سرای تاریخ
سرای تاریخ |مرجعی کامل درباره تاریخ ایران و جهان
 موقعیت شما در سایت : سرای تاریخ » صفحه نخست » مجله الکترونیکی » سایر مطالب » تاريخ التراث العربى (فؤاد سزگين)
خبرهای سایت
  •   دسته بندی : سایر مطالب
  •   نویسنده :ابوالفضل فدائی
  •   تاریخ انتشار : 1399/03/08
  •   بازدید :230 بار
  •   بدون دیدگاه

فواد سزگين, تاريخ التراث العربى فى علوم القرآن والحديث, نقله الى العربية د. محمود فهمى حجازى, وراجعه د. عرفة مصطفى و د. سعيد عبدالرحيم, ۱۴۰۳ هـ/ ۱۹۸۳م.
اهميّت پژوهش هاى سترگ تراث نگارى بر دانشيان كاردان پوشيده نيست و پرداخت به چنين مجموعه هايى از ضروريات پژوهشى هر دانش و فرهنگ علمى يك ملت به حساب مى آيد. هميشه روزگار, تراث نگاران با سعى وافرى كه در بازتاباندن آثار كهن و جديد كاروان علم پيشينيان دارند باز با كاستى هايى خواسته و ناخواسته در آثارشان مواجه مى شوند كه جبران آن براى ماندگارى آثار و حفظ ميراث پيشينيان نيازمند معرفى و نقد و بررسى همه جانبه و به دور از تعصّب است. اهميّت اين مسئله وقتى با ضروريات يك آيين و پيشينه پژوهش هاى آن برخورد بكند, دوچندان مى شود.
از جمله اين مجموعه ها كه امروزه در ميان مستشرقان و غير آنان در درجه اهميت خاصى قرار دارد, اثر شگرف پرفسور محمد فؤاد سزگين است به نام (تاريخ التراث العربى) كه در آن سعى در بازشناساندن پيشينه دانش هاى عربى ـ اسلامى و معرفى دست نويس هاى دانشيان پيشين مسلمان شده است. آن چه پيش رو داريد گامى است كوتاه در معرفى اين اثر به همراه نقد و بررسى پاره اى از ديدگاه هاى مؤلف و بيان كاستى هاى آن از نگاه پاره اى از تراث پژوهان.

مختصرى از شرح حالِ علمى سزگين

استاد محمد فؤاد سزگين به سال ۱۳۴۳هـ/ ۱۹۲۴م, در يكى از خانواده هاى شهر استانبولِ تركيه متولد شد و در آنجا رشد كرد, تحصيلات مقدماتى خود را همان جا آغازيد و پس از اتمام دوره دبيرستان به دانشكده هندسه استانبول وارد شد. بعد از مدتى آنجا را باب ميل علمى خويش نيافت و پس از اندك زمانى به جهت علاقه و ارتباطى كه با مؤسسات شرق شناسى تركيه داشت, دانشكده هندسه را به قصد تحصيل در (مؤسسه شرق شناسيِ) دانشكده ادبيات دانشگاه استانبول ـ كه در آن سال ها رياست آن به عهده شرق شناس معروف (هلمونت ريتر) بود ـ رها و به ادامه تحصيل در آنجا پرداخت. سزگين با تلاش مستمر خود توانست در سن بيست وسه سالگى (۱۳۶۶هـ/ ۱۹۴۷م) مدرك كارشناسى ارشد خود را در رشته (مطالعات شرق شناسى) دريافت كند و به دنبال آن در سال ۱۳۶۹هـ/ ۱۹۵۰م, دكتراى خويش را در رشته (علوم اسلامى ـ پژوهش هاى ايرانى و فلسفه) به پايان رسانيد. مدت ها در گروه پژوهش هاى اسلامى دانشگاه استانبول به فعاليت علمى ـ پژوهشى پرداخت و از آغاز تحصيل در مؤسسه شرق شناسى با (هلمونت ريتر) رابط دوستانه و صميمى برقرار كرد و از راهنمايى و تجربه هاى او بهره ها برد و تجربه ها اندوخت.
اين پژوهشگر ترك بنا به مسائل سياسى در سال ۱۹۶۰م, مؤسسه پژوهشى خود را در تركيه رها و به آلمان مهاجرت كرد و كرسى تدريس در رشته تاريخ علوم طبيعى و علوم عربى ـ اسلاميِ دانشگاه فرانكفورت را به دست گرفت. او هم اينك بيش از چهل سال است كه در آنجا به تدريس و تحقيق اشتغال دارد. سزگين جهت گسترش تحقيقات تاريخ علوم اسلامى و تداوم طرح هاى پژوهش هاى در اين حوزه و نيز تربيت پژوهندگان جوان و استفاده بيشتر از محققان در سال ۱۹۸۲, مؤسسه تاريخ علوم عربى و اسلامى را در دانشگاه فرانكفورت تأسيس و كتابخانه ۱۶هزار جلدى و جوايز دريافتى اش را وقف آنجا نمود. اين مؤسسه سالانه مجله تحقيقى (تاريخ علوم عربى و اسلامى) را انتشار مى دهد.

سزگين به هنگامه تحقيق (مجاز القرآن) ابى عبيده مَعْمَر بن المثَنّى التّيمى (ت۲۱۰هـ) با امين الخولى اديب سرشناس و معروف مصرى در استانبول ديدار كرد و مراوداتى علمى صورت داد و امين الخولى هم بعد از مطالعه جلد نسخت مجاز القرآن به همراه تحقيقات سزگين با نگارش ديباچه اى تلاش سزگين را به جهت انجام اين تحقيق مى ستايد و از او به عنوان پژوهنده اى توانمند در حوزه تحقيقات عربى ـ اسلامى ياد مى كند و اسلوب پژوهشى سزگين را آگاهانه و همسو با اصول صحيح اين دانش برمى شمرد و از پژوهش سزگين دريافتن مصادر صحيح بخارى در اين اثر بسى فرحناك و در پاره اى از موارد كار سزگين را در مجاز القرآن از نقش يك پژوهشگر فراتر دانسته و از اشارات دقيق سزگين در تصحيح اشتباهات ابوعبيده و عبارات كتاب او ياد مى كند.
سزگين چندين سفر به كشور ايران داشته و در كنگره جهانى امام رضا(ع) به سال ۱۳۶۸ شمسى, از جمله مهمان هاى مدعو كنگره بود و اكنون نيز با برخى از كتابخانه هاى مهم و معروف ايران ارتباط دارد.۱ نگاهى به تلاش و اثر سترگ سزگين
(تاريخ التراث العربى) پژوهشى ژرف و دامن گستر است كه فؤاد سزگين آن را پيرامون نگاشته هاى عربى ـ اسلامى از بدايت قرن نخست تا آخر چهارم هجرى قمرى سامان داده و با گستره و جامعيّتى مناسب, توانسته در پاره اى از دانش هاى اسلامى تحقيقات و دستاوردهاى شايان توجهى به حوزه پژوهش به ويژه تاريخ شناسى علوم اسلامى و تراث پژوهى عرضه بدارد و كاستى هايى را جبران سازد.۲
هرچند كه اين انديشه را بايستى با توان علمى مضاعف ديگرى ادامه و زواياى ناگفته آن را از پيشينه دانش هاى اسلامى بازگو ساخت, لكن تلاش و كار سزگين را با وجود كاستى هاى فراوانى كه دارد بايد ستود و به انديشه تحقيق و تدوين اثرى جامع و درخور آثار دانشيان مسلمان پيشين بود و الاّ سامان يافتن آثار ناقص. شايد به جاى تحسين چهره درخشان كارنامه علوم اسلامى در نگاه متخصصان, ضعفى مجازى و خلاف واقع را در اذهان تداعى كند كه برطرف نمودن آن خود نياز به نگارش پژوهه ديگرى را ايجاد و ايجاب نمايد, به ويژه پژوهش هايى كه بخش قابل توجهى از آنها توسط دانشمندان غير مسلمان و يا مسلمان غير متخصص در حوزه پژوهش صورت مى پذيرد كه به دلايل متعددى از نقاط ضعف و نارسايى ها و كج روى هاى غير قابل اغماض مصون نمانده اند.
اثر سزگين نيز از اين كاستى ها مستثنا نبوده و نيست به ويژه آن كه روشن شود او انديشه تدوين اين اثر و شِگرد نگارش و تحقيق آن را مرهون مستشرقان ديگرى بوده كه خود آنان هم كاستى هاى فراوانى داشته اند و سزگين هم در پاره اى موارد سخت از آنان پيروى و خود بدان اعتراف نموده است.۳
اين كاستى هاى فاحش در استدراكاتى كه بر اثر سزگين نگاشته شده به خوبى پيداست; هرچند كه خود استاد سزگين, آن چنان كه از نوشته هايش بازمى تابد محقّقى ژرف كاو است كه از بدايت تحصيلات آكادميك خود, دغدغه پژوهش در دانش هاى اسلامى با او بوده و رفته رفته به اوج خود رسيده تا او را توان آن داده كه بتواند چنين پژوهه درازدامنى را سامان دهد. البته مراوده علمى او با بروكلمان در اين زمينه خيلى در سزگين تأثير نهاد و شروع تأليف تاريخ التراث العربى را در سايه سار كتاب و شيوه پژوهش او به قلم نشانده است و با اين اثر خويشتن توانسته در ميان شرق شناسان و تراث پژوهان آوازه اى به خود اختصاص دهد و كتاب خود را از آثار مرجع علوم اسلامى عيان كند.۴
تفاوت نگرش سزگين با ديگر مستشرقان در نمايان ساختن خاستگاه علوم طبيعى و تجربى و نقد افكار آنان در پاره اى از موارد توجه به كتاب سزگين را نزد دانشيان تراث پژوه دوچندان مى كند.۵ استاد مرحوم محمدتقى دانش پژوه درباره التراث العربى به هنگامه معرفى آن مى نويسد:
(استاد فؤاد سزگين, دانشمند ترك كه اكنون در كشور آلمان زندگى مى كند در دنبال اين دانشمند [كارل بروكلمان] شالوده ديگر مى ريخته, كه اگر به پايان برسد از كارهاى ارزنده فرهنگى خاورزمين به شمار خواهد آمد.)۶

 


