و به جای او نشست، پرویز به آن غاصب اعلان جنگ داد تا انتقام دوست خود را از او بگیرد؛ ماحصل‌ آنکه دشمنی دیرین بین دو امپراطوری از نو آغاز شد.چون بیزانس در نتیجه آشوب و انشقاق ضعیف شده بود، ارتشهای ایران توانستند دارا، آمد، ادسا، هیراپولیس، حلب، آپامیا، و دمشق را تصرف کنند. پرویز، که از کامیابی سرمست شده بود،‌ علیه مسیحیان اعلـام جهاد کرد؛ ۲۶۰۰۰ یهودی به ارتش او پیوستند.
 در سال ۶۱۴، نیروهای مشترک او اورشلیم را غارت کردند و ۹۰,۰۰۰ مسیحی را کشتند. بسیاری از کلیساهای مسیحی، از جمله «کلیسای قیامت»، بکلی سوخت؛ و صلیب واقعی، محبوبترین یادگار مسیحیان، به ایران برده شد. پرویز به هراکلیوس، امپراطور جدید روم، نامه‌ای نوشت و سوالی در خداشناسی مطرح کرد: «از خسرو، بزرگترین خدایان و ارباب تمام زمین، به هراکلیوس، بنده بیمقدار و بی‌شعور خود: تو می‌گویی که به خدای خویش اعتماد داری، پس چرا وی اورشلیم را از دست من نجات نداد؟در یک ارتش ایرانی اسکندریه را تسخیر کرد، و تا سال ۶۱۹ تمام مصر، که پس از داریوش دوم از ملکیت ایران خارج شده بود، به شاه شاهان تعلق یافت. در همین ضمن، یک ارتش ایرانی دیگر بر آسیای صغیر تاخت و خالکدون را تصرف کرد؛ ایرانیان آن شهر را، که فقط به وسیله تنگه بوسفور از قسطنطنیه جدا شده بود، به مدت ده سال در دست داشتند.در آن ده سال خسرو پرویز کلیساها را ویران کرد؛ ثروت و آثار هنری آنها را به ایران برد؛ و، با وضع مالیاتهای سنگین، آسیای باختری را چنان از توش و توان انداخت که در برابر حملۀ اعراب، که یک نسل بعد صورت گرفت، پایداری نتوانست.خسرو اداره جنگ را به سرداران خود سپرد، به کاخ تجملی خود در دستگرد (در حدود نودو شش کیلومتری شمال تیسفون) رفت، و خود را وقف هنر و عشق کرد. معماران، مجسمه سازان، و نقاشان را گردآورد تا پایتخت جدیدش را بس زیباتر از پایتخت قدیم سازند، و چهره‌هایی از شیرین، محبوبترین زن از سه هزار زن او، بر سنگ بتراشند.
ادامه مطلب

 پارت در بر گیرنده خراسان امروزی است و در کتیبه داریوش (بیستون) یکی از ایالات ایران می باشد.در اینجا به طور خلاصه به پادشاهانی که در زمان آن ها اتفاق های بزرگی افتاده اشاره می کنمسومین گروه از اقوام آریایی که به ایران آمدند و در شرق مستقر شدند.پارتیان بودند، نژاد آنها آریایی، زبان آنها ایرانی و آیینشان مزدا پرستی رایج در ایران شرقی بود. فرهنگ اجتماعی آنان آمیزه ای از آداب و عقاید مذهبی و فرهنگ پهلوانی بود. که بر حسن سلوک و رفتار و شجاعت مردانگی و جوانمردی و نیروی بدنی تاکید می ورزید. یکی از مهمترین دلایل پیوستن شهرنشینان شرق کشور به پارتیان در قیام بر ضد حکومت سلوکی – جدا از پیوندهای خویشاوندی بین آنان – حسن سلوک آنها با مردم نواحی اطراف و ناخرسندی آنان از شیوه حکومتی سلوکیان بود که تاکید بر تبعیض قومی و نژادی داشت.چادرنشین و صحراگردی از پارتها مردمانی چابک، شجاع و پرتحرک ساخته بود. که در سوارکاری و تیراندازی ماهرانه در هنگام سواری نظیر نداشتند.شجاع ترین و قویترین فرد قبیله پهلوان نام داشت.هر شخصی که به این مقام نایل می شد. مشخصا علاوه بر قدرت بدنی ملزم به داشتن صفات و خصایل اخلاقی نیکو نیز می بود.اشکانیان که به طور کلی اطلاعات کمی از آن ها در دست می باشد ؛ در سال۲۵۰ ق.م توسط ارشک (اشک نخست) بر پا شد.و بیست و نه اشک (پادشاه) در این سلسله فرمانروایی کردند.

