به روز رسانی شده در : پنجشنبه 2 تیر 1401 | ارسال مطلب
مهم ترین عناوین :
باستان
1399/06/07
ابوالفضل فدائی

  مطابق معتبرترين نقلها اولين كسى كه از خاندان پيغمبر شهيد شد،جناب على اكبر و آخرينشان جناب ابوالفضل العباس بود،يعنى …

  مطابق معتبرترين نقلها اولين كسى كه از خاندان پيغمبر شهيد شد،جناب على اكبر و آخرينشان جناب ابوالفضل العباس بود،يعنى ايشان وقتى شهيد شدند كه ديگر از اصحاب و اهل بيت كسى نمانده بود،فقط ايشان بودند و حضرت سيد الشهداء.آمد عرض كرد:برادر جان!به من اجازه بدهيد به ميدان بروم كه خيلى از اين زندگى ناراحت هستم.
جناب ابوالفضل سه برادر كوچكترش را مخصوصا قبل از خودش فرستاد،گفت:برويد برادران! من مى‏خواهم اجر مصيبت‏ برادرم را برده باشم.مي‏خواست مطمئن شود كه برادران مادري ‏اش حتما قبل از او شهيد شده ‏اند و بعد به آنها ملحق بشود.

به ميدان رفتن حضرت عباس(ع)
نا بر اين ام البنين است و چهار پسر،ولى ام البنين در كربلا نيست،در مدينه است.آنان كه در مدينه بودند از سرنوشت كربلا بى خبر بودند.به اين زن،مادر اين چند پسر كه تمام زندگى و هستي ‏اش همين چهار پسر بود،خبر رسيد كه هر چهار پسر تو در كربلا شهيد شده‏اند.البته اين زن زن كامله‏اى بود،زن بيوه‏اى بود كه همه پسرهايش را از دست داده بود.
گاهى مي ‏آمد در سر راه كوفه به مدينه مي ‏نشست و شروع به نوحه سرايى براى فرزندانش مي ‏كرد.تاريخ نوشته است كه اين زن خودش يك وسيله تبليغ عليه دستگاه بنى اميه بود.هر كس كه مى‏آمد از آنجا عبور كند متوقف مى‏شد و اشك مى‏ريخت.مروان حكم كه يك وقتى حاكم مدينه بوده و از آن دشمنان عجيب اهل بيت است، هر وقت مى‏آمد از آنجا عبور كند بى اختيار مى‏نشست و با گريه اين زن مى‏گريست. اين زن اشعارى دارد و در يكى از آنها مى‏گويد:
لا تدعونى ويك ام البنين
تذكرينى بليوث العرين
كانت‏بنون لى ادعى بهم
و اليوم اصبحت و لا من بنين — (منتهى الآمال،ج ۱/ص۳۸۶‏)
مخاطب را يك زن قرار داده،مى‏گويد:اى زن،اى خواهر!تا به حال اگر مرا ام البنين مى‏ناميدى،بعد از اين ديگر ام البنين نگو،چون اين كلمه خاطرات مرا تجديد مى‏كند،مرا به ياد فرزندانم مى‏اندازد،ديگر بعد از اين مرا به اين اسم نخوانيد،بله،در گذشته من پسرانى داشتم ولى حالا كه هيچيك از آنها نيستند.
رشيدترين فرزندانش جناب ابوالفضل بود و بالخصوص براى جناب ابوالفضل مرثيه بسيار جانگدازى دارد،مى‏گويد:
يا من راى العباس كر على جماهير النقد
و وراه من ابناء حيدر كل ليث ذى لبد
انبئت ان ابنى اصيب براسه مقطوع يد
ويلى على شبلى امال براسه ضرب العمد
لو كان سيفك فى يديك لما دنى منه احد(منتهى الآمال،ج ۱/ص۳۸۶‏)


بیشتر بخوانید : وقايع روز تاسوعا


پرسيده بود كه پسر من،عباس شجاع و دلاور من چگونه شهيد شد؟دلاورى حضرت ابوالفضل العباس از مسلمات و قطعيات تاريخ است.او فوق العاده زيبا بوده است كه در كوچكى به او مى‏گفتند قمر بنى هاشم،ماه بنى هاشم.در ميان بنى هاشم مى‏درخشيده است.اندامش بسيار رشيد بوده كه بعضى از مورخين معتبر نوشته‏اند هنگامى كه سوار بر اسب مى‏شد،وقتى پاهايش را از ركاب بيرون مى‏آورد،سر انگشتانش زمين را خط مى‏كشيد.


