موقعیت شما در سایت : سرای تاریخ » صفحه نخست » ۱۳۹۶ » اردیبهشت
خبرهای سایت

مزدک‌ که‌ بود؟

۲-۱- « مزدک‌ کسی‌ است‌ که‌ در روزگار قباد ، پدر انوشیروان‌، ظهور کرد، و قباد را به‌ مذهبش‌ فراخواند و قباد دعوت‌ او را اجابت‌ کرد. و انوشیروان‌ بر خواری‌ و افتراء او آگاهی‌ یافت‌، پس‌ او را طلب‌ کرد، او را یافت‌، او را کشت‌. ابوعیسی‌ وراق‌ حکایت‌ کرد که‌ قول‌ مزدکیان‌ در دو عالم‌ و دو اصل‌ مانند قول‌ بسیاری‌ از مانویان‌ است‌، جزء این‌ که‌ مزدک‌ می‌گفت‌ که‌ نور به‌ قصد و اختیار عمل‌ می‌کند و ظلمت‌ به‌ خبط‌ و اتفاق‌ عمل‌ می‌نماید. و نور عالم‌، حساس‌ و لمت‌ جاهل‌، کور است‌ و آمیزش‌ نور و ظلمت‌ به‌ اتفاق‌ و خبط‌ بوده‌ است‌ نه‌ به‌ قصد و اختیار، و همچنین‌ رهایی‌ ] نو از ظلمت‌ [ به‌ اتفاق‌ رخ‌ می‌دهد، نه‌ به‌ اختیار.
۲-۲- مزدک‌ مردم‌ را از مخالفت‌ و دشمنی‌ و جنگ‌ نهی‌ می‌کرد. و چون‌ اکثر آن‌، به‌ سبب‌ زن‌ و اموال‌ روی‌ می‌دهد، زن‌ را حلال‌ و اموال‌ را مباح‌ گردانید و مردم‌ را در آنها شریک‌ کرد، چنان‌ که‌ در آب‌ و آتش‌ و علف‌ شریک‌ هستند. و از او روایت‌ شده‌ است‌ که‌ امر به‌ قتل‌ نفوس‌ داده‌ تا آنها را از شر و آمیختگی‌ با ظلمت‌ رها کند.

ادامه مطلب

مانى در راه بهره گیرى از منطق بودائى گرى فراتر هم رفت ، به حدى که تولید مثل را بر خود و گروه برگزیدگان مانوى حرام کرد و احتراز از زناشویى را بر ازدواج برتر دانست … مانى از زرتشت اندیشه تقسیم نیروهاى جهانى را به دو مبداء نیکى و بدى که دُوبُن نامید، اقتباس کرد و روشنایى را مظهر نیکى و تاریکى را مظهر پلیدى دانست . بعدها مانى این تعبیر را بدین صورت درآورد که خداىِ ترسایان ، خداى نیکى هاست و یَهْوَه خداى تورات ، خداى بدى هاست .بورکیت مؤ لف کتاب آئین مانى به انگلیسى مى گوید: مانى به عقیده خودش ، پاسخ پرسشى را که از روزهاى نخستین آفرینش در دل هاى آدمیان در حال خلجان است داده بود. آن پرسش این بود که : اگر خداوند بزرگ که این جهان را در مدت شش روز با شتابزدگى آفرید و بخشنده مهربان نیز هست و هر چه در این جهان است ساخته و پرداخته دست اوست ، چگونه و براى چه شر را آفریده و این چند روزه مهلت آدمى را با هزاران بیم و خطر و ناراحتى تؤ ام ساخته ؟ غالب دین هاى موجود، پاسخ این پرسش را یا اصلا نداده اند و یا مثلا آفرینش شیطان را پیش کشیده اند و وجود او را مایه آزمایش آدمیان دانسته اند.

