موقعیت شما در سایت : سرای تاریخ » صفحه نخست » Page 10
خبرهای سایت
  •   دسته بندی : معاصر
  •   بازدید :2550 بار
  •   تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۳/۲۶

شاه ایرانی که عکاس بود + تصویر

مظفرالدین‌شاه قاجار (زاده ۳ فروردین ۱۲۳۲ – درگذشته ۱۲ دی ۱۲۸۵) پنجمین پادشاه ایران از دودمان قاجار بود. وی پس از کشته‌شدن پدرش ناصرالدین‌ شاه و پس از نزدیک به ۴۰ سال ولیعهدی، شاه شد و از تبریز به تهران آمد. مظفرالدین‌شاه نیز همانند پدرش چندبار با وام‌گرفتن از کشورهای خارجی به سفرهای اروپایی رفت.در جریان جنبش مشروطه برخلاف کوشش‌های صدراعظم‌هایش علی‌اصغرخان اتابک (اتابک اعظم) و عین‌الدوله با مشروطیت موافقت کرد و فرمان مشروطیت را امضا کرد. وی چهار روز پس از امضای قانون اساسی درگذشت.از اوایل سلطنت مظفرالدین‌شاه در ۱۳۱۴ قمری عبداله میرزا در بالاخانه‌های دارالفنون عکاسخانه‌ای دایر کرد و فن عکاسی را متداول کرد. بسیاری از عکاس‌های بعدی از شاگردان وی بوده‌اند. این عکاسخانه تا اوایل مشروطیت دایر بود و عکاس دیگری کارهای عکاسی درباری را انجام می‌داد، بنام میرزا ابراهیم‌خان عکاس‌باشی که از خدمتگزاران دربار مظفرالدین‌شاه بوده‌است. معروف است که مظفرالدین‌شاه سخت شیفتهٔ عکاسی بود و خود عکاس آماتور بوده‌است.

ادامه مطلب
  •   دسته بندی : سایر مطالب
  •   بازدید :3706 بار
  •   تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۳/۲۳

شیر و خورشید نیز بی گمان یکی دیگر از نشانهای ملی ایران است که سابقه ای بسیار کهن دارد . کهن ترین پیشینه این اثر ملی مربوط به استوانه ای است مربوط به پادشاه سوسه تر پادشاه میتانی است که در حدود ۱۴۵۰ سال پیش از میلاد سلطنت می کرده است . در این استوانه شکل خورشید با بالی گشوده نمایان است و میله ای در وسط آن قرار دارد و دو شیر در طرفین آن واقع است. آثار دیگر هخامنشان و چندین سنگ نگاره از شیر نشان از قدرت کشور ایران دارد . همانطور که بسیار از کشورها نمادی از حیوانات را برای خود می دانند ایران پس از اسلام شیر و خورشید باستانی را که در گذشته و شاهنشاهان باستانی نیز مورد احترام و نماد قدرت بوده را برگزیده اند.

ادامه مطلب
  •   دسته بندی : سایر مطالب
  •   بازدید :3272 بار
  •   تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۳/۲۳

به نام دادار هستی بخش اهورامزدا
آنگاه که مردمانی دارای بیرق – ارتش و پادشاه و نماینده می شوند میتوان گفت که آن زمان نقطه آغاز تمدن آن کشور است .

سرآغاز پیدایش تمدن ایران زمین ( ایرانشهر – ائیرینه – ائیرینه وئیجه )

کلمه آریا در فارسی باستان و سانسکریت ایری و در اوستا ائیریه نامیده می شود . خود کلمه ائیریه در چم نجیب و شریف است . نام ایران کنونی نیز برگفته شده از ائیرینه است که در چم ( معنی ) سرزمین آریایها گفته می شود . مهم ترین اقوام آریایی به شرح زیر بوده اند : آتروپاتان ( آذربایجان کنونی ) , سوزیانا ( خوزستان ) , کردستان (مادها ) سمرقند , بخارا , تاجیکستان و . . . مساحت سرزمین های نژاد ایرانی با احتساب تاجیکستان , افغانستان , قفقاز و ایران در حدود دو میلیون ششصد هزار کیلومتر است . که در گذشته نه چندان دور با بی لیقاتی حکام وقت از دست رفت.که امید داریم آیندگان با درایت و تقویت نیروی ایرانی همه آنان را پس بگیرند . مورخین آغاز مهاجرت آریاها به ایران را در حدود هفت هزار سال پیش دانسته اند . این قوم دسته ای از اقوام هند و اروپایی هستند که امروزه در هند , آلمان , یونان , روم و . . . ساکن هستند . قمستی که در ایران ساکن شدند امروزه ایرانیان را تشکیل می دهند و قسمتی دیگر از هم وطنان ما امروزه در هند ساکن شده اند . زیرا پس از یورش تازیان به ایران و گرفتن خراج ها سنگین و تحت فشار بودن دینی , آنان مجبور به ترک وطن گشتند .در کتابهای دینی ایران باستان پیدایش نخستین انسان را در ایران دانسته اند . به عبارتی دیگر جایگاه ادیان کنونی جهان ایران است . ایرانیان باستان کیومرث را نخستین انسان دانسته اند .