بارها سزگين از (هلمونت ريتر) شنيده بود كه مجموعه (تاريخ الادب العربى) كارل بركلمان,۷ كاستى هاى فراوانى دارد و او از بيان آثار متعددى از نگاشته هاى عربى ـ اسلامى غفلت ورزيده است تا اين كه به توصيه و تشويق (ريتر)۸ به سال ۱۹۴۷م, شروع به تحقيق و جمع آورى اطلاعاتى درباره آثار سده هاى نخستين دانشيانِ مسلمان در عرصه هاى مختلف علوم اسلامى مى نمايد و اين تلاش خود را تا سال ۱۹۵۹م, ادامه مى دهد. در اين زمان, سزگين احساس مى كند آنچه او در اين سال ها جمع آورى نموده, مقدار توجهى است. لذا تصميم مى گيرد كه كار بروكلمان را در مورد دست نوشته هايى كه بر او ناشناخته مانده و دگر آثارى كه جديداً تحقيق و معرفى شده اند, متفاوت با سبك نگارش او (كه بيشتر استوار بر معرفى نويسندگان است) تجديد و جلد آغازين از مجموعه تاريخ التراث العربى را به اتمام برساند.
ادامه سخن آنكه اثر بروكلمان كه از نگاه بعضى در بازتابيدن ادب عربى اثرى فاخر و درخور توجه مى باشد به همراه توصيه هاى هلموت ريتر در سامان گرفتن انديشه تأليف اثر سزگين از نقش و سهم مهمى برخوردار بوده و اين دنباله رويِ سزگين از بروكلمان در موارد بسيارى از تاريخ التراث العربى كاملاً مشهود است, لكن سزگين شيوه تأليف بروكلمان را با اضافاتى تغيير داد و اثر خود را با اسلوبى متفاوت از سبك نگارش بروكلمان به پايان رسانيد. شناسه و پيشينه نشر و ترجمه (تاريخ التراث العربى)
اثر استاد سزگين براى بار نخست به سال ۱۹۶۷م, به زبان آلمانى در مؤسسه بريل ليدن انتشار يافت و بدين وسيله جلد نخست اين مجموعه روانه كاروان علم و ادب گرديد و انتشار جلدهاى بعدى اين اثر از سال ۱۹۷۰م, دوباره دنبال شد و در سال ۲۰۰۰م پايان يافت و به عللى از سال ۱۹۸۴ تا ۲۰۰۰م وقفه اى شانزده ساله در چاپ اين اثر حادث شد. قطع امتيازات مالى اعطايى يونسكو به سزگين در به تعويق افتادن انتشار اين اثر بى تأثير نبوده است.۹
چاپ نخست اين اثر كه با عنوان Geschichte der Arabischeh schrrifttums و به خامه قلم خود سزگين, تأليف شد, نسبت به چاپ هاى ديگر آن كه به زبان هاى عربى و فارسى هستند, از كاستى هاى كمترى برخوردار است. آن گونه كه خود سزگين نيز از نواقص و كاستى هاى راه يافته به ترجمه عربى اثر خويش گله مند بوده و ترجمه فارسى اثر خويش را مطابق با متن اصلى آن (آلمانى) و مشروط به عدم استفاده از ترجمه عربى آن, قبول كرده است. آن چنان كه همين امر در ترجمه تاريخ الادب العربى بروكلمان در پاره اى از موارد نيز مشهود بوده و پژوهشگر معاصر مرحوم دانش پژوه بدان عنايت ويژه نموده و چنين گوشزد مى كند:
(درباره ترجمه هاى عربى اين را بگويم كه بروكلمن و سزگين گاهى نكته هايى را درباره فرهنگ ايران بى طرفانه مى آورند ولى يكى دو جا ديدم كه مترجمان عربى در ترجمه باژگونه رفتند و راه درست نرفتند.)۱۰
غير از باژگونگى در ترجمه عربى اثر سزگين عدم الحاق افزوده هاى سزگين در ترجمه خود مشكل ديگرى بوده كه سزگين از آن مدت ها رنج مى برد تا اينكه به هنگامه آغاز ترجمه فارسى اين اثر در كشورمان ايران توسط مؤسسه فهرستگان اين ضعف و كاستى برطرف شد و سزگين در پاسخ نامه اين مؤسسه كه براى كسب اجازه از او ارسال شده بود, به صراحت ترجمه فارسى اثر خويش را مشروط بر انطباق با متن آلمانى آن نمود و گويى ترجمه عربى اثر خود را نپسنديده در جواب نامه مؤسسه مذكور چنين نگاشت:
(من اصولاً مخالفتى با ترجمه فارسى كتابم ندارم, مشروط بر اين كه ترجمه براساس متن اصلى آن صورت پذيرد, نه براساس ترجمه عربى آن).۱۱
ترجمه عربى اثر سزگين نخست در كشور مصر شروع شد و يك سال بعد از چاپ آلمانى جلد نخست (۱۹۶۸م) جلد اوّل از ترجمه عربى آن در ۵۲۰ صفحه روانه بازار شد و ادامه جلد نخست در سال ۱۹۷۷م در ۶۵۱ صفحه به عربى ترجمه و منتشر شد. اين دو مجلّد بزرگ كه در واقع ترجمه جلد اوّل كتاب سزگين از آلمانى به عربى بود, توسط دكتر محمود فهمى حجازى و دكتر فهمى ابوالفضل انجام پذيرفت و بدون فهرست تفصيلى انتشار يافت.
دنباله برگردان عربى اين اثر به دليل متولى شدن دو مركز مهم كشور عربستان (دانشگاه اسلامى محمد بن سعود و دانشگاه ملك سعود (الرياض سابق) براى ادامه دادن ترجمه و نشر آن در اجزاى متناسب مدت زمانى وقفه پيدا كرد و دوباره از سال ۱۹۸۲م, دنباله ترجمه آن پى گرفته شد. و اشخاصى براى تحقيق و فهرست نويسى اثر به گروه ترجمه ملحق شدند و در پايان هر جلد فهرست هايى از مؤلفان, كتاب ها, اعلام و… تهيه و اضافه شد و عنوان (تاريخ التراث العربى) در چاپ سعوديه از جلد ششم اين اثر به سال ۱۹۸۲م بدان اطلاق شد. اين چنين چاپ و برگردان عربى اثر سزگين به جهان عرب راه يافت و عرب زبانان بيشتر با كوشش او در راستاى شناساندن آثار عربى ـ اسلامى, آشنا شدند على رغم كاستى ها و اشتباهاتى كه خواسته يا ناخواسته در نگارش اثر رخ داده بود; لكن ملك فيصل به پاس تقدير از تلاش سزگين در تأليف اين اثر (تا اين هنگام شش جلد از اين مجموعه به پايان رسيده بود) جايزه ويژه (پژوهش هاى اسلامى) سال ۱۳۹۹هـ.ق را به او اعطا نمود و بدين گونه از سزگين قدردانى به عمل آمد.۱۲
در ايران نيز دكتر چنگيز پهلوان نخستين كسى بود كه آهنگ ترجمه تاريخ التراث العربيِ سزگين را در سر داشت و با صبر و حوصله به برگردان قسمت هايى از كتاب سزگين پرداخت, ولى در آن زمان انديشه او مورد بى مهرى واقع شد, لكن با كوشش مستمر خود توانست كتابشناسى بخش هاى علوم قرآن, حديث, تاريخ نگارى, تاريخ فرهنگ و ادبيات, فقه, كلام و تصوف را از اثر سزگين به فارسى ترجمه و با تنظيم و نگارش فهرستى جامع به چاپ برساند. دكتر پهلوان به ضميمه همين ترجمه, كتاب ديگرى از سزگين را با عنوان (كتابخانه ها و مجموعه هاى نسخه هاى خطى در جهان) نيز به پارسى برگردانيده است.۱۳
مدتى بعد جناب وزير كاردان آقاى احمد مسجدجامعى با طرح پيشنهادى, ترجمه كامل مجموعه اثر سزگين را با مؤسسه نشر فهرستگان و خانه كتاب ايران در ميان نهاد و با پى گيرى هاى مستمر خود و با تلاش مترجمان, ويراستاران و ديگران اين كار به سامان رسيد و ترجمه فارسى اين اثر نيز با چاپى منقَّح زيبا و كامل در چهار مجلَّد به بازار دانش ارائه گرديد. در برگردان فارسى اساس كار مترجمان متن آلمانى كتاب سزگين بوده, لكن به ترجمه عربى و بخش ترجمه فارسى دكتر پهلوان نيز مراجعاتى جهت اطمينان بيشتر صورت پذيرفته است. بر آغاز جلد اول اين مجموعه چهار جلدى, آقاى احمدرضا رحيمى ريسه (سرويراستار ترجمه فارسى) مقدمه اى كوتاه نگاشته و در ضمن آن به مراحل مختلف اين ترجمه, معرفى اجمالى از سزگين و اثر او به همراه شيوه و علايم ترجمه فارسى و مطالبى چند اشاره نموده است.۱۴
ناگفته نماند كه در برگردان فارسى اين اثر افزوده هاى به قلم سرويراستار, درباره نمايه و شناسه شمارى از متون كهن كه در سال هاى اخير به چاپ رسيده و در كتاب سزگين از آنها ياد نشده, آورده شده است. اين افزوده ها كه به طور عمده درباره مؤلّفان اماميه و آثار آنهاست در بخش هاى مختلف اين مجموعه به ويژه جلد يك و بخش فقه در داخل علايم > < مشخص شده اند و جناب رحيمى ريسه نقدهايى بر شيوه و اثر سزگين دارند كه در همين پژوهه بدان ها اشاره خواهد شد.

