سرای تاریخ
سرای تاریخ |مرجعی کامل درباره تاریخ ایران و جهان
 موقعیت شما در سایت : سرای تاریخ » صفحه نخست » تاریخ اسلام
خبرهای سایت

لطفعلی خان که آخرین  پادشاه  خاندان  زند  و پسر جعفر خان  یعنی  نواده  برادری  کریم خان  است ، در قلیل  مدتی که  پادشاهی کرد  با وجود کمی  سن  به فتوحات  مهم  نایل  آمد  و از خود  رشادت ها و شجاعت های بسیاری  بروز  داد  و تا زنده بود  آقا محمد خان قاجار  از دست او  بر جان  و دولت خود  اطمینانی  نداشت . اما بدبختانه  لطفعلی خان به علت  جوانی  و بی تجربگی  از سیاست  و مردم داری  خالی  بود و تدبیر ملکرانی  نداشت  و به علت غرور  و جهل  به نصیحت  خیر اندیشان  گوش فرا نمی داد  و همین معایب  نگذاشت  که او از فتوحات  خود   نتیجه  ثابتی بردارد . به زودی از پا درآمد  و دولت زندیه  با قتل او انقراض یافت .

ادامه مطلب

مورخین عربی  زبان قوم عرب  را به  سه طبقه تقسیم می کردند :

-عرب بائده

-عرب عاربه

-عرب مستعربه 

مقصود از عرب  بائده  قبایلی  هستند  که  در اوان  ظهور اسلام  به کلی  از  میان   رفته  و اثری از ایشان بر جا نمانده بوده است  و فقط  در قرآن و حدیث  نبوی  ذکری  از پاره ای از   آن  قبایل  به میان  آمده .

مشهورترین  طوایف عرب بائده عبارتند از : طسم  و جدیس  و عاد  و ثمود  و عملیق که جمع  آن عمالقه است.

ادامه مطلب

از زمانی که پیامبر – ص – رحلت کرد، قریش تنها قبیله ای بود که قدرت سیاسی را در دست داشت. سایر قبائل قدرت قریش را به رسمیت شناختند و اگر امتیازی می خواستند، چیزی جز خلافت بود. تنها ابوبکر و عمر از دو طایفه ی کم جمعیت قریش یعنی تیم و عدی حکومت کردند. پس از آن عثمان از بنی امیه و امام علی(ع)از بنی هاشم بود. دولت اموی یکسره تا سال ۱۳۲ هجری حکومت کرد.

جانشین امویان، بنی هاشم و این بار تیره ی خاصی از آنان، یعنی آل عباس بودند که سلسله عباسی را بنیاد گذاشته و خلافت را در بغداد تا سال ۶۵۶ ه – . عهده دار بودند. در این سال مغولان آنها را سرنگون کردند. تا این زمان یکی از شرایط اصلی خلیفه در کتاب های فقهی اهل سنت، قریشی بودن خلیفه بود.

بنی هاشم در دوران بنی امیه شیعه بودند و حکومت امیر المؤمنین را تنها حکومت صالحی می دانستند که پس از پیامبر(ص)بر سر کار آمده است. زمانی پیش از روی کار آمدن، آنها نیز در فضای تبلیغات شیعی، تلاش می کردند. اما اندک اندک بنی عباس خود را از علویان جدا کردند و با کمک عناصری که به عنوان داعی به خراسان فرستاده بودند، پس از پیروزی ابو مسلم بر امویان، خود قدرت را به دست گرفتند.

ادامه مطلب

در فاصله انقراض مغولان تا حمله  تیمور کورکان به ایران که به دوران فترت معروف شده است ، سرزمین ما دچار تحولات و اغتشاشات و هرج و مرجهای فراوان  بود.در این دوره سلسه های کوچک و بزرگ و امرای محلی در سراسر ایران که هیچ گونه  خط سرحدی روشنی  آنها  را از یکدیگر جدا نمی کرد، به جنگ و ستیز با همدیگر مشغول بودند. بر اثر همین نزاعها و کشمکشها و جنگهای  دائمی  که میان جکومت های  متداخل  آن زمان جریان داشت ، مردم کشورمان تحمل  خود را در مقابل خرابی و بدبختی و قحط و غلا از دست داده ، از خداوند  به ناله و الحاح می خواستند که صاحب قدرتی بیاید و به این بی سر و سامانیها  و نزاعها پایان دهد؛ تا جای که بزرگ  مردی چون خواجه شمسی الدین حافظ شیرازی وقتی  از قدرت یافتن تیمور در ماوراءالنهر   حاصل می کند آمدن او آروز نموده