بازوها بسيار قوى و بلند،سينه بسيار پهن.مى‏گفت كه پسرش به اين آسانى كشته نمي ‏شد.از ديگران پرسيده بود كه پسر من را چگونه كشتند؟به او گفته بودند كه اول دستهايش را قطع كردند و بعد به چه وضعى او را كشتند.آن وقت در اين مورد مرثيه‏اى گفت.
مى‏گفت:اى چشمى كه در كربلا بودى،اى انسانى كه در صحنه كربلا بودى آن زمانى كه پسرم عباس را ديدى كه بر جماعت‏شغالان حمله كرد و افراد دشمن مانند شغال از جلوى پسر من فرار مى‏كردند.پسران على پشت‏سرش ايستاده بودند و مانند شير بعد از شير، پشت پسرم را داشتند.واى بر من!به من گفته‏اند كه بر شير بچه تو عمود آهنين فرود آوردند.عباس جانم،پسر جانم!من خودم مى‏دانم كه اگر تو دست در بدن مى‏داشتى، احدى جرات نزديك شدن به تو را نداشت.
و لا حول و لا قوة الا بالله


كتاب: مجموعه آثار ج ۱۷ ص ۲۶۰
نويسنده: شهيد مطهرى


منبع : سایت  شهید آوینی


https://sarayetarikh.ir/?p=4775
×
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سرای تاریخ در وب سایت منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
  • لطفا از تایپ فینگلیش بپرهیزید. در غیر اینصورت دیدگاه شما منتشر نخواهد شد.
نظرات و تجربیات شما

0 دیدگاه برای “به ميدان رفتن حضرت عباس(ع)

دیدگاه شما

ابتدا تمام فیلدها را تکمیل نمائید و بعد بر روی ارسال کلیک کنید.

1 / 10
حاج عیسی جعفری، یار و خادم وفادار امام خمینی
حاج عیسی جعفری، یار و خادم وفادار امام خمینی
2 / 10
همه مردان آخرین دولت شاه
همه مردان آخرین دولت شاه
3 / 10
کودتای 28 مرداد؛ روزی که «ایرانی بودن» خجالت داشت
کودتای ۲۸ مرداد؛ روزی که «ایرانی بودن» خجالت داشت
4 / 10
همه چیز درباره نبرد نرماندی + اسرار و حقایق
همه چیز درباره نبرد نرماندی + اسرار و حقایق
5 / 10
مروری بر موانع نوسازی در ارتش پهلوی اول؛ از فساد تا موانع آموزشی
مروری بر موانع نوسازی در ارتش پهلوی اول؛ از فساد تا موانع آموزشی
6 / 10
نگاهی به مناسبات سلیمان‌میرزا اسکندری و رضاشاه
نگاهی به مناسبات سلیمان‌میرزا اسکندری و رضاشاه
7 / 10
چکیده ای از زندگینامه سید محمد حسینی بهشتی
چکیده ای از زندگینامه سید محمد حسینی بهشتی
8 / 10
دلایل تغییر رویکرد امام در خرداد ۱۳۴۲
9 / 10
چرا نظریه دیکتاتور خیرخواه در ایران شکست خورد؟ /کودتاه رضاشاه
چرا نظریه دیکتاتور خیرخواه در ایران شکست خورد؟ /کودتاه رضاشاه
10 / 10
مردی که رضاشاه از او بیم داشت /مؤتمن‌الملک

آخرین مطالب
به قلم ابوالفضل فدائی