ادامه مطلب

آدمی میدان جنگ خیر و شر است – آتش جاودانی – جهنم و اعراف و بهشت – آیین مهر پرستی – مغان – پارسیان

چون پیروان دین زردشت جهان را به صورت میدان مبارزه میان خیر و شر تصور می‌کردند،‌ با این طرز تصور خویش، در خیال، محرک نیرومندی بیرون از قوانین طبیعت مقرر می‌داشتند که فردا را به کار نیک تشویق می‌کرد و ضامن اجرای آن بود. نفس بشری ر ا نیز، مانند صحنه جهان،‌نبردگاه ارواح پاک با ارواح پلید می‌دانستند؛ به این ترتیب،‌هر کس در نظر ایشان سربازی بود که خواه‌نا‌خواه در صف خدا یا در صف شیطان می‌جنگید،‌ و هر کار که به آن برمی‌خواست یا از آن خودداری می‌کرد، خود به خود،‌به تقویت دستگاه اهورمزدا یا دستگاه اهریمن می‌انجامید. با این فرض که انسان برای رسیدن به اخلاق نیک محتاج به تکیه‌گاه فوق طبیعی باشد، باید گفت که جنبه اخلاقی دین زردشت عالیتر و شگفت‌انگیز تر از جنبه‌ دینی و الاهی آن است؛ این طرز تصور به زندگی روزانه آدمی شرافت و مفهومی می‌بخشد که از دید قرون وسطایی نسبت به انسان، که او را چون کرم ناتوانی تصور می‌کرد، یا از دید جاری در این ایام،‌که او را دستگاه مکانیکی متحرک خود به خود تصور می‌کند، هرگز چنان شرافت و مفهومی برای آدمی فراهم نمی‌شود. انسان، مطابق تعلیمات مذهب زردشت، همچون پیاده صحنه شطرنج نیست که درجنگ جهانگیر دائمی بدون اراده‌ خود در حرکت باشد، ‌بلکه آزادی اراده دارد، ‌چه اهورمزدا چنان خواسته است که انسانها شخصیتهای مستقلی باشند و با فکر و اندیشه‌خود کار کنند، و با کمال آزادی در طریق روشنی، یا در طریق دروغ،‌ گام نهند. چه اهریمن،‌ خود، دروغ مجسم و جاندار،‌ و هر دروغگو و فریبکار بنده و خدمتگزار وی به شمار می‌رفت.

ادامه مطلب

بوداگرایی در ایران به حدود قرن‌های پنجم و ششم پیش از میلاد، یعنی زمان زندگی بودا می‌رسد. یک افسانه پالی می‌گوید که گسترش آیین بودا به بلخ بدست دو برادر بازرگان که از اهالی باختربوده‌اند صورت گرفته‌استاز قرن دوم میلادی، پارتی‌هایی همچون آن شی گائو برای گسترش بودیسم در چین کوشش کرده‌اند. بیشتر مترجمان اولیه متون بودایی به زبان چینی از اهالی پارت و دیگر پادشاهی‌های مرتبط با ایران امروزین بوده‌اندبودایی‌ها در دوره زمامداری ساسانیان مورد آزار قرار گرفتند و بسیاری از مکان‌های آن‌ها در آتش سوزانده شد. مکان‌های بودایی باقی‌مانده نیز در قرن پنجم میلادی در حمله هپتالیان از بین رفتند. در هنگام حمله اعراب در میانه قرن هفتم میلادی، بسیاری از مردمان شرق ایران بودایی بودند. افغانستان یکی از مکان‌های پرتجمع بوداییان بوده‌است؛ از مکان‌های دیگر یافت شده می‌توان ترکمنستان،تاجیکستان، ازبکستان و نیز خود ایران امروزی را نام برد. پیروزی اعراب، تیر نهایی را بر پیکره بوداگرایی در شرق ایران و افغانستان زد اگرچه در برخی مکان‌ها همچون بامیان و هده تا قرن‌های هشتم و نهم بوداییان وجود داشتند.حاکم مغول، غازان، که در جوانی آموزش‌های بودایی دیده‌بود، در ۱۳۱۰ میلادی به اسلام گروید و آنرا دین رسمی حکومت ایلخانان ساخت. او همچنین آیین بودایی را ممنوع اعلام کرد ولی به راهبان بودایی اجازه داد که به مناطق بودایی همسایه تبعید شوند.

