سرای تاریخ
سرای تاریخ |مرجعی کامل درباره تاریخ ایران و جهان
 موقعیت شما در سایت : سرای تاریخ » صفحه نخست » تاریخ اسلام » وضعيت جامعه اسلامی در دوره عباسیان
خبرهای سایت
  •   دسته بندی : تاریخ اسلام, عباسیان
  •   نویسنده :ابوالفضل فدائی
  •   تاریخ انتشار : 1399/03/20
  •   بازدید :45 بار
  •   بدون دیدگاه

با اینكه اسلام در عصر پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ از محیط حجاز بیرون نرفت، ولی چون زیر بنایی محكم و استوار داشت بعد از رحلت آن حضرت بسرعت رو به گسترش نهاد.

طبیعت علم دوستی اسلام سبب شد كه به موازات پیشرفتهای سیاسی و عقیدتی در كشورهای مختلف جهان، علوم و دانشهای آن كشورها به محیط جامعه اسلامی راه یابد و كتب علمی دیگران از یونان گرفته تا مصر و از هند تا ایران و روم به زبان تازی، كه زبان قرآن بود، ترجمه شود.

علمای اسلام كه فروغ اندیشه خود را از مشعل قرآن گرفته بودند، دانشهای دیگران را مورد نقد و بررسی قرار دادند و ابتكارات و ابداعات جدید و فراوانی بر آن افزودند و بر «مادّه » فرهنگ و تمدن گذشته، «صورت» نو و صبغه اسلامی زدند. ترجمه آثار علمی دیگران از زمان حكومت امویان (كه خود با علم و اسلام بیگانه بودند) شروع شد و در عصر عباسیان، مخصوصاً زمان هارون و مامون، به اوج خود رسید (همان گونه كه در این زمان وسعت كشور اسلامی به بالاترین حد خود در طول تاریخ رسید).

البته این حركت علمی چیزی نبود كه به وسیله عباسیان یا امویان پایه گذاری شده باشد، این، نتیجه مستقیم تعلیمات اسلام در زمینه علم بود كه برای علم و دانش وطنی قائل نبود و به حكم : «اُطلُبُوا الْعِلْمَ وَلَوبِالصِّینِ وَ اُطْلُبُوا الْعِلْمَ وَلَوْ بِسَفكِ الْمُهَجِ وَخَوْضِ اللُجَج ِ»، مسلمانان را به دنبال آن می فرستاد، هر چند در دور افتاده ترین نقاط جهان یعنی چین، و با پرداختن هرگونه بها در این راه حتی خون قلب بود.

در تواریخ آمده است كه مامون شبی ارسطاطالیس، فیلسوف مشهور یونانی را در خواب دید، از او مسائلی پرسید و چون از خواب برخاست به فكر ترجمه كتابهای آن فیلسوف افتاد، نامه ای به پادشاه روم نوشت و از وی خواست مجموعه ای از علوم قدیم كه در بلاد روم بود، برای او بفرستد. پادشاه روم پس از گفتگوی بسیار، این درخواست را پذیرفت.

مامون جمعی از دانشمندان را مانند «حجاج بن مطر» و «ابن بطریق » و «سلما»، سرپرست «بیت الحكمه» (كتابخانه بسیار بزرگ و مشهور بغداد) را مامور انجام این مهم نمود.

آنان آنچه را از بلاد روم یافتند و پسندیدند جمع آوری كرده نزد مامون فرستادند و مامون دستور ترجمه آنها را داد[۱].

بدون شک خوابهای سیاست بازان كهنه كاری همچون مامون، ساده نیست و قاعدتاً جنبه سیاسی دارد! آنها در این خوابها اموری را می بینند كه پایه های كاخ بیدادگریشان را محكم می سازد و به هر حال این عمل مامون از نظر تحلیل سیاسی احتمالاتی دارد:

۱ـ مامون برای اینكه خود را مسلمانی طرفدار علم و دانش قلمداد كند، دست به این كار زد تا از این طریق امتیاز و وجهه ای كسب كند.

۲ـ او می خواست به این وسیله ی نوع سرگرمی برای مردم در برابر مشكلات اجتماعی و خفقان سیاسی درست كند.

۳ـ هدف او جلب افكار اندیشمندان و متفكران جامعه اسلامی به سوی خود و در نتیجه تقویت پایه های حكومت بود.

۴ـ او می خواست از این طریق دكانی در برابر مكتب علمی اهل بیت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ كه در میدان علم و دانش در اوج شهرت بودند، باز كند و بدین وسیله مشتریان آن مكتب را كم كند و از فروغ آن بكاهد.

۵ـ او می خواست ثابت كند كه دستگاه خلافت بنی عباس شایستگی حكومت بر كشورهایی همچون ایران، روم و مصر را دارد.