ادامه مطلب

اشکانیان

اشکانیان (۲۵۰ پ. م ۲۲۴ م.) که از تیره ایرانی پرنی و شاخه‌ای از طوایف وابسته به اتحادیه داهه از عشایر سکاهای حدود باختر بودند، از ایالت پارت که مشتمل بر خراسان فعلی بود برخاستند. نام سرزمین پارت در کتیبه‌های داریوش پَرثَوَه آمده است که به زبان پارتی پهلوی می‌شود. چون پارتیان از اهل ایالت پَهلَه بودند، از این جهت در نسبت به آن سرزمین ایشان را پهلوی نیز می‌توان خواند. ایالت پارتی ها از مغرب به دامغان و سواحل جنوب شرقی دریای مازندران و از شمال به ترکستان و از مشرق به رود تجن و از جنوب به کویر نمک و سیستان محدود می‌شد. قبایل پارتی در آغاز با قوم داهه که در مشرق دریای مازندران می‌زیستند در یک جا سکونت داشتند و سپس از آنان جدا شده در ناحیه خراسان مسکن گزیدند.این امپراتوری در دوره اقتدارش از رود فرات تا هندوکش و از کوه‌های قفقاز تا خلیج فارس توسعه یافت. در عهد اشکانی جنگ های ایران و روم آغاز شد. سلسله اشکانی در اثر اختلافات داخلی و جنگ‌های خارجی به تدریج ضعیف شد تا سر انجام به دست اردشیر اول ساسانی منقرض گردید.

ساتراپی پارت

سکه آندراگوراس, واپسین شهرب سلوکی پارت . اودر حدود ۲۵۰ پیش از میلاد ادعای استقلال نمود.پس از فتح ایران به دست اسکندر مقدونی و مرگ او، ایران به سلوکوس سردار مقدونی رسید؛ نخستین برخورد او با همسایگان ایران در مرزهای جنوب شرقی روی داد که نتیجه آن واگذاری بخش خاوری ایران به چاندراگوپتا پادشاه هند از سلسله ماوریا بود.

ادامه مطلب
  •   دسته بندی : معاصر
  •   بازدید :8295 بار
  •   تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۱۴

«چندعامل در موفقیت نیروهای قزاق و چیرگی نهایی آنها بر ژاندارمری موثر بوده‌اند. اولین دلیل حمایت انگلیس از قزاقها و بی‌میلی آنها از قدرتگیری ژاندارمها، به رویکرد ملی ژاندارمها از یک سو و ماهیت وابسته قزاقها از سوی دیگر بازمی‌گشت»

به گزارش مشرق، از زمان جنگهای ایران و روس و ناتوانی ارتش متکی به ایلات در مقابله با روسها دولتمردانی مانند عباس میرزا و امیرکبیر به فکر ایجاد ارتش نوین و رهایی وابستگی ارکان نظامی کشور به ایلات بودند؛ از این رو به دلیل بی‌اطلاعی آن زمان ایرانیان از فنون جدید نظامی، برای تحقق این مهم تلاش شد تا با عقد قرارداد با کشورهایی که در این مسئله از ایران پیشروتر بودند، شرایط نوسازی نیروهای نظامی ایران فراهم شود. در این راستا قراردادهایی با برخی از دول خارجی منعقد گردید که عمده‌ترین این قراردادها به ایجاد دو نیروی نظامی قزاق و ژاندامری در ایران منجر شد. هر چند این دو نیروی نظامی با هدف توسعه اقتدار نظامی کشور ایجاد شده بودند اما نحوه شکل‌گیری این نیروها تاثیراتی را بربینش و عملکرد آنها گذاشته بود که در این نوشتار درصدد بررسی این موضوع هستیم.