ادامه مطلب

اشاره

معمول بوده که مسلمان شدنِ ایرانیان را معلولِ فروپاشى دولت ساسانى و استیلاى سیاسى و نظامى تازیان بر ایران زمین بشمارند; و چنان وانمایند که اگر سپاه ایرانیان در «قادسیّه» شکسته نمى شد، شاهنشاهىِ دیرینه ساسانى همچنان بر مدار کهنِ خویش مى گردید و «ایرانى» کماکان زرتشتى باقى مى ماند.هدف اساسى نوشتار حاضر بازبینىِ این اندیشه از منظرى تازه است; منظرى که از یک اندیشه ساده، امّا مغفول مانده نشأت گرفته است: تازیان نخستین مردمِ بى برگى نبودند که ایران را پیمودند. آخرین آنها هم نبودند; مقدونیان، ترکان، مغولان و تاتاران نیز فاتحانه بر این کهن بوم و بر پاى نهادند; پس چرا توفیق ایشان از همگان بیشتر بود؟ چگونه شد که «ایرانى»، بیشترین وام را از دین و فرهنگ عربى ستانْد و آن دیگران را به آرامى راند یا در خویش مستحیل کرد؟البته براى این پرسش ها در اشک و آه باستان گرایان، نمى توان پاسخى درخور یافت; امّا اندیشهورى هم که فقط از سرِ شیفتگىِ محض به اسلام سخن مى گوید، به دشوارى مى تواند آن رابطه علّى و معلولى مشهور میان فروپاشى دولت ساسانى و دگرکیشىِ مردم ایرانى را به چالش بکشد. چرا؟ چون نقص این هر دو در پافشارى بر قضاوت هاى از پیش کرده است: یکى وفادارانه، شکوهِ شاهنشاهى هاى کهن را مى ستاید و دیگرى دین مدارانه، بر یک واقعیّت تاریخى مى نگرد. امّا موضوع به سادگى تمام از این قرار است که ایرانیان، چه به تیغ اجبار و چه از سرِ رغبت ملّى، مجموعه بزرگى از باورها و رفتارهاى دینى را از بیگانه به وام گرفتند; و وام گیرى چه از سرِ ناچارى باشد و چه از روى علاقه، بستر مناسب مى خواهد. کاستىِ چیزى در «درون» است که رخنه «بیرون» را ممکن مى کند. ملّتى که پویایى و استوارى دارد، هرگز تسلیم بیگانه نمى شود و مردمى که در بن بست افتاده باشند، براى رهایى، حاجتى به جبر بیرونى ندارند. از این منظر، نمى توان فروپاشى دولت ساسانى و مسلمان شدنِ ایرانیان را دو پدیده جداگانه ــ که یکى علّت دیگرى باشد ــ دانست، بلکه بى گمان، این دو منشأ واحدى دارند. در نوشتار حاضر، کوششى رفته تا این منشأ شناخته شود.

