موقعیت شما در سایت : سرای تاریخ » صفحه نخست » سایر مطالب » نبرد کریم خان زند
خبرهای سایت
  •   دسته بندی : سایر مطالب
  •   نویسنده :ابوالفضل
  •   تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۵/۲۴
  •   بازدید :766 بار
  •   بدون دیدگاه

هنگامی که کریم خان زند در شیراز به تخت نشست امور شیراز را به برادر خود صادق خان واگذار نمود و خود با حدود ۶۰۰۰ تن سپاه روانه ی اصفهان شد تا آن را فتح نماید .اصفهان در دست آزاد خان افغان بود . کریم خان در نیمه ی راه شیراز به اصفهان بود که خبر به آزاد خان رسید . وی با حدود ۳۰۰۰۰ تن سپاهی و با دبدبه و کبکبه ی پادشاهی و توپخانه ، از اصفهان خارج شد تا  طومار کریم خان زند را در هم بپیچاند!تلاقی دو سپاه نابرابر در نزدیکی «قمشه» روی داد . آتش جنگی وحشتناک شعله ور گردید و در نهایت سپاه کریم خان شکست خورده و به جانب شیراز عقب نشینی را آغاز نمودند . آزاد خان با سپاهیانش وی را تعقیب نمودند .سرانجام سپاه آزاد خان در جایی به کریم خان رسید که وی تکیه بر نیزه و ایستاده ، قاشقی در دست داشت و مادرش کاسه ی شوربایی در دستان گرفته و کریم خان در حال خودن شوربا بود .در این لحظه کریم خان از دور گرد و خاک و درفش های سپاه آزاد خان را دید بنابراین مادرش را راهی نمود و خودش همچنان تکیه داده بر نیزه در حال نظاره کردن بود .آزاد خان به محض رسیدن ، صفوف لشکرش را آراست . پهلوانی به نام احمدخان ازبک در سپاه آزاد خان حضور داشت که جوانی بود قوی بازو و بزرگ جثه و در فنون جنگجویی و در آداب سواری مشهور … قبایی پیله دوخته بر تن و بالای آن خفتان زره کار استاد ، پوشیده و بالای زره ، چهار آینه ی فولاد بسته ، با شمشیر بران و خنجر خارا شکاف و کمان ترکش و… و از باده ی ناب ، مست و خروشان!احمدخان تیری بر کمان نهاده و به سوی کریم خان زند شلیک نمود . تیر از کریم خان رد شد و از چهارسوار زره پوشیده عبور نمود . در این لحظه کریم خان برآشفت و چنان شمشیری بر میان احمدخان ازبک زد که نیمه ی تنش بر زمین افتاد و پاهایش در رکاب ماند!ناگهان خانلرخان سنجابی که در قوت و شجاعت از احمدخان ازبک پیش بود به خونخواهی وی ، مانند اژدهایی دمان  به سمت کریم خان زند حمله نمود و شمشیری را سوی وی نمود . کریم خان با زبردستی جاخالی داد و شمشیر بر فرق سر اسبش فرود آمد . سر و گردن اسب کریم خان به دو نیمه شد .در این لحظه کریم خان با چستی و چالاکی بر اسبی دیگر پرید و در چند ثانیه با شمشیرش چنان تیغی بر فرق سر خانلرخان زد که از روی چهار آینه و زره و خفتان و قبای پیله پهلویش در گذشت و نیمه ی تنش بر زمین افتاد .در این هنگام کریم خان شمشیر خود را بر زمین زد و آن جمله ی معروف خود را با زبان لری فریاد زد : « تو می بُری و بختم نمی بُرد »نوبت به سومین پهلوان سپاه آزاد خان افغان رسیده بود . احمدبیگ اردلانی ناگاه چونان تیری از کمان جسته به سمت کریم خان یورش آورد . نبرد این دو کمی به طول انجامید . سرانجام کریم خان ، چنان نیزه ای بر پهلوی احمد بیگ حواله نمود که از پهلوی دیگرش بیرون رفت و در این لحظه کریم خان او را از فراز زین اسبش ، با نیزه ی به پهلو رفته ، بلند نمود و بر زمین انداخت .