ادامه مطلب
  •   دسته بندی : معاصر
  •   بازدید :7592 بار
  •   تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۱۴
اقدامات امان الله خان با زور و اجبار انجام می‌گرفت، از جمله در یک مورد اعضای مجلس ملی افغانستان را که از بزرگان و روسای طوایف و قومیتها بودند به بیرون شهر دعوت کرد و در آنجا به آنان دستور داد تا ریشهای خود را بتراشند و لباسهای سنتی خود را کنار گذاشته و با لباسهایی که خود از خارج آورده بود تعویض کنند و به شهر برگردند.بنابراین پروژه کشف حجاب در اواسط دوران زمامداری رضاشاه پهلوی آغاز گردید و به طرق مختلف و از جمله از طریق زور و خشونت پیگیری شد و با فراز و نشیبهای فراوان تا پایان حکومت رضاشاه ادامه داشت. این مسئله در زمان محمدرضاشاه نیز با غربی کردن جامعه ایران و … دنبال می‌گردید. اما در تمام این دوران همواره حرکتهایی از میان روحانیون و سایر اقشار مردم برای مقابله با آن صورت می‌گرفت و مردم از اجرای آن ممانعت می‌کردند.
به گزارش مشرق، با سقوط حکومت قاجار و به قدرت رسیدن رضاشاه پهلوی ایران وارد دوران جدیدی شد. رضاشاه در دوران زمامداری خود برخی پروژه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را در پیش گرفت که بعضی از آنها با رسوم، سنتها و آداب دینی و مذهبی مردم ایران در تضاد بود. یکی از مهمترین و جنجال برانگیزترین پروژه‌های رضاشاهی مسئله کشف حجاب و منع پوشش اسلامی برای زنان و تغییر لباس مردان بود. این پروژه که شامل اجبار زنان به ترک پوشش اسلامی و ممنوع کردن ورود زنان با حجاب اسلامی به خیابانها و اماکن عمومی و غربی کردن لباسهای مردان بود، با واکنشهای بسیاری از طرف مراجع تقلید و روحانیون و سایر اقشار مذهبی و حتی غیر مذهبی ایران مواجه شد.۱ اما پروژه کشف حجاب تنها مختص ایران نبود و به‌طور همزمان در دو کشور همسایه ایران نیز دنبال شد. این مسئله در ترکیه به‌وسیله آتاتورک و در افغانستان به‌وسیله شاه امان الله غازی پیگیری شد. در این مقاله به بررسی این موضوع در این سه کشور همسایه خواهیم پرداخت.

ادامه مطلب
  •   دسته بندی : معاصر
  •   بازدید :8968 بار
  •   تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۰/۲۵

با آغاز دوره دوم مشروطیت ، یعنی پس از سقوط استبداد محمدعلی شاه با دخالت های آشكار و پنهان روس و انگلیس و سوء‌ استفاده فرصت طلبان در شرایط انقلابی ، كشور به سرعت به سمت هرج و مرج ، ناامنی ، رعب و وحشت ، ترور و آدم كشی پیش می رفت . این امر از یك سو ، ملت را خسته و مستأصل می كرد آخرین سلسله نظام شاهنشاهی ایران، سلسلۀ پهلوی بود كه رضاخان میرپنج آن را بنیان نهاد و خود ۱۶ سال سلطنت كرد.