البته منافاتی در میان این احتمالات پنجگانه نیست و ممكن است همه آنها مورد توجه مامون بوده، ولی علت هرچه باشد در این مسئله ش نیست كه او در ترجمه كتابهای یونانی كوشش بسیار نمود، و پول زیادی در این راه صرف كرد، به طوری كه می گویند گاه در مقابل وزن كتابها طلا می داد، و به قدری به ترجمه كتابها توجه داشت كه روی هر كتابی كه به نام او ترجمه می شد علامتی می گذارد، و مردم را به خواندن و فرا گرفتن آن علوم تشویق می كرد، با حكما خلوت می نمود و از معاشرت آنها اظهار خشنودی می كرد[۲] و به این ترتیب نشر علوم و دانشهای دیگران، در كنار دانشهای اسلامی، مسئله مطلوب روز شد، حتی اشراف و اعیان دولت كه معمولاً شامه تیز و حساسی در این گونه امور دارند خط مامون را تعقیب كردند، ارباب علم و فلسفه، منطق را گرامی داشتند و در نتیجه، مترجمین بسیاری از عراق، شام، ایران به بغداد آمدند [۳].

«جرجی زیدان » مورخ مشهور مسیحی در این زمینه می نویسد:

هارون الرشید (حك ۱۷۰ـ ۱۹۳) موقعی به خلافت رسید كه به واسطه آمد و شد دانشمندان و پزشكان هندی و ایرانی و سریانی به بغداد افكار مردم تا حدی پخته شده بود و توجه اذهان عمومی به علوم و كتب پیشینیان توسعه یافته بود. دانشمندان غیر مسلمان كه زبان عربی آموخته بودند و با مسلمانان معاشرت داشتند آنان را به فراگرفتن علوم گذشته تشویق می كردند، ولی باز هم مسلمانان از توجه به علوم بیگانه جز علم پزشكی بیم داشتند، چه، فكر می كردند كه جز طبّ علوم بیگانه دیگر مخالف اسلام است. با اینهمه، چون پزشكان نزد خلفا مقرب شدند و غالب آنان دوستدار منطق و فلسفه بودند و از آن علم بهره ای داشتند، خواه ناخواه خلفا را به شنیدن مطالب منطقی و فلسفی مشغول می داشتند. رفته رفته خلفا با فلسفه و منطق آشنا شدند و با آن خو گرفتند، تا آنجا كه اگر كشوری یا شهری را فتح می كردند كتابهای آنجا را آتش نمی زدند و نابود نمی ساختند بلكه دستور می دادند كتابها را به بغداد بیاورند و به زبان عربی ترجمه كنند، چنانكه هارون پس از فتح «آنكارا» و «عموریه » و سایر شهرهای روم كتابهای بسیاری در آن بلاد به دست آورده، آن ها را به بغداد حمل كرد و طبیب خود، «یوحنا بن ماسویه » را دستور داد آن كتابها را به عربی ترجمه كند. اما كتابها مزبور، راجع به طب یونانی بود و چیزی از فلسفه در آن یافت نمی شد.

در زمان هارون كتاب «اُقلیدس » برای مرتبه اول توسط «حجاج بن مطر» به عربی ترجمه شد و این ترجمه را «هارونیّه » می گویند و بار دیگر در زمان مامون آن كتاب به عربی ترجمه شد و این دومی را «مامونیّه » می خوانند.

«یحیی بن خالد برمكی » در زمان هارون كتاب «مِجَسْطی » را به عربی ترجمه كرد و عده ای آن كتاب را تفسیر كردند و چون بخوبی از عهده برنیامدند هارون «ابا حسان » و «سلما»، مدیر بیت الحكمه، را به آن كار گماشت و آنان مجسطی را با دقت تصحیح و تفسیر نمودند.


پی نوشت ها:

[۱] . ابن ندیم ، الفهرست ، قاهره ، المكتبهالتجاریهالكبرى ، ص ۳۵۳

[۲] . جرجى زیدان ، تاریخ تمدن اسلام ، ترجمه على جواهر كلام ، تهران ، موسسه امیر كبیر، ۱۳۳۶ه.ش ، ج ۳ ص ۲۱۶

[۳] . مجموعه آثار دومین كنگره جهانى حضرت رضا ـ علیه السلام ـ، ۱۳۶۶هـ . ش ، مقاله آیت الله ناصر مكارم شیرازى ، ج ۱ ص ۴۲۸ـ ۴۳۲با اندكى تلخیص و تغییر در عبارات .