(نمايه اى كوتاه از محتواى مجلَّدات تاريخ التراث العربى):
جلد يك. علوم قرآنى (قراءات تفسير) و حديث, تاريخ, فقه, عقايد و تصوف: ۱۹۶۷م(سال انتشار)
جلد دوم: شعر: ۱۹۷۵م
جلد سه: پزشكى, داروسازى, جانورشناسى و دام پزشكى: ۱۹۷۰م
جلد چهار: كيميا, شيمى, گياه شناسى و كشاورزى: ۱۹۷۱م
جلد پنج: رياضيات: ۱۹۷۸م
جلد شش: نجوم: ۱۹۷۸م
جلد هفت: احكام نجوم: ۱۹۷۹م
جلد هشت: فرهنگ نگارى: ۱۹۸۲م
جلد نه: دستور زبان: ۱۹۸۴م
جلد ده: جغرافيا, رياضى, نقشه نگارى (بخش اول): ۲۰۰۰م
جلد يازده: جغرافيا, رياضى, نقشه نگارى (بخش دوم): ۲۰۰۰م
جلد دوازده: جغرافيا, رياضى و نقشه نگارى نقشه ها۱۵: ۲۰۰۰م
البته ترجمه فارسى اين اثر تا جلد چهار از نمايه موضوعى بالا صورت گرفته و جلدهاى ديگر هنوز به عربى و فارسى ترجمه نشده اند, لكن اين شناسه, مختصرى كه آقاى رحيمى ريسه در مقدمه خويش آورده اند با سخن استاد دانش پژوه اندكى تفاوت دارد, ايشان معرفى تفصيلى از ۹جلد اول مجموعه (تاريخ التراث العربى) را به شكلى دقيق و كامل در مقدمه اى كه بر ترجمه آقاى پهلوان نگاشته اند, آورده كه براى علاقه مندان جالب توجه است.۱۶ تفاوت معرفى ايشان با آنچه در مقدمه ترجمه خانه كتاب آمده در تعداد جلدها و متفاوت بودن موضوعات پاره اى از مجلّدات است. شايد اين تفاوت ها مربوط به تغييراتى باشد كه سزگين بعدها در مجموعه تاريخ التراث العربى صورت داده و در نتيجه به صورت و سيرت فعلى درآمده است. ديگر اينكه اين مقدمه و مقاله ديگرى را كه استاد دانش پژوه در مجله نشر دانش نگاشته اند, مربوط به سال هايى است كه هنوز تمامى مجلّدات مجموعه سزگين به اتمام نرسيده بود. فقط معرفى مختصرى را از آنها ارائه كرده بود. و استاد هم بر مبناى آن چنين مطلبى را نگاشته اند. با درنگ در گفته دانش پژوه اين نكته روشن تر مى شود: (كار استاد سزگين در هر مجلد به سال ۴۳۰هـ.ق بسنده مى كند, چنان كه در (فهرست كتاب هاى چاپى درباره خاورميانه) نشر كتابخانه بريل در ۱۹۸۱ (ص۴۲ـ۴۳) آمده است بايستى به ۱۴مجلد برسد, مجلد نهم آن تازگى از چاپ برآمده است. درباره دستور زبان عربى است (يا گراماتيك) كه آن را هم شناسانده ام. دهم و يازدهم آن درباره فرهنگ و ادبيات و تاريخ و شناخت و ساختمان و هنر ادبى, سيزدهم درباره فلسفه و منطق وايتك و لولتيك يا اخلاق و فلسفه, چهاردهم درباره آشنايى با تاريخ دانش و شناخت در كشورهاى اسلامى, همه اينها در دست نگارش است و براى چاپ آماده خواهد شد.)۱۷
حال نمايه اى از محتواى مطالب مجلّدات ده گانه تاريخ التراث العربى كه به زبان آلمانى چاپش پايان گرفته و طرح كلى مجلّداتى كه سزگين در نظر داشته از زبان خود فؤاد سزگين براى اطلاع بيشتر خوانندگان مى آوريم تا اختلاف مجلّدات آلمانى, عربى, و فارسى بيشتر روشن گردد.
سزگين در مقاله (سخنرانى) نخستى كه درباره مجموعه خويش نگاشته به معرفى طرح كلى مجموعه اوّل تاريخ التراث العربى مى پردازد و محتواى مجلّدات آن را معرفى مى كند كه ما به اختصار بدان اشاره مى كنيم:
۱- جلد اوّل. جلد اوّل كتاب من مشتمل بر علوم قرآنى, حديث, تاريخ, فقه, عقايد, توحيد, و تصوّف بود و اين مجلد كتاب از آغاز پيدايش اين علوم تا سال ۴۳۰هـ.ق را دربر گرفته است و در سال ۱۹۶۷م منتشر شد.
۲- جلد دوم. اين جلد درباره شعر است و چاپ اين مجلد به منظور انجام تغييراتى بسيار تا سال ۱۹۷۵م به تأخير افتاد.
۳-جلد سوم. اين جلد در سال ۱۹۷۰م منتشر شد و مشتمل بر پزشكى, دامپزشكى و زيست شناسى است.
۴- جلد چهارم. اين مجلد در سال ۱۹۷۱, انتشار يافت و مشتمل بر علوم شيمى, گياه شناسى و كشاورزى است.
۵- جلد پنجم. در سال ۱۹۷۳م منتشر شد كه درباره رياضيات است.
۶- جلد ششم. اين جلد در حدود هزار صفحه مشتمل بر كيهان شناسى, ستاره شناسى و هواشناسى است.
۷- جلد هفتم. مشتمل بر علوم لغت, نحو و بلاغت و… است.
۸-جلد هشتم. شامل فلسفه, منطق, روان شناسى, اخلاق, سياست و جامعه شناسى خواهد بود.
۹- جلد نهم. مشتمل است بر علوم جغرافيا, فيزيك, زمين شناسى و موسيقى.
۱۰- جلد دهم. اين مجلد مدخلى براى علوم اسلامى است و پيدايش و تطور علوم اسلامى را از قبيل: آزمايش, نظريه, مشاهده, راه و روش نقد, امانت نقلى از ديدگاه علماى اسلامى و مقايسه آنها با دانشمندان يونان و اروپا, به لحاظ امانتدارى و ژرف نگرى و احتياط كارى و هم چنين اثر علماى اسلامى در اروپا و جاهاى ديگر را بيان مى كند.۱۸
سزگين به هنگامه اين معرفى تأليف جلد شش از اثر خويش را به پايان برده بود و وعده چاپ آن را تا ۳ماه ديگر مى داد و جلد هفتم نيز در مرحله آماده سازى بود. و ديگر جلدها را يا در دست تأليف داشته و يا هنوز به تأليف آنها اقدام نكرده بوده لذا آن چنان كه در معرفى خانه كتاب آمد, بعدها اين آثار تأليف و به چاپ رسيدند. سزگين در ادامه از فهرست مربوط به تمام مجلّدات سخن مى گويد و بر وعده تأليف آن تأكيد مى كند و در پايان گزارش تفصيلى از تحليل محتواى شش جلد آغازين نشر يافته اثر خود را ارائه مى دهد و به مطالبى كه به گمان خويش احتمال دارد در بررسى تاريخ علوم اسلامى تازگى داشته باشد, مى پردازد. البته در گفتارهاى ديگر مطالب قابل توجه و جديد درباره موضوعات برخى از مجلّدات تاريخ التراث العربى همانند طب, شيمى, رياضيات, هيأت, هواشناسى, شعر عربى و حديث ارائه مى دهد كه پرداختن به همگى آنها خود پژوهه ديگر مى باشد و مجال گسترده اى را مى طلبد.۱۹
پيش تر از بروكلمان و اثر او و تأثيرات كار او بر انديشه سزگين در تدوين مجموعه تاريخ التراث سخن گفتيم. حال قبل از اينكه وارد بخش دوم مقاله شويم اجمالى از شخصيت بروكلمان و آثار علمى و تحقيق ايشان به ويژه تاريخ الادب العربى او سخن مى گوييم, تا پيشينه كار سزگين در اثر بروكلمان روشن تر شود. بروكلمان و تاريخ الادب العربى
كارل بروكلمان در ۱۷سپتامبر ۱۸۶۸م در شهر روستوكِ (Rostok) آلمان به دنيا آمد. پدرش (۱۸۹۷ـ۱۸۲۶) بازرگان بود و در كار تجارت (محصولات كشورهاى مستعمره) دست داشت و مادرش به گفته خود بروكلمان (بانويى ذاتاً بااستعداد بود كه از او علايق علمى خويش را به ارث برده بود و هم او بود كه افق هاى ادبيات آلمان را در برابر ديدگان فرزندش گشود. بروكلمان دوران دبيرستان را در روستوك با آرزوى دست يازيدن به سمتِ پزشك كشتى, مترجم يا مبلّغ دينى در ديگر كشورها سپرى مى كرد و در همين زمان بود كه به مطالعات شرق شناسى علاقه وافرى پيدا كرد. در درس زبان عبرى دبيرستان خود كه توسط استاد نرگر (Nerger) تدريس مى شد, حاضر مى شد و رفته رفته چنان تسلط به زبان عربى پيدا كرد كه در همان دوران مى توانست يك متن بدون علامت از كتاب عاموس را به طور شفاهى ترجمه كند. او به دنبال فراگيرى زبان عبرى شروع به يادگيرى زبان نوشتارى آرامى و زبان سريانى نمود. زبان عربيِ مصرى را از استاد (دومشين) و زبان هاى ارمنى و سانسكريت را از استاد (هوشمن) فرا گرفت و در محضر اساتيد ديگرى زبان هاى حبشى, لاتين, هندو اروپايى, مصر باستان و… آموخت.

بعدها وارد دانشگاه شد و در كنار رشته شرق شناسى, مطالعات زبان شناسى كلاسيك و تاريخ را دنبال كرد. دروس شرق شناسى را نزد كسانى چون پرتوريس, فرانكل, هيله برانت و نولدكه ـ كه خيلى در بروكلمان و رشد علمى او تأثير گذاشت ـ دنبال كرد. در زمستان ۱۸۹۹م, از سوى نولدكه مسئوليت پژوهش درباره ارتباط ميان كتاب الكامل فى التاريخ ابن اثير و كتاب تاريخ الامم والملوك طبرى به او سپرده شد.

اين رساله در بهار ۱۸۹۰م جايزه اى دريافت داشت و اين امكان را به او داد تا آن را در همان سال به عنوان رساله دكتراى اول خود در استراسبورگ به چاپ برساند. در سال ۱۸۹۱م بخش هاى از ديوان لبيد بن ربيعه (شاعر معروف عرب از بنى عامر كه يكى از معلّقات هفت گانه از اوست) را به آلمانى ترجمه و منتشر ساخت. در سال ۱۸۹۲ به برسلاو رفت و دكتراى دوم خود را جهت احراز صلاحيت تدريس در دانشگاه با انجام پژوهش مستوفايى درباره يكى از آثار ابن جوزى, دريافت كرد. بعدها در تلاشى سه ساله به تدوين فرهنگ نوين زبان سريانى همت گماشت و فرهنگ مستند معتبرى در اين زمينه پديد آورد و با عنوان (فرهنگ سريانى) در فوريه ۱۸۹۵م آن را منتشر كرد.