بن مایه :

رستم التواریخ….محمدهاشم آصف…ص۲۵۸-۲۶۲

هنگامی که کریم خان زند در شیراز به تخت نشست امور شیراز را به برادر خود صادق خان واگذار نمود و خود با حدود 6000 تن سپاه روانه ی اصفهان شد تا آن را فتح نماید .اصفهان در دست آزاد خان افغان بود . کریم خان در نیمه ی راه شیراز به اصفهان بود که خبر به آزاد خان رسید . وی با حدود 30000 تن سپاهی و با دبدبه و کبکبه ی پادشاهی و توپخانه ، از اصفهان خارج شد تا  طومار کریم خان زند را در هم بپیچاند!تلاقی دو سپاه نابرابر در نزدیکی «قمشه» روی داد . آتش جنگی وحشتناک شعله ور گردید و در نهایت سپاه کریم خان شکست خورده و به جانب شیراز عقب نشینی را آغاز نمودند . آزاد خان با سپاهیانش وی را تعقیب نمودند .سرانجام سپاه آزاد خان در جایی به کریم خان رسید که وی تکیه بر نیزه و ایستاده ، قاشقی در دست داشت و مادرش کاسه ی شوربایی در دستان گرفته و کریم خان در حال خودن شوربا بود .در این لحظه کریم خان از دور گرد و خاک و درفش های سپاه آزاد خان را دید بنابراین مادرش را راهی نمود و خودش همچنان تکیه داده بر نیزه در حال نظاره کردن بود .آزاد خان به محض رسیدن ، صفوف لشکرش را آراست . پهلوانی به نام احمدخان ازبک در سپاه آزاد خان حضور داشت که جوانی بود قوی بازو و بزرگ جثه و در فنون جنگجویی و در آداب سواری مشهور ... قبایی پیله دوخته بر تن و بالای آن خفتان زره کار استاد ، پوشیده و بالای زره ، چهار آینه ی فولاد بسته ، با شمشیر بران و خنجر خارا شکاف و کمان ترکش و... و از باده ی ناب ، مست و خروشان!احمدخان تیری بر کمان نهاده و به سوی کریم خان زند شلیک نمود . تیر از کریم خان رد شد و از چهارسوار زره پوشیده عبور نمود . در این لحظه کریم خان برآشفت و چنان شمشیری بر میان احمدخان ازبک زد که نیمه ی تنش بر زمین افتاد و پاهایش در رکاب ماند!ناگهان خانلرخان سنجابی که در قوت و شجاعت از احمدخان ازبک پیش بود به خونخواهی وی ، مانند اژدهایی دمان  به سمت کریم خان زند حمله نمود و شمشیری را سوی وی نمود . کریم خان با زبردستی جاخالی داد و شمشیر بر فرق سر اسبش فرود آمد . سر و گردن اسب کریم خان به دو نیمه شد .در این لحظه کریم خان با چستی و چالاکی بر اسبی دیگر پرید و در چند ثانیه با شمشیرش چنان تیغی بر فرق سر خانلرخان زد که از روی چهار آینه و زره و خفتان و قبای پیله پهلویش در گذشت و نیمه ی تنش بر زمین افتاد .در این هنگام کریم خان شمشیر خود را بر زمین زد و آن جمله ی معروف خود را با زبان لری فریاد زد : « تو می بُری و بختم نمی بُرد »نوبت به سومین پهلوان سپاه آزاد خان افغان رسیده بود . احمدبیگ اردلانی ناگاه چونان تیری از کمان جسته به سمت…

امتیاز کاربران: اولین نفر باشید !
0 bigtheme
دریافت مطلب بصورت پی دی اف
راستی!ما یک راه نزدیک برای در کنار شما بودن پیدا کردیم...
ابوالفضل
مؤسس سرای تاریخ | علاقمند در تواریخ ملل، ادیان و مذاهب، تاریخ می‌باشم | همواره این امید را داشته‌ام که بتوانم یک گام مثبت در راستای بالا بردن اطلاعات تاریخی افراد بردارم .

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)

تگ ها سرای تاریخ ، سایت تاریخی ، دانلود ، مقالات ، داستان های تاریخی ،تاریخ ، مطالب تاریخی ، زندگینامه ها ، سایت سرای تاریخ ، وب سایت سرای تاریخ ، تاریخ