بخش حریم رضوی

منبع : تبيان

با اینكه اسلام در عصر پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ از محیط حجاز بیرون نرفت، ولی چون زیر بنایی محكم و استوار داشت بعد از رحلت آن حضرت بسرعت رو به گسترش نهاد. طبیعت علم دوستی اسلام سبب شد كه به موازات پیشرفتهای سیاسی و عقیدتی در كشورهای مختلف جهان، علوم و دانشهای آن كشورها به محیط جامعه اسلامی راه یابد و كتب علمی دیگران از یونان گرفته تا مصر و از هند تا ایران و روم به زبان تازی، كه زبان قرآن بود، ترجمه شود. علمای اسلام كه فروغ اندیشه خود را از مشعل قرآن گرفته بودند، دانشهای دیگران را مورد نقد و بررسی قرار دادند و ابتكارات و ابداعات جدید و فراوانی بر آن افزودند و بر «مادّه » فرهنگ و تمدن گذشته، «صورت» نو و صبغه اسلامی زدند. ترجمه آثار علمی دیگران از زمان حكومت امویان (كه خود با علم و اسلام بیگانه بودند) شروع شد و در عصر عباسیان، مخصوصاً زمان هارون و مامون، به اوج خود رسید (همان گونه كه در این زمان وسعت كشور اسلامی به بالاترین حد خود در طول تاریخ رسید). البته این حركت علمی چیزی نبود كه به وسیله عباسیان یا امویان پایه گذاری شده باشد، این، نتیجه مستقیم تعلیمات اسلام در زمینه علم بود كه برای علم و دانش وطنی قائل نبود و به حكم : «اُطلُبُوا الْعِلْمَ وَلَوبِالصِّینِ وَ اُطْلُبُوا الْعِلْمَ وَلَوْ بِسَفكِ الْمُهَجِ وَخَوْضِ اللُجَج ِ»، مسلمانان را به دنبال آن می فرستاد، هر چند در دور افتاده ترین نقاط جهان یعنی چین، و با پرداختن هرگونه بها در این راه حتی خون قلب بود. در تواریخ آمده است كه مامون شبی ارسطاطالیس، فیلسوف مشهور یونانی را در خواب دید، از او مسائلی پرسید و چون از خواب برخاست به فكر ترجمه كتابهای آن فیلسوف افتاد، نامه ای به پادشاه روم نوشت و از وی خواست مجموعه ای از علوم قدیم كه در بلاد روم بود، برای او بفرستد. پادشاه روم پس از گفتگوی بسیار، این درخواست را پذیرفت. مامون جمعی از دانشمندان را مانند «حجاج بن مطر» و «ابن بطریق » و «سلما»، سرپرست «بیت الحكمه» (كتابخانه بسیار بزرگ و مشهور بغداد) را مامور انجام این مهم نمود. آنان آنچه را از بلاد روم یافتند و پسندیدند جمع آوری كرده نزد مامون فرستادند و مامون دستور ترجمه آنها را داد[1]. بدون شک خوابهای سیاست بازان كهنه كاری همچون مامون، ساده نیست و قاعدتاً جنبه سیاسی دارد! آنها در این خوابها اموری را می بینند كه پایه های كاخ بیدادگریشان را محكم می سازد و به هر حال این عمل مامون از نظر تحلیل سیاسی احتمالاتی دارد: 1ـ مامون برای اینكه خود را مسلمانی طرفدار علم و دانش قلمداد كند، دست به این كار زد تا از این طریق امتیاز و وجهه ای كسب كند. 2ـ او می خواست به این وسیله ی نوع سرگرمی برای مردم در برابر مشكلات اجتماعی و خفقان سیاسی درست كند. 3ـ هدف او جلب افكار اندیشمندان و متفكران جامعه اسلامی به سوی خود و در نتیجه تقویت پایه های حكومت بود. 4ـ او می خواست از این طریق دكانی در برابر…

امتیاز کاربران: اولین نفر باشید !
0 bigtheme
دریافت مطلب بصورت پی دی اف
راستی!ما یک راه نزدیک برای در کنار شما بودن پیدا کردیم...
ابوالفضل فدائی
مؤسس سرای تاریخ | هرچه درگذشته بیشتر تأمل کنیم، هم خود را بهتر می‌شناسیم و هم جامعه‌مان را؛ زیرا همه پدیده‌ها و رفتارهای فردی و اجتماعی، ریشه درگذشته دارد. با شناخت بیشتر این ریشه‌ها، می‌توانیم ارزیابی درست‌تری از خود داشته باشیم، از کرده‌هایمان خواه فردی، خواه اجتماعی درس بگیریم. می‌توانیم راه‌حل‌های مناسب برای مشکلات و مسائل اجتماعی ارائه کنیم، نیازهای واقعی‌مان را تشخیص دهیم و در راه سعادت و کامیابی گام برداریم. .

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)

تگ ها سرای تاریخ ، سایت تاریخی ، دانلود ، مقالات ، داستان های تاریخی ،تاریخ ، مطالب تاریخی ، زندگینامه ها ، سایت سرای تاریخ ، وب سایت سرای تاریخ ، تاریخ