ادامه مطلب
  •   دسته بندی : معاصر
  •   بازدید :2856 بار
  •   تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۳/۲۳

نامش فاطمه بود، اما پرده نشینی و همنشینی با صاحبقران انیس سلطانش کرد. دختر نورمحمد گرجی امامه ای که برای همراهی سوگلی محبوب به دربار آمد و خودش سوگلی شد. زنی که در بیست سال پایانی سلطنت ناصرالدین شاه بدون آن که عقد دائم شاه باشد بانوی اول و قدرتمندترین زن ایران بود.درست که تاریخ ایران، تاریخی مردسالار است و مهمترین رویدادهای آن با قلمی مردانه نوشته شده، اما زنانی در همین تاریخ زندگی کردند که حضور و زندگی شان آن قدر پررنگ بود که تاریخ نتوانسته در مقابل نامشان سکوت کند. یکی از این زنان بی تردید انیس الدوله است.دختری گمنام از امامه در نگاه آن هایی که از او نوشتند ملکه بی تاج و تخت دربار ناصرالدین شاه قاجار بود. او در روزگاری که مردان جرات نگاه کردن در چشم های ناصرالدین شاه را نداشتند، در مقابل او ایستاد در حرمخانه سلطنتی نیز انیس الدوله سوگلی و ملکه قدرتمند حرمسرای شهی قلیانها را جمع کرد. هنگامی که شاه مطلع شد و علت آن را پرسید، انیس الدوله گفت : به دلیل آنکه حرام شده آن را جمع کردیم. شاه متغیر شد و گفت چه کسی حرام کرد؟. انیس الدوله گفت : همان کسی که ما را بر تو حلال کرده است! شاه متغیر شده و چیزی نگفت و برگشت و به فاصله چند روز امتیاز رژی را ملغی نمود. بدین ترتیب انیس الدوله ملکه و سوگلی ناصرالدین شاه با وجود قرار گرفتن در محیط بسته حرمسرا از همراهی و همکاری با مردم خودداری ننمود و به ایفای نقش مهمی در پیروزی نهضت تنباکو پرداخت.درباره تاریخ تولد انیس الدوله اطلاع زیادی در دسترس نیست. او در خانواده ای گرجی تبار در روستای امامه به دنیا آمد.

ادامه مطلب
  •   دسته بندی : استان ها
  •   بازدید :3112 بار
  •   تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۳/۱۹

علاوه بر مناظر طبیعی زیبا ، تنوع فرهنگ و جاذبه های توریستی متفاوت ، اروپا مملو از ساختمان ها و سازه های تاریخی و فرهنگی با قدمت بالا است.این ساختمان ها و سازه ها تنها مختص شهرهایی مانند آتن و یا رم نیستند بلکه بسیاری از شهرهای دیگر در اروپا نیز خانه میراث فرهنگی و تاریخی بسیاری در این قاره هستند .این بناهای تاریخی تا به امروز از بلاهای طبیعی در جنگ ها و خسارات مختلف طی قرن ها جان سالم بدر برده اند و در حال حاضر از اهمیت ویژه ای از لحاظ تاریخی و فرهنگی هستند.در ادامه به برخی از این آثار تاریخی و فرهنگی اروپا که قدمت زیادی دارند و از لحاظ ارزش مادی و معنوی جزء برترین ها هستند اشاره خواهیم کرد.