ادامه مطلب

خشایارشا از پادشاهان هخامنشی است. پدرش داریوش بزرگ و مادرش آتوسا دختر کوروش بزرگ بود. نام خشایارشا از دو جزء خشای (شاه) و آرشا (مرد) تشکیل شده و به معنی «شاه مردان» است.اکنون در این مقاله قصد داریم که وجوه شخصیت خشایار شاه را بازشناسیم و از مردی سخن بگوییم که کمتر کسی میداند که” او که بود و چه کرد؟”سخن از مردی است كه نه در تاریخ وطنش چنان كه باید شناخته شده و نكات ضعف و قوت شخصیت او مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته است و نه در سرزمین های دیگر و در میان مردمی كه به واسطه لشكر كشی او به یونان به عنوان مهد فرهنگ و تمدن كهن غرب كینه توزانه و نفرت انگیز به وی می نگرند؛ به ویژه آن كه او را بر هم زننده و سوزاننده مركز آن تمدن، آتن، می دانند.خشایارشا در سن سی و شش سالگی به سلطنت رسید و در آغاز سلطنت شورشی را که در مصر برپا شده بود فرونشاند و بعد به بابل رفت و شورشهای آنجا را نیز سرکوب کرد. در این جنگ قسمت اعظم بابل ویران گشت.خشایارشا در صدد استفاده از اختلافات داخلی یونانیان نبود و نمی‌خواست به این کشور حمله کند. اما اطرافیان وی از جمله مردونیه داماد داریوش شکست ماراتن را مایه سرشکستگی ایران میدانست و خشایارشا را به انتقام فرا می خواند. یونانیان مقیم دربار ایران نیز که از حکومت این کشور ناراضی بودند از خشایارشا درخواست می‌کردند که به یونان یورش برد. در آن زمان در یونان حکومت‌های مستقلی با عنوان دولت شهر بر هریک از بلاد این کشور حکمرانی می‌کرد.  خشایار شاه صفاتی عالی داشته بطوریکه یونانیان بزرگ منشی او را ستوده اند.

ادامه مطلب
  •   دسته بندی : سایر مطالب
  •   بازدید :6916 بار
  •   تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۲/۰۷

از دیرباز راه‌های بسیاری برای تردد مسافران و کاروان‌های تجاری وجود داشت که به واسطه موقعیت جغرافیایی و عوارض طبیعی در طول تاریخ صدها پل برای سهولت رفت و آمد مسافران روی رودها و دره‌ها ساخته شد که از برخی از آنها هنوز استفاده می‌شود و بسیاری از آنها نیز ویران شده است. در اینجا به معرفی ده پل تاریخی در گوشه و کنار این سرزمین باستانی می‌پردازیم.

ادامه مطلب

مقبره کوروش بزرگ در پاسارگاد

مقبره کوروش تنها بنایی در پاسارگاد است که توصیف آن در منابع یونانی آمده‌است. مقبره کوروش در عین سادگی بسیار زیبا و چشم گیر است و در زمان حیات کوروش بزرگ به دستور وی ساخته شده است. بنای مقبره کوروش با تکنیک و مهندسی دقیق اجرا شده به گونه ای که پس از گذشت ۲۵ قرن هنوز استوار و پابرجاست.

کوروش کبیر

کوروش دوم، کوروش بزرگ یا کوروش کبیر، بنیان‌گذار و نخستین شاه شاهنشاهی هخامنشی بود که به مدت سی سال، در بین سال‌های ۵۵۹ تا ۵۲۹ پیش از میلاد، بر نواحی گسترده‌ای از آسیا حکومت می‌کرد.

مقبره کوروش کبیر کجاست؟

مقبره کوروش بزرگ که آرامگاه کوروش دوم هخامنشی ملقب به کوروش بزرگ یا کوروش کبیر است، بنایی بی‌پیرایه ولی با معماری منحصربه‌فرد، در فاصله حدود یک کیلومتری جنوب غربی کاخ‌های پاسارگاد است. مقبره کوروش از همه سوی دشت مرغاب پیداست، به‌ویژه اگر از سمت جنوب غربی از راه باستانی گذر کنیم و از تنگه بلاغی وارد دشت شویم، نخستین چیزی که جلب توجه می‌کند مقبره کوروش  است. آرامگاه کوروش در سال ۲۰۰۴ میلادی به عنوان زیر مجموعه پاسارگاد تحت شماره ۱۱۰۶ در میراث جهانی یونسکو ثبت شده‌است.