ادامه مطلب

شاه سلطان حسین ، آخرین پادشاه صفوی مردی بیمار و دچار اوهام و خرافات بود به طوری کتابخانه ای داشت مملو از کتاب هایی در زمینه اوراد و جادو و احادیث. به گفته محمد هاشم آصف:” آن سلطان را عجایب خانه ای بود که اشیای عجیبه و چیز های غریبه بسیار در آن نهاده بود.”طبق کتاب رستم التواریخ در آن عجایب خانه پوست مار سیاه ، پوست سوسمار و چند عدد کله گوسفند و تعدادی نیز جمجمه انسان نگهداری میشد که روغنی چند بر روی آنان مالیده بودند که هرگز نمیپوسید. که همگی برای انجام جادو به کار گرفته میشد.همچنین در این عجایب خانه اکسیر های گوناگونی وجود داشت که به باور شاه سلطان حسین خرافاتی و اطرافیانش هریک اثرات مخصوص به خود را داشت:

ادامه مطلب

چنگیز خان مغول چه شهرهایی را ویران کرد؟

چنگیز خان مغول چه شهرهایی را ویران کرد؟ – قسمت اول
حمله چنگیز خان به ایران که منجر به جنگ و خونریزی بسیار زیادی در شهرهای کشورمان را در پی داشت، در زمان پادشاهی محمدخوارزمشاه بود، این حمله وحشیانه مغول در آستانه ماه رجب سال ۶۱۶ ه.ق انجام پذیرفت.

۷-اشغال بلخ
چنگیز با فراغت از قتل و غارت مردمان ترمذ ،به ناحیه کنکرت در حدود سمان رفت در آنجا هم دست به قتل ارت زد؛ او به سراسر بدخشان لشکر فرستاد و بعضی را تسلیم و شمار زیادی را هم به زور تصاحب کرد؛ چنان که در آن نواحی اثری از مخالفت با رای ظالمانه خان مغول باقی نماند، پس پایان یافتن زمستان منطقه را ترک و به سمت بلخ لشکر کشید. (جوینی ، جهانگشای، ۱۳۸۵،ص۱۰۲).بلخ شهر مهمی در آن عصر بود که امروزه در شمال افغانستان واقع است اهمیت این شهر موقیعت مکانی آن است که محل تقاطع دو جاده مهم قرار داشت است. جغرافی دانان پیش از حمله مغول از رفاه و شکوفایی بلخ و شگفتی های آن بسیار یاد کردند. این شهر بزرگ ترین بلاد خراسان محسوب می شد. چنگیز وقتی به حوالی بلخ رسید، مردم که آوازه خون ریزی و خون خواری وی را شنیده بودند شهر را تسلیم وی کردند تا جان خود را نجات دهند؛ غافل از آنکه در زندگی و آدم کشی در خون چنگیز بود و هیچ چیز مانع انجام کار وی نمی شد وی در این شهر هم پس از اشغال همان کاری را انجام داد که با مردم شهرهای اشغال کرده قبل صورت داده بود.(ولایتی ، علی اکبر، ۱۳۹۲، صص خ ۲۳۲-۲۳۳).