ادامه مطلب
  •   دسته بندی : استان ها
  •   بازدید :3629 بار
  •   تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۳/۱۹
شگفتی های ۳ کاخ بزرگ جهان
در بیشتر مقاصد گردشگری جهان، کاخ های بزرگ و تاریخ ساز و مجللی دیده می شوند که از مهم ترین جاذبه های گردشگری به شمار می روند؛ دیدار از این کاخ های تاریخی از این جهت اهمیت دارد که با توجه به جایگاهشان به عنوان محل کار یا سکونت شاهان و سران با جذابیت های خاصی همراه است.پیش از ورود به کاخ کرملین در مسکو پایتخت روسیه، بد نیست چند نکته را بدانید؛ نمای خارجی این کاخ با چهار سنگ سپید بزرگ آراسته شده و تزئینات داخلی آن به دوران تاجگذاری الکساندر سوم در سال ۱۸۸۳ باز می گردد. این کاخ، مجموعه ای از چندین کاخ کوچک، تالار و کلیسا است که در دوره های مختلف احداث و یا به آن افزوده شده است.
ادامه مطلب

روزی عارف پیری با مریدانش از کنار قصر پادشاه گذر میکرد. شاه که در ایوان کاخش مشغول به تماشا

بود، او را دید و بسرعت به نگهبانانش دستور داد تا استاد پیر را به قصر آورند.

عارف به حضور شاه شرفیاب شد. شاه ضمن تشکر از او خواست که نکته ای آموزنده به شاهزاده

جوان بیاموزد مگر در آینده او تاثیر گذار شود. استاد دستش را به داخل کیسه فرو برد و سه عروسک

از آن بیرون آورد و به شاهزاده عرضه نمود و گفت: “بیا اینان دوستان تو هستند، اوقاتت را با آنها سپری کن.”

شاهزاده با تمسخر گفت: ” من که دختر نیستم با عروسک بازی کنم! ” عارف اولین عروسک را

برداشته و تکه نخی را از یکی از گوشهای آن عبور داد که بلافاصله از گوش دیگر خارج شد.

سپس دومین عروسک را برداشته و اینبار تکه نخ از گوش عروسک داخل و از دهانش خارج شد. او سومین عروسک را امتحان نمود.

تکه نخ در حالی که در گوش عروسک پیش میرفت، از هیچیک از دو عضو یادشده خارج نشد. استاد

بلافاصله گفت : ” جناب شاهزاده، اینان همگی دوستانت هستند، اولی که اصلا به حرفهایت توجهی

نداشته، دومی هرسخنی را که از تو شنیده، همه جا بازگو خواهد کرد و سومی دوستی است که

همواره بر آنچه شنیده لب فرو بسته ” شاهزاده فریاد شادی سر داده و گفت: ” پس بهترین دوستم

همین نوع سومی است و منهم او را مشاور امورات کشورداری خواهم نمود. “

عارف پاسخ داد : ” نه ” و بلافاصله عروسک چهارم را از کیسه خارج نمود و آنرا به شاهزاده داد و

گفت: ” این دوستی است که باید بدنبالش بگردی ” شاهزاده تکه نخ را بر گرفت و امتحان نمود. با

تعجب دید که نخ همانند عروسک اول از گوش دیگر این عروسک نیز خارج شد، گفت : ” استاد اینکه نشد ! “

عارف پیر پاسخ داد: ” حال مجددا امتحان کن ” برای بار دوم تکه نخ از دهان عروسک خارج شد.

شاهزاده برای بار سوم نیز امتحان کرد و تکه نخ در داخل عروسک باقیماند استاد رو به شاهزاده کرد

و گفت: ” شخصی شایسته دوستی و مشورت توست که بداند کی حرف بزند، چه موقع به حرفهایت توجهی نکند و کی ساکت بماند.

ادامه مطلب
  •   دسته بندی : سایر مطالب
  •   بازدید :2521 بار
  •   تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۳/۱۸

قرنها پیش از پیداش مسحیت در اروپا، قبایل متمدنی در دره های حاصلخیز و جنگلهای سرسبز آمریکای مرکزی و جنوبی زندگی می کردند که در کشاورزی ، معماری ، علوم ، ریاضی و ستاره شناسی به پیشرفتهای زیادی رسیده بودند . از جمله این قبایل میتوان ” مایا ، اینکا ، آزتک و تولتکس ” را نام برد .
قبیله ” مایا ” ، خورشید را به خدایی برگزیده بودند و آن را پرستش می کردند ، به همین جهت خود را  “فرزندان خورشید ” می نامیدند .