بروكلمان را آثار وزين ديگرى است كه پردازش به تمامى آنها مجال ديگرى را مى طلبد. آنچه قابل اشاره در اينجاست اثر شگرف تاريخ الادب العربى اوست. سرانجام اين خاورشناس آلمانى به هنگام تحقيق بر روى كتاب نحو عبرى به سن ۸۷سالگى در ۶ ماه مه ۱۹۵۶م در شهر هاله چشم از جهان فرو بست در سال ۱۹۳۸ به مناسبت هفتادمين سالگرد تولد بروكلمان (اتواشپين) فهرستى از آثار بروكلمان را تحت ۵۵۵ عنوان فراهم آورد. فهرست ديگرى از آثارش را هلمونت ريتر به ترتيب زمانى (۱۹۵۴ـ۱۸۹۰) فراهم كرد. ديورك كريمر آن را به عربى برگرداند و صلاح الدين مُنجِّد آن را منتشر كرد (المنتقى من دراسات المستشرقين, قاهره, ۱۹۵۵, ص۲۵ـ۴۱)۲۰ تاريخ الادب العربى
از نگاه بسيارى مهم ترين اثر بروكلمان تاريخ ادبيات عربى اوست كه با اين اثر كارى را بنيان گذاشت كه نام او ماندگار شد. او در اين اثر همگى آثار نگارش يافته به زبان عربى از دوران جاهليت تا عصر خويش را در هر موضوعى كه باشند, معرفى و نسخ خطى و چاپ هاى مختلف آنها را مى شناساند و به قول استاد چنگيز پهلوان (ادبيات در اينجا معنايى عام دارد و كليه آثار نويسندگان حوزه تمدن اسلامى به زبان عربى را دربر مى گيرد. عنوان اين كتاب موجب شد كه برخى پژوهشگران به اشتباه تصور كنند كه همه مؤلفان اين آثار عرب تبار بوده اند, در حالى كه بروكلمان فقط زبان عربى را كه يك دوره زبان شكوفاى تمدن جامع اسلامى بوده است, همچون معيار مشترك ميان آثار گوناگون مورد توجه قرار داده است.)۲۱
دكتر رمضان عبدالتواب در كتاب خويش وقتى به معرفى بروكلمان و اثر تاريخ الأدب العربى او مى رسد, چنين مى نگارد:
(و كتابه: تاريخ الادب العربى, ليس كتاباً فى تاريخ الادب بالمعنى المعروف وانّما هو تسجيل لكل ما وصل الى علم صاحبه, ممّا ألف باللغة العربية فى جميع فروعها. مادامت هذه المؤلفات موجودة, مخطوطة كانت أو مطبوعة)۲۲
اين اثر بروكلمان توسط دكتر رمضان عبدالتواب و دكتر سيد يعقوب بكر و دكتر عبدالحليم نجّار۲۳ به عربى ترجمه شد, و دارالكتاب الاسلامى در ايران آن را در ۳جلد حاوى ۶مجلد به چاپ رسانيد. ترجمه آن به فارسى نيز از مدت ها قبل شروع شده و بايستى به اتمام رسيده باشد.۲۴ اصل كتاب به زبان آلمانى است و بروكلمان آن را Geschichte der Arabischen Literatur نام گذاشت.
باب هشتم كتاب تاريخ الادب العربى به علوم قرآنى اختصاص يافته و در دو بخش قراءات و تفسير قرآن به ذكر نام مؤلفان و كتب آنان پرداخته است و مقدمه اى را قبل از نام مؤلفان نگاشته است و مؤلفان را براساس ترتيب زمانى نوشته ها گردآورى كرده است.
سزگين در بخش علوم قرآنى از شيوه و منابع كتاب بروكلمان مدد گرفته و با روش كار او اين بخش از تاريخ التراث العربى را به پايان رسانيده است. البته او هرجا از بروكلمان نقل قول مى كند آن را با علايمى مشخص و به منبع آن ارجاع مى دهد و البته هيچ داورى درباره نوشته هاى بروكلمان و صحت و سقم آن نمى كند. به قطع اثر بروكلمان در ذهن و انديشه سزگين تأثير نهاده است كه پردازش به اين مسأله و تطبيق اين بخش از دو مجموعه بروكلمان و سزگين خود موضوع پژوهه اى ديگر مى باشد و اين مقاله را مجال پرداخت آن نيست. نمايه اى از فهرست تاريخ الادب العربى
آنچه در ذيل مى آيد گزارشى اجمالى از اهم موضوعاتى است كه بروكلمان در كتاب خود به آنها پرادخته است. در تنظيم اين نمايه از ترجمه عربى چاپ دارالكتاب الاسلامى استفاده شده است.
مجلدات ۱ـ۲: مقدمه درباره مصادر تاريخ ادب عربى و اهم مصادر تراجم مؤلفان ـ كتاب اول در ۳باب, باب اول در مورد ادبيات عربى از بدايت تا ظهور اسلام و باب دوم درباره عصر نبوى و قرآن, پژوهش هاى قرآنى و علوم قرآنى و شعراى صدر اسلام, باب سوم عصر اموى و شعر و ادبيات عرب در آن عصر, جلد دوم, با عنوان الكتاب الثانى درباره ادب عربى اسلامى در چهار باب, باب اول مقدمه, باب دوم: شعر و شعراى شهرهاى اسلامى, باب سوم: نثر فنى عربى و باب چهارم: دانش هاى عربى.
مجلدات ۳ـ۴: تاريخ و سيره پيامبر(ص) تاريخ عرب قديم, تاريخ امم و دول و…. اين بخش با عنوان باب پنجم ادامه مجلد دوم است. باب ششم: ادبيات داستانى, باب هفتم: علم الحديث, باب هشتم: دانش فقه و فقه حنفى, مالكى, شافعى, مذاهب فقهى شيعه. تا اين جلد توسط دكتر نجار ترجمه شده و مجلدات ۴ به بعد ترجمه دكتر عبدالتواب و سيد يعقوب بكر مى باشد.
مجلد چهارم شامل مباحث: علوم قرآن, تفسير قرآن, عقايد, تصوف, فلسفه, مترجمان,رياضيات, نجوم, جغرافيا, طب, علوم طبيعى و فرهنگ ها مى باشد.
مجلدات ۵ ـ۶: جلد پنجم شامل بخش دوم از ادب عربى اسلامى از سال ۴۰۰هـ.ق تا ۶۵۶هـ.ق مى باشد و به مباحث شعر, شعراى ايران, سوريه, عربستان, مصر و… و نثر فنى و بلاغى عربى و دانش لغت در كشورهاى اسلامى پرداخته است.
مجلد ششم: ادامه مجلد سوم و درباره تاريخ (سيره نگارى, تاريخ رجال, كتب انساب, تاريخ كشورها و شهرها, تاريخ خلفاء و انبياء و…) و ادبيات داستانى به شكل نثر و دانش حديث و محدثان و فقه و فقيهان در دوره دوم مى باشد.
در پايان هر جلد فهرست اعلام و اشخاص, فهرست تفصيلى مطالب, فهرست كتاب ها و علايم رموز به شكلى مفصّل آمده است.۲۵ هدف و شيوه تأليف سزگين
آنچه را كه سزگين از تأليف تاريخ التراث العربى دنبال مى كرد, نخست ارائه گزارشى تاريخى از پيشينه علوم عربى و اسلامى است از آغاز تا قرن پنجم هجرى و تدوين نمايه اى از آثار دانشيان پيشين جهان اسلام در حوزه هاى مختلف علوم كه در اهميت دوم قرار دارد و لذا اثر او به نوعى در اصل تاريخنامه دانش هاى اسلامى ـ عربى است و آوردن نگاشته هاى پيشينيان به تبع آن هدف ديگر سزگين است كه سعى نموده نسخ خطى يا چاپ شده را در هر حوزه معرفى نمايد. استاد بشير ياسين نيز در تحليل اهداف سزگين چنين نظرى دارند و در جايى مى نويسند: (فى مرحلة الاولى كتابة تاريخ العلوم العربية والاسلامية ويأتى الهدف البيلوجرافى فى المرتبة الثانية من الاهميّة)۲۶
البته سزگين اين دو هدف را وام دار انگيزه خود در نگارش استدراكى بر تاريخ الادب العربى بروكلمان است و در ايجاد اين انگيزه توصيه هاى ريتر نقش اساسى داشته اند. سزگين در گفتارى با عنوان (هدف و سبك من در تهيه تاريخ ميراث عربى, اين چنين به گام نخست كار بزرگ خويش اشاره مى كند:
(در سال هاى ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۷ كه در دانشگاه استانبول زير نظر مستشرق مشهور (ريتر) مشغول تحقيق بودم ـ كسى كه اعتقاد دارم در مورد تحقيقات من در علوم اسلامى حق زيادى بر من دارد ـ بارها از وى شنيدم كه كتاب بروكلمان, فاقد بسيارى از نسخه هاى خطى كمياب موجود در كتابخانه هاى استانبول است. اين مطلب مرا بر آن داشت تا در صدد تهيه ملحقاتى براى كتاب بروكلمان برآيم… تا سال ۱۹۵۸ به جمع آورى مطالب مشغول بودم.)
(در آن هنگام برايم روشن شد كه نوشتن ملحقاتى بر كتاب بروكلمان بايد براساس آمار كتاب هاى خطى عربى موجود در كتابخانه هاى معروف جهان توسعه يابد.)۲۷ سزگين براى وصول به هدف خويش به سفرهاى تحقيقى متعددى پرداخت و بعد از دو سال بر او ثابت شد كه نوشتن ملحقاتى بر كتاب بروكلمان چندان فايده بخش نخواهد بود. لذا بر آن شد تا تلاش بروكلمان را در تاريخ الادب العربى براساس موادى كه وى با آنها آشنايى نداشته, بازسازى كند و به دنبال آن در سال ۱۹۶۱ دست به تأليف زد و به انديشه تأليف كتاب مستقلى از كتاب بروكلمان در حوزه تاريخ فكر و انديشه و مسئله پيشرفت علوم عربى ـ اسلامى اهتمام ورزيد و با درك عظمت مسؤوليتى كه بر شانه هايش سنگينى مى كرد, بر تمامى مشكلات چيره شد و براى جلوگيرى از هرگونه تناقض گويى در اثر و انسجام كار, يك تنه آن را به پايان رسانيد. از اين روى مى توان گفت انديشه تأليف تاريخ التراث العربى از مراحل مختلفى عبور كرده و بارها شيوه و نگرش سزگين در تأليف آن تغيير يافته است. سزگين نخست اين نيت را در سر داشت كه استدراكى بر اثر بروكلمان بنگارد, بعد از سپرى شدن زمانى چند نيت اوليه او به تحديد و بازسازى تلاش بروكلمان در تاريخ الادب العربى تحول يافت و مى خواست اثر او را با نگرش نو و اضافاتى چند تغيير دهد, اين گونه هم شد. سزگين جلد اول از اثر خويش را به اين منوال تأليف و به نشر رسانيد, ولى در اثناى چاپ اول به فكر توسعه اين انديشه افتاد و به سراغ تأليف اثرى بديع و كامل تر از بروكلمان رفت و با پژوهش هاى سترگ خود تاريخ التراث العربى خويش را به سامان رسانيد.
در چگونگى شيوه تأليف و سامان يافتن تاريخ التراث آنچه از ظاهر اين مجموعه برمى آيد, اين است كه نويسنده در آغاز هر فصل از كتاب كه اختصاص به يك دانش دارد, ابتدا مقدمه اى درباره پيشينه آن دانش ارائه مى دهد و در آن به چگونگى و بدايت پيدايش اين دانش و آغازگران آن اشاره مى كند و در اين باب از بيشتر تحقيقات مستشرقان مدد مى جويد و اين امر باعث پيدايش اشتباهاتى در اين زمينه مى گردد.
بعد به ترتيب سال وفات مؤلفان, آثارى را كه از آغاز در آن حوزه پديد آمده به همراه توضيحى فشرده درباره مؤلفان معرفى مى كند و در معرفى مؤلف و آثار به منابعى كه از آنها استفاده كرده, اشاره مى كند و در موضوعاتى كه مستقيماً با تاريخ علوم ربط دارد, فصلى را با عنوان منابع مى آورد, و در آن, منابع هر علم را پيش از آنكه وارد فرهنگ عربى اسلامى شود, به تفصيل به بحث مى گذارد. عمده اين منابع عبارتست از منابع يونانى, سريانى, ايرانى و هندى. سزگين ذيل نام مؤلفان معمولاً به ترتيب ذيل يافته هاى خود را ارائه مى دهد.
ـ شرح حال (مؤلف)
ـ تأليف مؤلف
ـ شرح هاى نوشته شده بر آثار يك مؤلف
ـ تلخيص ها, گزيده ها, ذيل ها و ردّيه هاى نوشته شده بر آثار مؤلفان
ـ تذكر و گوشزدهاى به ويژگى برجسته و يا نگرش تازه مؤلفان