رضا خان و پایه گذاری نظام پهلوی
رضاخان در ۲۴ اسفندماه ۱۲۵۵شمسی در  توابع سواد كوه مازندران متولد شد. اندكی پس از تولد، پدرش درگذشت و قیومیت او را عمویش سرهنگ نصرالله‌خان به عهده گرفت.رضاخان از پانزده سالگی  درجات نظامی را یكی پس از دیگری پشت سر نهاد، به‌طوری كه در سال ۱۲۹۷شمسی به درجۀ سرتیپی و در ۱۲۹۹شمسی به درجۀ میرپنجی رسید.عامل سیاسی كودتا، سیدضیاء‌الدین طباطبائی و عامل اجرائی و نظامی آن رضاخان بود. رضاخان و نیروهایش روز سوم حوت ۱۲۹۹شمسی وارد تهران شدند و حكومت نظامی اعلام كردند و تمام وزارت‌خانه‌ها و پست تلگراف را تعطیل نمودند. احمدشاه به‌ خواست كودتاچیان سیدضیاء‌الدین را به نخست وزیری منصوب كرد و به رضاخان منصب سرداری داد. رضاخان در ۱۳۰۰شمسی وزیر جنگ شد. بعد از اعتراضات مدرس كه از نمایندگان مجلس بودند رضاخان استعفا داد اما امنیت شهر با قتل‌های مرموز مختل شد و همین باعث برگشت رضاخان شد.اواخر مهر تظاهرات علیه قاجاریه شكل گرفت و روز نهم آبان مجلس شورای ملی جلسه علنی تشكیل داد و انقراض سلسله قاجاریه را اعلام نمود. حکومت به طور موقت به رضاخان واگذار شد و تعیین حکومت قطعی به نظر موسسان موکول گردید. سرانجام مجلس موسسان در روز ۲۲ آذرماه سال  پادشاهی ۱۳۰۴شمسی ایران را به رضاخان واگذار نمود

ادامه مطلب
  •   دسته بندی : استان ها, گلستان
  •   بازدید :15149 بار
  •   تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۰/۲۵

خانه تاریخی امير لطيفی يا موزه صنايع دستی گرگان در بافت قديم گرگان، خيابان امام خمينی، جنب مسجد جامع و بازارچه سنتی نعلبندان قرار گرفته است. اين بنا به مساحت ۹۵۶ متر مربع بنايی است دو طبقه که در اواخر دوره قاجار توسط مرحوم مهدی خان ملک به عنوان منزل مسکونی ساخته شده بود و دارای دو بخش بنای اصلی و خدماتی است.موزه صنايع دستی گرگان به عنوان اولين موزه صنايع دستی استان گلستان درخانه اميرلطيفی واقع شده است. اين موزه تلاش می کند تا علاوه بر آشنا نمودن مردم با صنايع دستی منطقه، پيام های آموزشی و فرهنگی تاثير گذاری را در جامعه گسترش دهد و سبب رونق و احيای مجدد آنها در ميان علاقه مندان گردد.رعايت تناسبات، اصل قرينگی، استفاده از مصالح همگون با اقليم آب و هوايی که بنا در آن قرار گرفته است از ويژگيهای معماری اين خانه است. عمده ارزش بنا به هسته ساختمان اصلی بستگی دارد و در مرکز خود هر طبقه، يک اطاق سه دربی و دو راه پله در مجاورت آن و سپس يک اطاق ديگر در هر سو دارد. می توان گفت که همين طرح در طبقه فوقانی نيز تکرار شده و فضای راه پله ها به اطاق ها افزوده گرديده و اطاق های سه دری به ۵ دری تبديل شده است. در خانه امير لطیفی از فضای مورد استفاده در کرسی چينی نيز به نحو مطلوب استفاده شده است و با ساخت حوضخانه در مسير آب شهری که از جنوب وارد ساختمان می شود، فضايی برای ايام گرم تابستان فراهم آورده شده است. جرزهای قطور ۸۰ سانتی متری بنا توان باربری طبقات را دارا می باشد و به منظور پيوسته بودن اجزا، ساخت کلاف بندی در آن انجام شده است که مهمترين آن ها در سر در طاق ها ديده می شود که با الوار های قطور و قوی، اجزا آن را به هم پيوند داده اند. درب های چوبی دو لنگه که در طبقه اول دارای کتيبه و در طبقه دوم دارای هلال می باشند نمای اصلی بنا را جلوه ای خاص بخشيده اند.فرم موزون رعايت تقارن، ارتفاع مناسب با ابعاد بنا، سرشيرهای پيش آمده و مطابق با کف قلوه چين و آجر فرش گچبری اتاق ها، تفکيک فضاهای خدماتی همچون آشپزخانه و انباری و بخش خدمه از هسته اصلی، از ويژگی های بنای امير لطيفی می باشد. اين بنا در سال ۱۳۷۸ با شماره ۲۳۹۱ در فهرست آثار ملی ايران ثبت شد.