انان خدایان دیگری نیز داشتند ، از جمله خدای باران ، خدای جنگل و …
” مایا ” ها حدود سالهای نخستین پیدایش مسیحیت در اروپا ، شروع به ساختن شهری بزرگ با ساختمانها و معبدهای عظیم کردند و زندگی خود را با جشنها و مراسم با شکوه رونق بخشیدند . آنها در این جشنها ، ماسک حیوانات به چهره می زدند و با خواندن سرود و زدن طبل ، به پایکوبی  می پرداختند  تا خدایان کوچک و بزرگ خود را ستایش کنند .

ادامه مطلب

داریوش شاه گوید: تو که از این پس، این نبشته را که من نوشتم یا این پیکرها را ببینی، مبادا که آنها را تباه سازی؛ تا هنگامی که توانا هستی آنها را نگاه دار.” (کتیبه بیستون)
بیستون، مجموعه‌ای است تاریخی در فاصله حدود ۳۰ کیلومتری شرق کرمانشاه. این مجموعه و منظر طبیعی آن (کوه و دشت) در سال ۲۰۰۶ میلادی توسط سازمان یونسکو در فهرست میراث فرهنگی جهان ثبت شد. کهن‌ترین آثار موجود در این محوطه، متعلق به دوران پارینه سنگی میانی و جدیدترین آنها مربوط به دوران صفویه است اما شهرتش را بیش از همه مدیون کتیبه و نقش برجسته داریوش اول هخامنشی (۵۲۱-۴۸۶ پیش از میلاد) است که در ارتفاع حدود ۸۰ متری از پای کوه، بر دل صخره نقر شده.داستان کتیبه داریوش – معروف به کتیبه بیستون – چنین است که وقتی کمبوجیه، فرزند و جانشین کورش، برای فتح مصر به آن سرزمین لشکر کشید، یکی از مُغان به نام گئومات(Gaumata) علم طغیان برافراشت و خود را “بردیا” برادر کمبوجیه معرفی کرد. این در حالی بود که کمبوجیه پیش از رفتن به مصر، برادر خود را از ترس آن که مبادا در غیابش مدعی تاج و تخت شود، کشته بود. بردیای دروغین با بخشودن مالیات سه ساله ایالات، موفق شد که تقریبا همگی را به اطاعت وادارد و چالش بزرگی را برای کمبوجیه و دودمان هخامنشی رقم زند. کمبوجیه به سرعت راه ایران را در پیش گرفت تا تاج و تخت خویش را بازستاند اما در میانه راه به طرز مشکوکی درگذشت.

ادامه مطلب
  •   دسته بندی : باستان
  •   بازدید :2967 بار
  •   تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۳/۱۲

گدایی ممنوع! این قانونی است که در دوران باستان وضع شده بود. اما این قانون به آن معنا نبود که فقر و تنگدستی در آن زمان وجود نداشت. در دوران باستان کسانی که به تنگدستی دچار می شدند تحت سرپرستی فرد نزدیکی از خانواده خود در می آمدند زیرا «زرتشت» از خیرات و کمک کردن به مستمندان به عنوان عملی نیکو یاد کرده بود.در«ارداویرافنامه»، معراج نامه کیش زرتشتی( که کمدی الهی دانته از آن اقتباس شده است) درباره کسانی که به مستمندان یاری نمی رساندند، آمده است: «در دوزخ مردی دیدم که با یک پا در تاریکی آویزان بود. در دست داسی آهنی داشت و بازوهای خود را می برید و میخی آهنی در چشم او زده بودند. پرسیدم این روان کیست؟ گفتند:‌ این کسی است که به شکایت درویشان گوش نکرده است.در فصل ۸۹ همین کتاب آمده است که افرادی که خوراک و پوشاک خود را از مستمندان دریغ کنند، در دوزخ، در گرسنگی و تشنگی و گرما و سرما می مانند و جانوران موذی از پشت، اندام او را می جوند. در دوران باستان با وجود فقر و تنگدستی، گدایی عملی نکوهیده بود و مردم بنا به وظیفه دینی شان و داوطلبانه به مستحقان و درویشان کمک می کردند.

ادامه مطلب
صفحه 10 از 18« بعدی...89101112...قبلی »
تگ ها سرای تاریخ ، سایت تاریخی ، دانلود ، مقالات ، داستان های تاریخی ،تاریخ ، مطالب تاریخی ، زندگینامه ها ، سایت سرای تاریخ ، وب سایت سرای تاریخ ، تاریخ