در غالب موارد ـ به خصوص در بخش تأليفات و مسائل پيرامونى آن ـ مطالب آن چنان در پيوستگى و نزديكى به هم آرايش يافته اند كه كار جست وجوى يك اثر و ردّيه يا شرح آن براى مراجعه كننده بسيار دشوار مى شود, ولى به گفته آقاى رحيمى ريسه در ترجمه فارسى اين مشكل تا حد نسبتاً خوبى برطرف شده است.۲۸
دوره زمانى مجموعه تاريخ التراث العربى از آغاز قرن اول تا اواسط قرن پنجم هجرى يعنى تا سال ۴۳۰ هجرى را شامل مى شود. سزگين در جايى از دوره دوم اين مجموعه يادى مى كند و به توفيق الاهى وعده نگارش مطالب راجع به تمام علوم اسلامى عربى از سال ۴۳۰هـ.ق تا قرن يازدهم هجرى را به خوانندگان مى دهد.۲۹ به اميد روزى كه اين وعده تحقّق يابد.
ناگفته نماند كه سزگين در تاريخنگارى علوم اسلامى و دستاوردهاى علمى دانشمندان اسلامى به اسامى كتابخانه هاى كه اين آثار دست نويس كه در آنجا موجود است, و اسامى ناشران آنها در صورت انتشار اشاره مى كند و نگارش شرح ها, تلخيص ها, استدراكات, ردّيه ها, حاشيه ها و تنظيم هاى كه در برخى آثار صورت گرفته است, همگى را به ترتيب زمانى مؤلفان سامان داده است. استدراكات نگاشته شده بر اثر سزگين
بر مجموعه تاريخ التراث العربى سزگين مجموعه اى هشت جلدى تحت عنوان (استدراكات على تاريخ التراث العربى) به هدف بيان پاره اى از كاستى هاى آثار معرفى شده در اثر سزگين و ارائه دست نوشته هاى كهن از ميراث عربى ـ اسلامى به همراه شناسه كامل آنها و محل احتفاظ اين نسخ گرانبها, به سرپرستى استاد حكمت بشير ياسين جمع آورى و در كشور عربستان به چاپ رسيده است و تا حدّى كار نيمه تمام سزگين را تتمه اى افزوده اند و در آن نسخ خطى وزينى از آثار دانشيان پيشين مسلمان را معرفى كرده اند.
بر سر آغاز جلد نخست اين مجموعه هشت جلدى آقاى بكر بن عبدالله ابوزيد, رئيس مجمع فقه اسلامى جَدّه (عربستان) و عضو هيئت كبار العلماء عربستان سعودى, مقدمه اى كوتاه نگاشته و در آن به پيشينه تأليف و آثار دانشمندان اسلامى در عصر خلفاى راشدين و پس از آن پيشينه كتابدارى و تأسيس كتابخانه هاى شخصى و عمومى در تاريخ اسلام و از بين رفتن سه ميليون جلد از نوشته هاى دانشيان اسلامى در طرابلس (توسط صليبيون) اشاره مى كند و اطلاعاتى از ديرينه فهرست نگارى در كتابخانه هاى اسلامى ارائه مى دهد.
آقاى ابوزيد در ادامه به معرفى اثر سزگين (تاريخ التراث العربى) و هدف او از اين تأليف و كاستى هاى آن پرداخته و مجموعه استدراكات مجمع فقه اسلامى عربستان را گامى در جبران مافات كتاب سزگين به حساب آورده و او را به سبب وجود اين نواقص ملامت نمى كند. و كار او را دنباله رو اثر بروكلمان و تأثير پذيرفته از آن مى شمرد و در ادامه به عدم اطلاع سزگين از فهارس نسخ خطى كتابخانه هاى عراق (بغداد: حاوى بيش از سى هزار دست نويس اصل), كتابخانه هاى (محموديه) و (عارف حكمت) مدينه (در اين كتابخانه حدود صد هزار دست نوشته اصل و نيم ميليون از آثار چاپ شده موجود است) و كتابخانه هاى يمن به ويژه كتابخانه (الجامع الكبير) صنعاد, اشاره مى كند و ضمن بيان تفاوت شيوه نگارش و معرفى آثار ذكر شده, در مجموعه استدراكات با اثر سزگين به مطالبى جالب و درخور توجه ديگرى در اين زمينه پرداخته است, كه به موضوع پاره اى از آنها اشاره مى كنيم: كاستى هاى سزگين (ج۱, ص ج), شيوه سزگين در معرفى نسخ خطى (همان, ص و ـ ز), نقد شيوه تأليف و اطلاع رسانى سزگين (همان, ص هـ), كاستى هاى سزگين در تأثيرپذيرى از آثار و شيوه مستشرقان و نقد آنها (همان, ص د).
استاد حكمت بشير ياسين كه سرپرستى تهيه, تنظيم و تأليف اين مجموعه را به عهده داشته, مقدمه ديگرى به دنبال مقدمه آقاى ابوزيد نگاشته و در ابتداى آن چنين گفته است:
سزگين در تاريخ التراث العربى, دُررَى از نفايس نگاشته هاى چهار قرن اول هجرى تا آغازين قرن پنجم را, چه آنچه فى الحال موجود بوده و چه آنهايى كه مفقود شده اند, جمع آورى و در تنظيم اين دست نوشته ها تلاشى نيكو و اثرى پُر فايده را به سامان رسانيده است. با اين وجود مقدار بسيار زيادى از هزاران نگاشته هاى دست نويس و كتاب هاى آن دوره را از قلم انداخته است. چنانچه اشتباهات مهم و بزرگى را به سبب نقل هاى بى شمار او از پاره اى شرق شناسان كينه ورز, مرتكب شده است… او بارها از (هلمونت ريتر) مى شنيد كه كتاب (تاريخ الادب العربى) بروكلمان كاستى هاى فراوانى دارد و بسيارى را از آثار عربى ـ اسلامى را نياورده است, تا اينكه به توصيه و تشويق ريتر به سال ۱۹۴۷م, شروع به جمع آورى منابع مى كند و تا سال ۱۹۵۹م, آن را ادامه مى دهد. تا اينكه احساس مى كند آنچه را كه او در اين باره جمع آورى نموده, مقدار قابل توجهى از آثار اسلامى است كه در برابر آنها اثر بروكلمان كم فايده مى نمايد. به دنبال آن تصميم مى گيرد كار بروكلمان را در مورد دست نوشته هايى كه براى او ناشناخته بوده و نگاشته هايى كه جديداً پژوهش و تحقيق شده, تجديد نمايد. بر اين اساس وقت خود را مصروف پژوهش پيرامون تاريخ تراث عربى, مستقل از آنچه بروكلمان آورده, مى نمايد.)۳۱