ادامه مطلب
  •   دسته بندی : معاصر
  •   بازدید :18458 بار
  •   تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۰/۱۹

ايل قاجار ، از زمان تشكيل سلسله صفويه نام و نشاني داشتند و در كنار سپاه قزلباش ، در ركاب شاه اسماعيل شمشير مي زدند . در عهد شاه عباس كبير ، اينان عده اي به گرجستان و تعدادي نيز به دو سوي رودخانه گرگان كوچانده شدند . از اين طايفه ، آن گروه كه در سمت راست گرگان فعلي يا استر آباد آن روز سكونت داشتند به نام يوخاري باش و آن عده كه در ساحل چپ اقامت كردند به نام اشاقه باش معروف شدند .ما با نام فتحعلي خان قاجار در بيان جريان بخشيدن كنيزي از جانب شاه سلطان حسين صفوي به او آشنا شديم ، كه چگونه كنيز اهدايي حامله از آب در آمد و پس از چندي محمد حسن حسن خان قاجار از اين زن پا به عرصة وجود گذاشت . و در همان قسمت توضيح داديم كه در حقيقت محمد حسن خان فرزند فتحعلي خان قاجار نبوده بلكه پسر شاه سلطان حسين مي شود .فتحعلي خان قاجار از قبيله اشاقه باش يك بار به ياري شاه سلطان حسين شتافت و بار ديگر در زمان شاه تهماسب دوم از سلسله صفويه حمايت كرد كه بر اثر قدر ناشناسي اين دو ديگر در زمان شاه تهماسب دوم از سلسله صفويه حمايت كرد كه بر اثر قدر ناشناسي اين دو شاه ، او به استر آباد بازگشت و در صفر ۱۱۳۹ هجري به دست يكي از افراد ايل قاجار ، به تحريك نادر كشته شد . پس از كشته شدن فتحعلي خان قاجار ، بخت از اشاقه باش برگشت و قبيله يوخاري باش مورد لطف نادر قرار گرفتند و چون محمد حسن خان ، جان خود را در خطر ديد از بيم ، مدت ها متواري شد و پس از قتل نادر به استر آباد آمد و مناطقي را به تصرف خويش در آورد ، و در سال ۱۱۷۱ هجري در راه مخالفت با كريم خان زند كشته شد و كريم خان دختر وي را به زني گرفت و از نه پسر محمد حسن خان ، دو تن يعني آقا محمد خان و حسين قلي خان جهانسوز را به شيراز برد ، و چون مردي با صفا و نيك نفس بود . حسين قلي خان را به حكومت دامغان فرستاد ولي او راه عصيان پيش گرفت و به دست تركمانان كشته شد و آقا محمد خان تا مرگ كريم خان ، يعني تا سال ۱۱۹۳ هجري در شيراز ماند .زماني كه مرگ كريم خان زند نزديك شد و حال وي رو به وخامت گذاشت ، آقا محمد خان پيوسته در پي يافتن فرصت بود تا از شيراز بگريزد . به همين سبب آن هنگام كه خواهرش يا به روايتي عمه اش زوجة كريم خان ، مرگ پادشاه زند را به اطلاع وي رسانيد ، آقا محمد خان بي درنگ به مازندران رفت و با گرد آوردن افراد قبيلة خود تلاشي همه جانبه را جهت به دست گرفتن قدرت آغاز كرد .با پايان گرفتن كار مخالفان به ويژه لطفعلي خان زند ، آقا محمد خان در صحنة ايران به عنوان نخستين پادشاه سلسلة قاجار شناخته شد و فعاليت را براي تحكيم موقعيت خود چه از نظر مسايل داخلي و چه از جهت مسايل خارجي دنبال كرد تاريخ نشان مي دهد كه آقا محمد خان مقتدرترين و با كفايت ترين پادشاه سلسله قاجاريه بوده است

ادامه مطلب
  •   دسته بندی : مقالات
  •   بازدید :9768 بار
  •   تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۰/۱۶