ادامه مطلب

چنگیز خان مغول چه شهرهایی را ویران کرد؟

حمله چنگیز خان به ایران که منجر به جنگ و خونریزی بسیار زیادی در شهرهای کشورمان را در پی داشت، در زمان پادشاهی محمدخوارزمشاه بود، این حمله وحشیانه مغول در آستانه ماه رجب سال ۶۱۶ ه.ق انجام پذیرفت. سپاه ورزیده ای که دشت مغولستان را درنوردید و شمال چین را چون گردبادی در هم پیچیده در زیر رهبری سپاهی مردی که تسخیر جهان را در سر می پرورد و خود را خدای آسمان می‌دانست و اندیشه سروری به جهان را داشت همچون سیل به سوی ایران سرازیر شد.(دستغیب ، عبدالعلی ،۱۳۶۷، ص ۴۰۵)از بلاد متعلق به خوارزمشاه اول شهری که مورد حمله قرار گرفت اترار بود، به آن علت که این شهر در جوار بلاد ترک نشین و در سرحد شمال شرقی ممالک خوارزمشاه قرار داشت و دیگر غایرخان حاکم آن آتش خشم چنگیز را تحریک کرده بود و او را به کینه خواهی و لشکرکشی برانگیخته بود. (اقبال آشتیانی ،عباس ،۱۳۶۵،ص۲۶)

این مقاله نشان دهنده این است که چنگیزخان چه کشتارها و چه فجایعی را در مناطق شرقی ایران از جمله بخارا، سمرقند، بلخ، نیشابور… انجام داده است.

ادامه مطلب

چرا مغولان به ایران تاختند؟

هجوم مغولان به عنوان یکی از مهمترین حادثه های تاریخ ایران ، تمامی ارکان و بنیانهای سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی ان روزگاران ایران را تحت تاثیر خویش قرارداد و نقطه عطفی شد که اهمیت خود را تا به سده های اتی حفظ نمود. به عبارتی این حادثه ، نوسان و دگرگونی بسیاری را در مسیر تاریخ سبب گردید و درهر زمینه از تاریخ نقش موثر و قابل تامل ایفا نمود.

ادامه مطلب

پیشینه

دین اسلام در سده هفتم میلادی در شبه جزیره عربستان ظهور یافت. در خلال یک سده پس از پیداییش آن، این دین موفق به ایجاد یک قلمروی اسلامی شد که از اقیانوس اطلس در شرق تا آسیای میانه در غرب امتداد یافته بود. یکپارچگی امپراتوری اسلامی دیری نپائید و بهزودی جنگهای داخلی در آن درگرفت که در میان تاریخنگاران اسلامی به دوران فتنه معروفند. پس از این مرحله، دوره دیگری به نام دوره دوم فتنه نیز بر جامعه اسلامی تأثیرگذار شد. پس از آن دودمانهای رقیب ادعای خلیفگی مسلمانان را داشتند و یکپارچگی جهان اسلام دیگر حاصل نشد.اما از چندین سده بدین رو جریان‌های فکری اسلامی رشد بسزایی دریکپارچگی جهان اسلامی داشته و جهان شاهد جوشش عظیم ازموج بیداری اسلامی درعصر حاضر می‌باشد.عربستان در پایان قرن ششم میلادی در گیر و دار درد زایمان انتقال به مرحلهء یکتاپرستی بود. در دههء دوم قرن هفتم میلادی همزمان با گسترش اسلام در حجاز، در سه نقطهء دیگر عربستان نیز دین یکتاپرستی درحال شکل گرفتن بود و کسانی ادعای نبوت داشتند و دین نوینی را عرضه می‌نمودند. برای اینکه این موضوع را بهتر بشکافیم ابتدا باید به ترکیب قبایل عربستان در آن زمان نظری بیفکنیم.قبایل درون عربستان پیش ازظهور اسلام به ۳ مجموعهء بزرگ و رقیب و متخاصم تقسیم می‌شدند که هرکدام دارای خدایان قبیله‌ئی ویژه و کعبهء قبیله‌ئی خاص و آداب و رسومِ سنتی و دین مخصوص به خودشان بودند، و در آداب و رسومشان نقاط مشترک بسیاری با مجموعه‌های دیگر داشتند. این سه مجموعه عبارت بودند از:

۱) مجموعهء قبایل یمنی در جنوب عربستان؛

۲) مجموعهء قبایلِ ربیعه در شرق و شمالشرق عربستان؛

۳) مجموعهء قبایل مُضَر (بر وزن هنر) در مرکز و غرب عربستان.