در ادامه استاد ياسين به تبيين اهداف سزگين از تأليف اين مجموعه اشاره كرد, نخستين هدف او را نگارش كتابى در حوزه تاريخ علوم عربى و اسلامى, برشمرده و ارائه شناسه اى از آثار به همراه مؤلفان آنها را در وجه دوم اهميّت اهداف سزگين از نگارش اين مجموعه تحليل مى كند و درباره هدف اول سزگين چنين مى گويد:
(سزگين در هدف نخست از نگارش اثر خويش از آن روى كه به آراء و افكار عده اى از نويسندگان سرشناس غربى (شرق شناسان) به مانند: بلاشر, گوله تسهير, برگشتى سر,… اعتماد نموده, دچار اشتباهاتى شده است [و تا حدّى تحت تأثير آنها واقع شده كه] نام و عنوان كتاب خود را از اثر (فون هامى) برگرفته است. او بدون هيچ تتبع, توجيه و نقد و انتقادى به نقل افكار و نوشته هاى درهم آميخته مستشرقان پرداخته و جز در مواردى بسيار اندك توجيه و نقدى به عمل نياورده است و تازه در اين موارد اندك نيز با رأى صحيح مستشرقان كه [اتفاقاً] در برخى از حوزه ها نقل كرده مخالفت مى كند, يعنى با نظرى صحيح مخالفت و با باطل موافقت مى كند.)۳۲ مقدمه فنى استاد ياسين حاوى مطالب و نكات درخور توجه و مهم ديگرى پيرامون استدراكات نگاشته بر آن است كه بايستى در يك مجال ديگر به آن پرداخت. شيوه تأليف مجموعه (استدراكات على تاريخ التراث العربى)
نگارش استدراكات به جهت سهولت در مراجعه محقّقان مطابق با سرفصل هاى اثر سزگين و به پيروى از او در بخش كتب و نسخ خطى علوم قرآن شروع يافته است. به عنوان نمونه سزگين مجموعه علوم قرآن را در اثر خود به دو بخش قراءات و تفسير (به همراه ديگر مباحث قرآنى) تقسيم كرده است. در مجموعه استدراكات نيز همين ترتيب و تقسيم مورد لحاظ واقع شده است.
در رعايت ترتيب زمانى سال تأليف آثار همان شيوه سزگين (تاريخ وفات مؤلف) مورد توجه بوده است لكن در استدراكات اول عنوان كتاب مى آيد.
اگر در موارد بسيار اندك به تاريخ وفات مؤلفى دسترسى پيدا نشد, نام او در آخرين رديف رجال قرن معاصر او و يا مستقيماً بعد از اساتيد او آورده مى شود.
در هر موضوع كه استدراكى آورده مى شود شماره مسلسلى با كد و شماره ويژه هر بخش تعيين مى شود تا هم شمارگان استدراكات بر كل مجموعه معلوم و هم رجوع به استدراكات هر بخش و پيدا كردن آن در مجموعه به هنگام كاوش يك استدراك آسان تر باشد.
بر تمامى دانش هايى كه سزگين در اثر خويش از آنها نام برده, استدراكاتى آورده شده و در اين مسير استاد بشير ياسين جهت تهيه اسباب و مصادر لازم اين امر را از اشخاص ذيل كمك مى گيرد كه در واقع استدراك نگاران اين مجموعه مى باشند.
علم حديث: دكتر نجم عبدالرحمن حلف (كتابشناس كاردان در حوزه حديث) مقدمه اى مبسوط پيرامون شيوه جمع آورى و تدوين اين بخش نگاشته است.
تاريخ, لغت و شعر: اديب كوشا مرحوم دكتر حسين قاسم نعيمى.
عقيده و تصوف: دكتر محمد ابوبكر بن على و مصطفى مفلح القضاة.
فقه و اصول: دكتر احمد بن عايش المعانى و دكتر حسان هايس.
كيمياء, رياضيات, كشاورزى و هيئت: دكتر حمزه حسين قاسم نعيمى.
در تنظيم فهارس اين مجموعه دكتر جمال السيد و نزار سليم استاد ياسين را همراهى مى كردند. نگاهى به استدراك بخش علوم قرآن
استدراكى كه در بخش قراءات و تفسير آمده به همراه مقدمه آن تنها براى تكميل اثر سزگين و توجه دادن به نقطه ضعف هاى اثر او نبوده, بلكه جدا از اين هدف اين بخش ردّيه اى است بر نگرش پاره اى از مستشرقان, آنهايى كه قلب هايشان متمايل به طعن در اسلام و رجال اسلامى و كتاب هاى آنان شده است. در اصل اين مقدمه ها ردّى است بر هر كسى كه چنين مطاعنى را از آنان بدون نقد و بررسى نقل مى كند. و استدراكات بخش آثار هم هدف جامعى را دنبال مى كرده و آن تنها خدمت به ميراث اسلامى و عربى بوده و بس.
پيشتر نگارش استدراكات بخش علوم قرآن با تأليف چهار مقاله و نشر آن در مجله الجامعة الاسلامية مدينه منوره آغاز شد. در ادامه استاد بشير ياسين با زحماتى فراوان با استفاده از منابع و فهارس نسخ خطى كتابخانه هاى معروف جهان و به ويژه عربستان و كشورهاى عربى و فهرست برخى از كتابخانه هاى شخصى, شروع به جمع آورى آنچه مربوط به تفسير و علوم قرآن است, مى نمايد و اين تلاش دوم او با آنچه در چهار مقاله اول آمده قريب به ۶۰۰ نگاشته درباره آثارى است كه سزگين اصلاً از آنها يادى نكرده است و پيداست كه اين استدراكات چند برابر مقدارى است كه سزگين پرداخته و از آنها در اثر خويش نام برده است. آثار معرفى شده توسط جناب سزگين در علوم قرآن به ۱۵۷ كتاب مى رسد. از اين مقدار ۴۸ عدد از آنها مفقود و ۳۲ عدد از آنها نيز در زمره كتاب هايى قرار دارد كه در بخش علوم قرآن به اجمال از آنها ياد كرده و تفصيل آنها را به جاى ديگرى وانهاده و در مجموع آثارى هستند كه از حوزه مسائل علوم قرآن خارج مى باشند. بشير ياسين وقتى مى بيند استدراكات اين بخش به چند برابر رسيده به فكر تهيه و تنظيم استدراك بر كل مجموعه سزگين مى افتد و آنچنان كه پيشتر گذشت, از اشخاصى مطلع كمك مى گيرد و مجموعه وزين استدراك على تاريخ التراث العربى را سامان مى دهد.۳۳ آنچه در ادامه مى آيد نمونه نقد و بررسى است كه پيرامون دانش قرائت و تفسير به جهت اهميت و ارتباط آن دو با متن كتاب الاهى اجمالاً صورت گرفته و به منزله مشتى از خروار است.
جا دارد پژوهشيان ديگرى به نقد و بررسى ديگرى از بخش اين دو مجموعه به ويژه بخش معارف اسلامى آن همانند حديث, اصول و فقه و… به شكل مفصَّل و درازدامنى بپردازند تا اين دو مجموعه بيشتر معرفى و كاستى هاى آن بيشتر روشن شود. نقد و بررسى ديدگاه سزگين در حوزه دانش قرائت و تفسير
از مقبولات همه دانش پژوهان علوم قرآنى است كه دانش قرائتِ قرآن از هنگامه نزول آغازين اين كتاب آسمانى در شهر مكه و توسط پيامبر(ص) آغاز گرفته و اندكى بعد از نزول آيات و سوَرى چند, مسلمين به تعليم و نشر آن پرداخته اند كه در رأس اين امر خطير قرآنى شخص حضرت محمد(ص) و بزرگان از اصحاب ايشان حضور فعال و دقيق داشته اند. نخست به هنگامه نزول آيات خود پيامبر اسلام آن را با بيان فصيح عربى بر اصحاب و مخاطبان تلاوت مى نمود و دگربار خود قرائت آيات را از اصحاب و مسلمانان مشتاقانه گوش مى سپرد و در صورت بروز اختلاف يا اشتباه در چگونگى قرائت آيات قرآن آن را تصحيح مى نمود. از اين روى اگر با نگرشى ژرف به تاريخچه دانش قرائت, چگونگى پيدايش و خاستگاه آن بنگريم, خواهيم ديد كه نيمه نخست قرن اول هجرى به ويژه عصر رسالت نبوى از جهات متعدد قابل توجه و اهميت است, به ويژه آنكه روشن شود ريشه هاى اوليه و اصيل اين دانش قرآنى و ساختار بنيادين آن در اين محدوده زمانى سامان پذيرفته است و راهنمايى هاى حضرت رسول اكرم(ص) و قرائت اصيل ايشان در پيدايش دانش قرائت كه عمده شنيدارى و گفتارى بوده و رشد و نمو آن اهميت بسزايى داشت و قرائت ايشان ريشه در وحى و تعليم وحيانه داشت; آن چنان كه پژوهشگر كاردان معاصر دكتر عبدالهادى الفضلى درباره مرحله اول ادوار قرائتِ قرآنى نظر داده و مى نويسد:
(مرحله نخست در رابطه با ادوار و مراحل قراءات قرآنى ـ كه بايد آن را به مثابه پيدايش و نقطه آغازين قرائت قرآنى شمرد ـ با تعليم قرآن به نپىنوشت: ۱٫ در نگارش اين بخش از منابع ذيل سود جسته ام: الف. مجله اسلاميّة المعرفچ, السنة السابعة, العدد السابع والعشرون (شتاء ۱۴۲۲هـ/ ۲۰۰۱م), مقاله: أبوالفداء سامي التونى: التعريف بالتراث, ص۱۸۳ـ۱۸۹٫ ب. مجله تخصصى كلام اسلامى, ش۲۳, ص۱۳۲٫ ج. دانشنامه قرآن (به اهتمام: بهاءالدين خرمشاهى), ج۱, ص۴۵۵ و ج۲, ص۱۹۷۱٫ د. مجاز القرآن, ابى عبيده (با تعليقات دكتر فؤاد سزگين), ص۵ ـ۷, اوّل, خفاجى مصر. هـ. تاريخ نگاشته هاى عربى, سزگين (ترجمه: گروه مترجمان), ج۱, مقدمه سر ويراستار ص۲۳, اوّل, خانه كتاب تهران. و. گفتارهايى درباره تاريخ علوم عربى و اسلامى, سزگين (ترجمه: محمدرضا عطائى), اول, بنياد پژوهش هاى آستان قدس رضوى مشهد, ۱۳۷۱ش) ۲٫ آثار عمده و نشر يافته سزگين عبارتند از: الف. تاريخ التراث العربى ـ مجموعات المخطوطات العربية فى مكتبات العالم ـ نشر مكتبة مرعشى نجفى, قم, ۱۴۱۲هـ.