امیر اسماعیل در سال ۲۷۹ ه.ق، پس از مرگ برادرش نصر بن احمد با حکم رسمی خلیفه المعتضد بالله، منشور حکومت ماوراء النهر برای او صادر شد. به همین دلیل باید وی را مؤسّس دولت سامانى تلقی کرد؛ زیرا كه پس از مرگ برادر بزرگتر بر سراسر ماوراء النّهر حکومت یافت و سایر امراى جزء سامانى فرمان او را گردن نهاد. علاوه بر این، امیر اسماعیل در ایّام امارت خویش ممالك سامانى را وسعت بخشید و خراسان، گرگان، طبرستان، سیستان و…. را هم بر قلمرو سابق خود اضافه كرد.(پیرنیا و آشتیانى‌، ۱۳۸۰: ۲۲۲) بر طبق این قاعده، روند قدرت گیری خاندان سامانی با حضور امیر اسماعیل در راس قدرت آن ها به طور آشکاری تغییر جهت داد و آن ها از یک والی ساده به یک حکمران مورد اعتماد و قابل اعتنا برای خلیفه عباسی تبدیل شدند؛ به طوری که خلیفه بزرگ ترین مشکل خود – عمرو بن لیث صفاری – را به دست امیر اسماعیل حل نمود.به طور طبیعی اولین اقدام هر حاکمی تثبیت جایگاه خویش در راس قدرت می باشد. منطقه ماوراء النهر در زمان به قدرت رسیدن اسماعیل، احتیاج به سر و سامان دادن اصولی داشت؛ به همین دلیل اولین هدف وی نظم بخشیدن به این منطقه بود. اما این کار بدون تامین امنیت مناطق مرزی امکان پذیر نبود. ماوراء النهر به عنوان مرز دنیای اسلام با ترکان، همیشه مورد هجوم و غارت این افراد قرار می گرفت. به همین دلیل امیر اسماعیل در نخستین گام خویش قدم به دنیای آن ها گذاشت.
الف. فتح شهر طراز ۲۸۰ ه.ق:
طبری بدون اشاره به نام منطقه ای که اسماعیل آن را فتح کرده؛ چنین می نویسد : «« در این سال خبر آمد كه اسماعیل‌ بن‌ احمد به غزاى دیار ترك رفته و چنانكه مى‌گفتند شهر پادشاهشان را گشوده و او را با زنش خاتون و نزدیك ده هزار كس اسیر گرفته و بسیار كس از آنها را كشته و اسبان بسیار به غنیمت گرفته كه شمار آن دانسته نیست و سوار مسلمان به هنگام تقسیم غنیمت هزار درم گرفته است.»»(طبری، ۱۳۷۵، ج۱۵: ۶۶۵۵) این اقدام امیر اسماعیل تازگی نداشت؛ بلکه هریک از امیران گذشته این منطقه، تقابل با ترک نشینان را در راستای کار خویش قرار می دادند؛ چراکه بدون اطمینان از جانب آن ها امنیت برقرار نمی شد.البته فتح شهر طراز به این سادگی اتفاق نیفتاد؛ بلکه به مدت طولانی اسماعیل شهر ار در محاصره خویش داشت. اما نتیجه این محاصره به نفع امیر سامانی تمام شد. وی موفق شد کلیسیای نسطوری شهر را به مسجد جامع تبدیل کند و غنایم بسیاری از این جنگ به دست آورد.(فرای و دیگران، ۱۳۸۱: ۱۲۱) این واقعه نه تنها از لحاظ تامین امنیت مرزها برای امیر سامانی بسیار اهمیت داشت؛ بلکه دو نتیجه دیگر نیز در پی داشت. ۱٫ به عنوان اولین جنگ وی، پس از دریافت رسمی منشور خلیفه، قدرت وی را به دیگران عرضه نمود و دیگران امیران حاضر در منطقه، به اسماعیل به عنوان حریفی قوی پنجه می نگریستند. ۲٫ جایگاه وی را در ماوراء النهر به عنوان تنها حاکم رسمی در این منطقه تثبیت نمود.

ادامه مطلب
صفحه 18 از 19« بعدی...10...1516171819
تگ ها سرای تاریخ ، سایت تاریخی ، دانلود ، مقالات ، داستان های تاریخی ،تاریخ ، مطالب تاریخی ، زندگینامه ها ، سایت سرای تاریخ ، وب سایت سرای تاریخ ، تاریخ