ادامه مطلب
  •   دسته بندی : معاصر
  •   بازدید :10619 بار
  •   تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۲/۰۱

ناصرالدین شاه همان گونه که در زنده بودن خود باعث دردسر مردم بود، مردن او نیز مصیبت دیگری را بر مردم تحمیل کرد. سنگ قبر ناصرالدین شاه هم دردسرهای عجیبی برای مردم در پی داشت.ناصرالدین شاه در آستانه پنجاهمین سال تاج گذاری خود در سال ۱۲۷۵ ه ‍.ش به دست میرزارضای كرمانی از پیروان سیدجمال الدین اسدآبادی و به تحریك وی در حرم شاه عبدالعظیم در شهرری ترور شد و از آن پس تهرانیان قدیم به ناصرالدین شاه لقب شاه شهید را دادند. تا مدت‌ها كالبد ناصرالدین‌شاه در تكیه دولت نگهداری شد و سپس در سالروز مرگش با اجازه علما و به دستور امین‌الدوله (صدراعظم وقت) در آرامگاه دایمی خود در كنار مرقد حضرت عبدالعظیم به خاك سپرده شد اما این پایان ماجرا نبود.از آنجا كه شاهزادگان و درباریان قاجاری نتوانسته بودند آرامگاهی اختصاصی برای شاه شهید! بنا كنند، به یكی از استادان برجسته سنگتراشی آن زمان به‌نام استاد حسین حجار (حجارباشی) در یزد دستوری مبنی بر ساخت سنگ قبری برای ناصرالدین‌شاه دادند.استاد حسین حجارباشی چهار سال زمان برای ساخت سنگ قبر ناصرالدین شاه  كرد. وی از یك تكه سنگ مرمر سبز با حجاری خارق‌العاده‌اش، تمثالی از شاه را حك كرد و نهایت ظرافت و زیبایی را در آن سنگ قبر به كار برد و دورتادور آن نیز، شعری ۱۲بیتی در سوگ او حك كرد. این حجاری از شاهكارهای دوران قجر محسوب می‌شود كه تا به امروز كسی نظیرش را ندیده است.سنگ قبر ناصرالدین شاه با مرارت و زحمت فراوان توسط مردم از یزد به تهران منتقل شد. در هر آبادی، حاكم نایب‌الحكومه، كدخدا و اعیان مجبور بودند كه در مسیر سنگ صف بكشند و كشاورزان هر آبادی سنگ را با غلتاندن آن روی تیرهای چوبی، به سمت تهران حمل می‌كردند.

ادامه مطلب
  •   دسته بندی : سایر مطالب
  •   بازدید :7346 بار
  •   تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۱/۳۰

حقیقت ۱ تا ۵

۱- فرعون هیچ وقت اجازه نمی داد موهایش دیده شود او همیشه تاج یا پوششی به نام nemes روی سرش می گذاشت (در عکس بالا پوشش سر مشهور توت انخ آمون را می بینید)
۲- پپی دوم مصر برای اینکه از نشستن مگس ها روی خود جلوگیری کند، همیشه چندین خدمتکار برهنه که با عسل آغشته شده بودند را نزدیک خود نگه می داشت.
۳- زنان و مردان مصری آرایش می کردند- رنگ آرایش چشم معمولا سبز  (ساخته شده از مس) یا مشکی (ساخته شده از سرب) بود. مصری ها معتقد بودند آرایش قدرت شفابخشی دارد. دراصل آرایش در ابتدا به عنوان محافظی در برابر آفتاب استفاده می شد تا وسیله ای برای زیبایی.
۴- درحالیکه استفاده از آنتی بیوتیک ها از قرن بیستم شروع شد، در طب مردم قدیم استفاده از غذاهای فاسد یا خاک در درمان عفونت ها رواج داشت. مثلا در مصر باستان عفونت ها با استفاده از نان کپک زده درمان می شد.
۵- بچه های مصری تا سن نوجوانی هیچ لباسی به تن نمی کردند. در آب و هوای گرم آنجا پوشیدن لباس لازم نبود. مردان بزرگسال دامن می پوشیدند درحالیکه زنان لباس کامل تری می پوشیدند.

ادامه مطلب
صفحه 1 از 3123
تگ ها سرای تاریخ ، سایت تاریخی ، دانلود ، مقالات ، داستان های تاریخی ،تاریخ ، مطالب تاریخی ، زندگینامه ها ، سایت سرای تاریخ ، وب سایت سرای تاریخ ، تاریخ