ق. ب. تاريخ العلوم. ج. تاريخ التراث العربى. د. محاضرات فى تاريخ العلوم العربية والاسلامية. هـ. مجاز القرآن ابوعبيده محمد بن المثنى التيمى (ف۲۱۰هـ); تصحيح و تعليق سزگين. و. الدر الفريد و بيت القصيد, ابن ايدمر, محمد بن سيف الدين (ف۶۳۹ق); به اهتمام سزگين و ديگران. ز. دراسات حول مصادر الجامع الصحيح. (۱۹۵۶, استانبول). ۳٫ اين تأثيرپذيرى در حدّى آشكار است كه حتى در انتخاب نام اثر هم بر خود سزگين و شيوه كار او تأثيرى ژرف نهاده و او را به روشى خاورشناسانه در تحليل و ارائه داده هاى تاريخ علوم كشانيده است, به ويژه در جلد نسخت تاريخ التراث كه از حيث اهميت موضوعات و ارتباط با قرآن و علوم اسلامى همانند فقه, حديث و… دوچندان اهتمام مى طلبيده. او خود به تأثير كار بروكلمان و عدم رهايى از تأثيرات او در جلد اول اثرش ياد مى كند: تاريخ التراث العربى, ج۱, ص۷, ۱۲,۱۳٫ در اينجا جا دارد سخن ابوالفداء سامي التونى را در اين باره بيفزايم. او در ضمن معرفى اثر سزگين مى نويسد: (…خاصّة فى المجلد الأول من الكتاب وهو المتعلق بالعلوم الشرعية والذى كان تاثير بروكلمان فيه قوياً واضحاً فيه. أقر المؤلف [سزگين] نفسه بأنه لم يستطع التخلص من تأثير بروكلمان عليه خاصة فى المجلد الأول ـ و هو أخطر المجلدات لتعلقه بالعقيدة الاسلامية والقرآن العلوم الشرعية), بنگريد: اسلامية المعرفة, السنة السابعة, العدد السابع والعشرون, ص۱۸۸٫ ۴٫ يكى از مستشرقان آلمانى اثر سزگين را كتاب قرن بيستم دانسته و به هنگامه معرفى آن چنين گفته است: (… فانّ كتاب تاريخ التراث العربى, سوف يكون كتاب القرن العشرين فى الثقافة العربية وتصنيف التراث العربى الضخم) بنگريد: مجله الفيصل, عدد۳, ص۱۱۵٫ ۵٫ هرچند سزگين چندان در ايران زمين شناخته شده نيست ولى در نزد تراث پژوهان مغرب زمين نام و اثر او ناگفته آشناست و شخصيت او و كار علمى اش در نزد آنان شايسته بسى تقدير هست. مستشرقان سزگين را از زمره پژوهشيان تراث مى دانند كه در حوزه تاريخ علوم اسلامى ـ عربى زحمات وافرى را تحمل كرد, و با نگاشته هاى خويش نقطه عطفى در تحقيقات شرق شناسى به وجود آورده است. هرچند كه خود سزگين هم به سامان رسيدن كتاب خويش را مرهون كوشش هاى شرق شناسان بزرگى مى داند و از برخى آنان در آثارش به عظمت ياد مى كند و همين اعتماد اساسى او بر پژوهش هاى مستشرقانِ اسلام پژوه جدا از كمبود بُن مايه هاى علمى خود سزگين باعث واقع شدن او در اشتباهاتى شده كه عملاً در مواردى غير قابل چشم پوشى است, با اين حال تفاوت نگرش او با شرق شناسان در برخى موارد پيرامون كاوش در اصالت و خاستگاه رشته هاى مختلف دانش هاى اسلامى و نقد پاره اى از افكار آنان در اين زمينه توجه به آثارش را در نزد خاورشناسان دوچندان مى كند. به عنوان نمونه بنگريد به نقد ژرفا ژرف سزگين درباره ديدگاه نابجاى مستشرقين درباره دانش كيميا و شخصيت تأثيرگذار جابرحيّان در آن, تاريخ التراث العربى, ج۴, بخش كيميا; و مقاله شگرف او درباره شخصيت جابر در دانش شيمى و آثار وى بنگريد در: گفتارهايى درباره تاريخ علوم عربى و اسلامى (ترجمه: محمدرضا عطايى), ص۶۵ ـ۸۱, بنياد پژوهش هاى آستان قدس رضوى, اول, ۱۳۷۱ش. ۶٫ ر.ك:مقدمه استاد دانش پژوه, ص۲۳ در: كتابخانه و مجموعه هاى نسخه هاى خطى عربى در جهان… اثر فؤاد سزگين (ترجمه: چنگيز پهلوان), معارف تهران, ۱۳۶۶ش. ۷٫ در بخشى از اين پژوهه به توفيق الهى از بروكلمان و تاريخ الادب العربى او سخن خواهيم گفت. ۸٫ هلموت ريتر, از مستشرقان بزرگ آلمانى تبار و استاد دانشگاه فرانكفورت و توانمند در ادبيات فارسى است. او شرق شناسى را نخست از كارل بروكلمان آموخت و در استراسبورگ با مستشرقانى چون تئودور نولدكه, ليتمن ولندآور آشنا شد و در اين هنگام دروس الهيات و متن شناسى زبان هاى لاتينى و يونانى را فرا گرفت و در سال ۱۹۱۳م, به عنوان پژوهشگر در مؤسسه تاريخ و تمدن مشرق زمين در هامبورگ آغاز به فعاليت نمود. مدت ها در عراق به مطالعات شرق شناسى پرداخت و بعدها به رياست انجمن آلمانى تحقيقات مشرق زمين در شهر استانبول تركيه برگزيده شد. او آثار متعددى دارد از جمله آثار قرآنى ايشان, فهرست قرآن و حديث در كتابخانه هاى استانبول (۱۹۸۲) و تصحيح كتاب معانى القرآن ابن منظور ديلمى است. براى آگاهى بيشتر بنگريد: موسوعة المستشرقين, عبدالرحمن بدوى (ترجمه: صالح طباطبايى) ص; المستشرقون, عقيقى, ج۲, ص۴۶۰; دانشنامه قرآن و قرآن پژوهى (به اهتمام: بهاءالدين خرمشاهى), ج۱, ص۱۱۴۱; استدراكات على تاريخ التراث العربى (تنظيم: حكمت بشير ياسين), ج۱, (پاورقى ص۱۱). ۹٫ گفتارهايى درباره تاريخ علوم عربى و اسلامى, سزگين (ترجمه: عطايى), ص۱۷: (در اين جا سزگين به داستان اعطاى كمك مالى سازمان يونسكو از طريق كميسيون ويژه و علت لغو شدن آن اشاره كرده است) و: استدراكات على تاريخ التراث العربى, ج۱, ص۳۱٫ ۱۰٫ كتابخانه ها و مجموعه هاى نسخه هاى خطى عربى در جهان همراه با كتابشناسى علوم قرآن, حديث…, فؤاد سزگين (ترجمه: چنيگ پهلوان), ص۲۴ (از مقدمه استاد محمدتقى دانش پژوه) و: مجله نشر دا, سال دوم (سال ۱۳۶۲) مقاله معرفى تاريخ نگارش هاى عربى, دانش پژوه, ص۶۸ ـ۶۹٫ ۱۱٫ تاريخ نگارش هاى عربى, ج۱, ص۱۵٫ ۱۲٫ بنگريد: اسلامية المعرفة, ش۲۷, مقاله: التعريف بالتراث, ابوالفداء سامى التونى, ص۱۸۷٫ در ضمن از ترجمه عربى چاپ عربستان, كتابخانه مرعشى نجفى قم دوره ۵جلدى آن را اُفست و به همان شكل در سال ۱۴۱۲هـ.ق چاپ كرده است. ۱۳٫ نام كامل اين اثر عبارتست از: كتابخانه ها و مجموعه هاى نسخه هاى خطى عربى در جهان با كتابشناسى علوم قرآن, حديث, تاريخنگارى تاريخ فرهنگ و ادبيات, فقه, كلام, تصوف, اثر فؤاد سزگين, ترجمه, تنظيم و فهرست ها از: چنگيز پهلوان, ۵۴۴ص, معارف, تهران, ۱۳۶۶٫ ۱۴٫ ر.ك: تاريخ نگارش هاى عربى, ج۱, ص۳۱ـ۲۲٫ ۱۵٫ به نقل از: پيشين, ج۱, ص۱۴٫ ۱۶٫ ر.ك: كتابخانه و مجموعه هاى نسخه هاى خطى عربى در جهان… فؤاد سزگين (ترجمه: چنگيز پهلوان), ص۲۳ـ ۲۸٫ ۱۷٫ همان, ص۲۸٫ ۱۸٫ ر.ك: گفتارهايى درباره تاريخ علوم عربى و اسلامى, ص۱۸ـ۲۰٫ ۱۹٫ علاقه مندان پژوهشگر مى توانند به كتاب (محاضرات فى تاريخ العلوم العربية واسلامية) اثر فؤاد سزگين با ترجمه محمدرضا عطايى از صفحه ۲۰ تا ۱۹۶ مراجعه فرمايند. ۲۰٫ با تلخيص و تنظيم از: دايرةالمعارف مستشرقان, عبدالرحمن بدوى, مترجم: صالح طباطبايى, ص۱۰۸ـ۱۲۳; شعر عربى در عهد جاهلى, كارل بروكلمان, ترجمه, گردآورى: چنگيز پهلوان, ص۱۳ـ۲۹, نشر گيو, اول, تهران, ۱۳۷۹٫ ۲۱٫ شعر عربى در عهد جاهلى, كارل بروكلمان, ترجمه: چنگيز پهلوان, ص۱۲٫ ۲۲٫ مناهج تحقيق التراث بين القدامى والمحدثين, دكتر رمضان عبدالتواب, ص۶۰٫ ۲۳٫ در دانشنامه قرآن و قرآن پژوهى (به اهتمام آقاى خرمشاهى) به سبب عدم دقت نگارنده مقاله تاريخ الادب العربى از دكتر عبدالحليم نجار ـ كه مترجم عربى سه جلد نخست اين مجموعه است ـ يادى نشده است, ر.ك: دانشنامه قرآن , ج۱, ص۴۵۵٫ ۲۴٫ به نقل از مديرعامل خانه كتاب در: تاريخ نگارش هاى عربى, سزگين, ترجمه: به اهتمام خانه كتاب, ص۸ و: دانشنامه قرآن, ج۱, ص۴۵۵٫ ۲۵٫ براى آشنايى بيشتر ر.ك: مناهج تحقيق التراث بين القدامى والمحدثين, ص۶۰ ـ۶۳٫ ۲۶٫ استدراكات على تاريخ التراث العربى (تنظيم: حكمت بشير ياسين),ج۱, ص۶ ـ۷, دار ابن الجوزى (عربستان), اول, ۱۴۲۲هـ.ق. ۲۷٫ گفتارهايى درباره تاريخ علوم عربى و اسلامى, ص۱۶٫ ۲۸٫ تاريخ نگارش هاى عربى, ج۱, ص۱۷٫ ۲۹٫ گفتارهايى درباره تاريخ علوم عربى و اسلامى, ص۲۰٫ ۳۰٫ شناسه كامل اين مجموعه چنين است: استدراكات على تاريخ التراث العربى لِفؤاد سزگين; اعداد: حكمت بشير ياسين (۸جلد), دار ابن الجوزى, طبعة الأولى, عربستان السعودى, ۱۴۲۲هـ.ق. ۳۱٫ همان, ج۱, ص۶٫ ۳۲٫ همان, ص۷٫ ۳۳٫ ر.ك: همان, ص۱۸٫ ۳۴٫ مقدمه اى بر تاريخ قراءات قرآن كريم, عبدالهادى الفضلى, ترجمه: دكتر حجتى, سيد محمدباقر, ص۲۲, اسوه, دوم, ۱۳۷۳ش. ۳۵٫ همان, ص۲۳٫ ۳۶٫ همان, ص۴۶ و براى مطالعه بيشتر پيرامون ديدگاه هاى مستشرقان ر.ك: القراءات القرآنية بين المستشرقين والنحاة, دكتر حازم سليمان حلى, مطبعة القضاء نجف, ۱۹۸۷م. ۳۷٫ تاريخ التراث العربى, ج۱, ص۱۹٫ ۳۸٫ استدراكات على تاريخ التراث العربى, ج۱, ص۲۸٫ ۳۹ـ۴۰٫ همان, ج۱, ص۳۲٫ ۴۱٫ استاد ياسين در اين باره مى گويد: آرتور جفرى احتمال دارد اين مطلب را دسّ و تحريف كرده باشد و براى اين نظر خويش تأييدى از استاد محمد تجافى جوهر (محقق كتاب (فضائل القرآن) ابوعبيده قاسم بن سلام) اين گونه مى آورد: (فلم يذكر لفظ اللحن… فيحتمل الخطأ من شيخ ابن ابى داود, أومنْ دَسّ المستشرق د. آرتر جفرى محقق كتاب (المصاحف) لابن داود وقد نص على هذا الرسّ الاستاذ محمد تجانى جوهر محقق كتاب (فضائل القرآن) لابى عبيده القاسم بن سلام) در ادامه به پاسخ و توجيه منطقى سيوطى در الاتقان (ج۲, ص۲۷۲) و سه پاسخ ديگر از دانشمندان علوم قرآن استناد جسته است. ر.ك: همان, ج۱, ص۳۳ـ ۴۸٫ ۴۲٫ تاريخ التراث العربى, ج۱, ص۲۰٫ ۴۳٫ استدراكات على تاريخ التراث العربى, ج۱, ص۵۰٫ ۴۴٫ مبانى روش هاى تفسيرى, عميد زنجانى, ص۵۸ و ص۷۱ـ۷۲٫ ۴۵٫ كتابخانه و مجموعه هاى نسخه هاى خطى عربى در جهان… اثر فؤاد سزگين (ترجمه و تنظيم: چنگيز پهلوان), ص۲۹٫ ۴۶٫ تاريخ نگارش هاى عربى, ج۱, ص۲۰ـ۲۱٫ ۴۷٫ در پايان نمونه هايى از آثار اهل بيت(ع) در استدراكات على تاريخ التراث العربى را مى آوريم: دانش كيمياء: رسالة شرح ماقاله الامام علي رضى الله عنه فى علم السيمياء, (در ۵۹ برگ, موجود در كتابخانه دانشگاه امارات متحده عربى به شماره ۳۵۳ـ۲/۲). ـ رسالة فى الكيمياء, لأبى عبداللّه جعفر بن محمد بن على الهاشمى (الصادق(ع)), (در ۲برگ, موجود در كتابخانه رضا ـ رامبور هند به شماره ۸۸۳۶۲۹). ـ رسالة فى الكيمياء والحكمة [عن] موسى الكاظم(ع), (موجود در دارالكتب الوطنيه تونس به شماره ۳۲۲۲۹). دانش نجوم و كيهان شناسى: ـ ارجوزة فى معرفة المناذل وحقيقتها فى السماء واشكالها وعددها بالتمام والكمال, لأبى الحسن على بن ابيطالب(ع), (در ۳برگ, موجود در كتابخانه ملك سعود به شماره ف۱۱۳۹/۱۰ـ ۵). ـ رسالة جعفر الصادق فى الفلك, لابى عبدالله جعفر بن محمد بن على الهاشمى (الصادق), (اصل اين رساله در كتابخانه دانشگاه ليدن هلند به شماره ۱۰۰۱ موجود مى باشد). ـ رسالة فى الجفر (وهى تبحث فى احوال العالم العلوى وآثاره وماتشابهها) منسوب به امام صادق(ع) (در ۱۲برگ موجود در كتابخانه مسجد شيخ عبدالقادر گيلانى در بغداد به شماره ۱۳۲۱/۱). ـ رسالة يعلم فيها اختيارات الأيام النجسة والجيدة, از امام صادق(ع). (اين رساله در ۱۲برگ به شماره ۱۰۰۴۲ در دارالكتب الظاهريه دمشق نگهدارى مى شود.)