ادامه مطلب

امیر اسماعیل در سال ۲۷۹ ه.ق، پس از مرگ برادرش نصر بن احمد با حکم رسمی خلیفه المعتضد بالله، منشور حکومت ماوراء النهر برای او صادر شد. به همین دلیل باید وی را مؤسّس دولت سامانى تلقی کرد؛ زیرا كه پس از مرگ برادر بزرگتر بر سراسر ماوراء النّهر حکومت یافت و سایر امراى جزء سامانى فرمان او را گردن نهاد. علاوه بر این، امیر اسماعیل در ایّام امارت خویش ممالك سامانى را وسعت بخشید و خراسان، گرگان، طبرستان، سیستان و…. را هم بر قلمرو سابق خود اضافه كرد.(پیرنیا و آشتیانى‌، ۱۳۸۰: ۲۲۲) بر طبق این قاعده، روند قدرت گیری خاندان سامانی با حضور امیر اسماعیل در راس قدرت آن ها به طور آشکاری تغییر جهت داد و آن ها از یک والی ساده به یک حکمران مورد اعتماد و قابل اعتنا برای خلیفه عباسی تبدیل شدند؛ به طوری که خلیفه بزرگ ترین مشکل خود – عمرو بن لیث صفاری – را به دست امیر اسماعیل حل نمود.به طور طبیعی اولین اقدام هر حاکمی تثبیت جایگاه خویش در راس قدرت می باشد. منطقه ماوراء النهر در زمان به قدرت رسیدن اسماعیل، احتیاج به سر و سامان دادن اصولی داشت؛ به همین دلیل اولین هدف وی نظم بخشیدن به این منطقه بود. اما این کار بدون تامین امنیت مناطق مرزی امکان پذیر نبود. ماوراء النهر به عنوان مرز دنیای اسلام با ترکان، همیشه مورد هجوم و غارت این افراد قرار می گرفت. به همین دلیل امیر اسماعیل در نخستین گام خویش قدم به دنیای آن ها گذاشت.
الف. فتح شهر طراز ۲۸۰ ه.ق:
طبری بدون اشاره به نام منطقه ای که اسماعیل آن را فتح کرده؛ چنین می نویسد : «« در این سال خبر آمد كه اسماعیل‌ بن‌ احمد به غزاى دیار ترك رفته و چنانكه مى‌گفتند شهر پادشاهشان را گشوده و او را با زنش خاتون و نزدیك ده هزار كس اسیر گرفته و بسیار كس از آنها را كشته و اسبان بسیار به غنیمت گرفته كه شمار آن دانسته نیست و سوار مسلمان به هنگام تقسیم غنیمت هزار درم گرفته است.»»(طبری، ۱۳۷۵، ج۱۵: ۶۶۵۵) این اقدام امیر اسماعیل تازگی نداشت؛ بلکه هریک از امیران گذشته این منطقه، تقابل با ترک نشینان را در راستای کار خویش قرار می دادند؛ چراکه بدون اطمینان از جانب آن ها امنیت برقرار نمی شد.البته فتح شهر طراز به این سادگی اتفاق نیفتاد؛ بلکه به مدت طولانی اسماعیل شهر ار در محاصره خویش داشت. اما نتیجه این محاصره به نفع امیر سامانی تمام شد. وی موفق شد کلیسیای نسطوری شهر را به مسجد جامع تبدیل کند و غنایم بسیاری از این جنگ به دست آورد.(فرای و دیگران، ۱۳۸۱: ۱۲۱) این واقعه نه تنها از لحاظ تامین امنیت مرزها برای امیر سامانی بسیار اهمیت داشت؛ بلکه دو نتیجه دیگر نیز در پی داشت. ۱٫ به عنوان اولین جنگ وی، پس از دریافت رسمی منشور خلیفه، قدرت وی را به دیگران عرضه نمود و دیگران امیران حاضر در منطقه، به اسماعیل به عنوان حریفی قوی پنجه می نگریستند. ۲٫ جایگاه وی را در ماوراء النهر به عنوان تنها حاکم رسمی در این منطقه تثبیت نمود.

ادامه مطلب
تگ ها سرای تاریخ ، سایت تاریخی ، دانلود ، مقالات ، داستان های تاریخی ،تاریخ ، مطالب تاریخی ، زندگینامه ها ، سایت سرای تاریخ ، وب سایت سرای تاریخ ، تاریخ