 

منبع  :کتابخانه مدرسه فقاهت
فواد سزگين, تاريخ التراث العربى فى علوم القرآن والحديث, نقله الى العربية د. محمود فهمى حجازى, وراجعه د. عرفة مصطفى و د. سعيد عبدالرحيم, 1403 هـ/ 1983م. اهميّت پژوهش هاى سترگ تراث نگارى بر دانشيان كاردان پوشيده نيست و پرداخت به چنين مجموعه هايى از ضروريات پژوهشى هر دانش و فرهنگ علمى يك ملت به حساب مى آيد. هميشه روزگار, تراث نگاران با سعى وافرى كه در بازتاباندن آثار كهن و جديد كاروان علم پيشينيان دارند باز با كاستى هايى خواسته و ناخواسته در آثارشان مواجه مى شوند كه جبران آن براى ماندگارى آثار و حفظ ميراث پيشينيان نيازمند معرفى و نقد و بررسى همه جانبه و به دور از تعصّب است. اهميّت اين مسئله وقتى با ضروريات يك آيين و پيشينه پژوهش هاى آن برخورد بكند, دوچندان مى شود. از جمله اين مجموعه ها كه امروزه در ميان مستشرقان و غير آنان در درجه اهميت خاصى قرار دارد, اثر شگرف پرفسور محمد فؤاد سزگين است به نام (تاريخ التراث العربى) كه در آن سعى در بازشناساندن پيشينه دانش هاى عربى ـ اسلامى و معرفى دست نويس هاى دانشيان پيشين مسلمان شده است. آن چه پيش رو داريد گامى است كوتاه در معرفى اين اثر به همراه نقد و بررسى پاره اى از ديدگاه هاى مؤلف و بيان كاستى هاى آن از نگاه پاره اى از تراث پژوهان. مختصرى از شرح حالِ علمى سزگين استاد محمد فؤاد سزگين به سال 1343هـ/ 1924م, در يكى از خانواده هاى شهر استانبولِ تركيه متولد شد و در آنجا رشد كرد, تحصيلات مقدماتى خود را همان جا آغازيد و پس از اتمام دوره دبيرستان به دانشكده هندسه استانبول وارد شد. بعد از مدتى آنجا را باب ميل علمى خويش نيافت و پس از اندك زمانى به جهت علاقه و ارتباطى كه با مؤسسات شرق شناسى تركيه داشت, دانشكده هندسه را به قصد تحصيل در (مؤسسه شرق شناسيِ) دانشكده ادبيات دانشگاه استانبول ـ كه در آن سال ها رياست آن به عهده شرق شناس معروف (هلمونت ريتر) بود ـ رها و به ادامه تحصيل در آنجا پرداخت. سزگين با تلاش مستمر خود توانست در سن بيست وسه سالگى (1366هـ/ 1947م) مدرك كارشناسى ارشد خود را در رشته (مطالعات شرق شناسى) دريافت كند و به دنبال آن در سال 1369هـ/ 1950م, دكتراى خويش را در رشته (علوم اسلامى ـ پژوهش هاى ايرانى و فلسفه) به پايان رسانيد. مدت ها در گروه پژوهش هاى اسلامى دانشگاه استانبول به فعاليت علمى ـ پژوهشى پرداخت و از آغاز تحصيل در مؤسسه شرق شناسى با (هلمونت ريتر) رابط دوستانه و صميمى برقرار كرد و از راهنمايى و تجربه هاى او بهره ها برد و تجربه ها اندوخت. اين پژوهشگر ترك بنا به مسائل سياسى در سال 1960م, مؤسسه پژوهشى خود را در تركيه رها و به آلمان مهاجرت كرد و كرسى تدريس در رشته تاريخ علوم طبيعى و علوم عربى ـ اسلاميِ دانشگاه فرانكفورت را به دست گرفت. او هم اينك بيش از چهل سال است كه در آنجا به تدريس و تحقيق اشتغال دارد. سزگين جهت گسترش تحقيقات تاريخ علوم اسلامى و تداوم طرح هاى پژوهش هاى در اين…

امتیاز کاربران: اولین نفر باشید !
0 bigtheme
دریافت مطلب بصورت پی دی اف
راستی!ما یک راه نزدیک برای در کنار شما بودن پیدا کردیم...
ابوالفضل فدائی
مؤسس سرای تاریخ | هرچه درگذشته بیشتر تأمل کنیم، هم خود را بهتر می‌شناسیم و هم جامعه‌مان را؛ زیرا همه پدیده‌ها و رفتارهای فردی و اجتماعی، ریشه درگذشته دارد. با شناخت بیشتر این ریشه‌ها، می‌توانیم ارزیابی درست‌تری از خود داشته باشیم، از کرده‌هایمان خواه فردی، خواه اجتماعی درس بگیریم. می‌توانیم راه‌حل‌های مناسب برای مشکلات و مسائل اجتماعی ارائه کنیم، نیازهای واقعی‌مان را تشخیص دهیم و در راه سعادت و کامیابی گام برداریم. .

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)

تگ ها سرای تاریخ ، سایت تاریخی ، دانلود ، مقالات ، داستان های تاریخی ،تاریخ ، مطالب تاریخی ، زندگینامه ها ، سایت سرای تاریخ ، وب سایت سرای تاریخ ، تاریخ